|
فصل سيزدهم رخدادهاى طبيعى در بيرجند زلزله درخراسان جنوبى )قهستان((46) موقعيت خاص جغرافيائى،اقليمى ومكانى ايران، موجب شده كه ايران درمحل يكى از سه كمربند اصلى زلزله جهان قرار داشته باشد. اين كمربند درايران به دوشاخه تقسيم مىشود، يكى از شاخهها، شمال و شمال شرقى ايران را در برگرفته، در شرق از ايران خارج مىگردد. شاخه ديگر شمال غربى، جنوب غربى وجنوب را پيموده و درجنوب شرقى از كشور، خارج مىشود. درخراسان جنوبى با مركزيت بيرجند وشعاع 300 كيلومتر در نيمه دوم قرن بيستم ميلادى در فاصله سالهاى 1995-1950 مطابق با 1374-1329 شمسى در ظرف 45 سال 372 زلزله با بزرگى بيشاز 4 ريشتر اتفاق افتاده است. دربين اين زلزلهها، چند زلزله باشدت مطلق بيشاز 7 ريشتر، اتفاق افتاد، كه تلفات جانى ومالى زيادى به بار آورد. اين زلزله در تاريخ 1347/6/9 شمسى مطابق با 1968/8/31 ميلادى در ساعت 14 و 17 دقيقه وباشدت مطلق بيشاز 7/5 ريشتر، به وقوع پيوسته است. اين زلزله به مركزيت دشت بياض، كارشك، گناباد، فردوس، سرايان، قاين و خضرى بوده و 13000 نفر كشته و 70 هزار نفر بىخانمان به جاگذاشته است. عمق كانون زلزله 26 كيلومتر و سطح تخريب در حدود 4000 كيلومتر مربع شامل: ده شهر و شهرك و 190، روستا بوده است. شدت مطلق زلزله، به حدى بود كه تپههاى اطراف خضرى، بالاى دهات كارشك و بسك آباد، بيش از دو متر نشست كرده بود. اين نشستها و شكافها ازبالاى تپهها شروع مىشود و از جاده مىگذرد تا جائى كه به تدريج از نشست آن كم مىگردد وبه دشت خضرى ختم مىشود. چون خانههاى اوليه قابل باز ساخت نبوده، تمام منازل با بلدزر هموار گرديدند ودر نزديكى آنها منازل جديدى بااستفاده از مصالح ساختمانى نسبتاً خوب بنا شد. اين زلزله با قدرت مطلق 7/5 ريشتر درتاريخ 1357/6/25 در ساعت َ7 و ْ35 دقيقه به وقوع پيوست. مركز اين زلزله شهر طبس، به طول جغرافيايى َ33-68 درجه و عرض جغرافيائى 57-43 درجه بود كه محدودهاى به وسعت 3375 كيلومتر مربع را تخريب نموده است. عمق كانون اين زلزله را 33 كيلومتر دانستهاند. تعداد كشتهشدگان اين حادثه را اكثر خبرگزاريها 15000 نفر ولى خبرگزارى پارس 11000 نفر اعلام كرده است. اكثر تلفات مربوط به شهر طبس بود )در حدود 10000 نفر( و بقيه كشتهشدگان به ترتيب، مربوط به روستاهاى دهك، كريت، خسروآباد، اسفهك، ديهوك، رقه، بشرويه و روستاهاى ديگر بوده است. براثر اين زلزله در شهر طبس، جز درختان نخل و چند ساختمان نوساز، چيز ديگرى باقى نماند، حتى مدرسه "دو منار طبس" كه از سده دوازدهم ميلادى بازمانده بود ويران شد و "دژابوالحسن گيلكى" نيز درهم شكست. مهمتر ازهمه، وضعيت سياسى و پرتنش آن زمان كار كمك رسانى و نجات را نيز دشوار كرده بود. |
|
موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران تعداد 350 پسلرزه راتاپايان سال 1357 در منطقه مذكور با بزرگاى بين 4/2 تا 5/3 ريشتر ثبت كرده است. آقاى حميدى كارشناس ارشد موسسه ژئوفيزيك، در رساله فوق ليسانس خود در مورد زمين ساختى طبس، اين طور اظهار نظر مىكند »گمان مىرود فعاليت گسلهاى جوان در قسمت جنوب - جنوب شرقى طبس باعث بوجودآمدن زلزله اخير گرديده است. آثار شكستگى كه در سطح زمين دراثر اين زلزله بوجود آمده متعدد است، كه بزرگترين آنها به طول 55 كيلومتر مىباشد.« در تاريخ شنبه 76/2/20 مقارن ظهر ساعت 12 و 28 دقيقه، زلزله مهيبى منطقه بزرگى را در حد فاصل شهرهاى بيرجند وقاين به بزرگاى 7/2 ريشتر، به تلى از خاك تبديل كرد و حداقل 1518 نفر را كشت، 2500 نفر رامجروح كرد و 19000 واحد مسكونى را در 150 روستا خراب نمود. تا صبح روز بعد تعداد 120 پس لرزه به قدرت 2/8 تا 5/5 ريشتر ثبت شده وباگذشت دوماه از وقوع زلزله اصلى پس لرزهها ادامه داشته است. حجم خسارات وارده به مسكن و احشام را دراين مناطق بيشاز 271 ميليارد ريال برآورد كردهاند. درشهرستان قاين دهستانهاى زيركوه، پسكوه، زهان، شاهرخت و حومه قاين از نظر تلفات جانى و خسارات مالى آسيب زيادى ديدهاند. در دهستان زيركوه 46 روستا 100% آسيب ديده و از نظر تلفات جانى به ترتيب روستاهاى اردكول، شوشك، محمدآباد زيركوه، تاجكوه، پيشبر، دارج عليا و سفلى، گمنج، ترومند، اسفرق، بقرائى، بشيران، گاركان، دزك، حسين آباد، مهرك و مناوند بيش از ساير روستاها تلفات داشتهاند. در دهستان پسكوه 17 روستا به تفاوت از 75% تا 100% آسيب ديدهاند. از نظر تلفات جانى به ترتيب روستاهاى: آبيز، اسفاد، فندخت، بهناباد و بيدخت بيش از ساير روستاها آسيب ديدهاند. دردهستان زهان 37 روستا به تفاوت از 60% تا 100% آسيب ديدهاند، و به ترتيب روستاهاى اسفدن، زهان و پژمان تلفات زيادى داشتهاند. در دهستان شاهرخت )پترگا(، 11 روستا به ترتيب از 50% تا 100% آسيب ديدهاند و روستاهاى چشمه بيد، چاه زرد و معصومآباد تعدادى كشته داشتهاند. در دهستان حومه قاين، جمعاً 15 روستا از 30% تا 100% آسيب ديدهاند و روستاى تيغاب 2 نفر كشته داشته است. در شهرستان بيرجند روستاهاى بشدّت آسيب ديده عبارتند از: تختهجان، سهراب، خونيك، گيت، اشك، گزيك، درخش، آسيابان، گاويج، درهچرم، آبگرم، آواز، زيلان، زيرك و نصرالدين. در اين حادثه در مقام اول، رهبر معظم انقلاب و سپس رياست محترم جمهورى، كليه سازمانها را موظف به امدادرسانى و تأمين تسهيلات و امكانات لازم نمودند و ضمناً اكثر ملل جهان وتمام خيرخواهان ايران، دراين زمينه از بذل هر نوع كمك و مساعدتى مضايفه ننمودند. |
|
انجمن بيرجنديهاى مقيم تهران با گردآورى كمكها و با برپائى مجالس سوگوارى و بااعلام ابعاد حادثه غمانگيز به جمعيتهاى خيرخواه جهانى اقدامات مؤثرى انجام داد. براى آگاهى بيشتر به وضعيت زلزله درصد سال اخير در منطقه قهستان، به جدولها و نقشههاى پيوست توجه شود. جدولها برحسب زمان وقوع، مكان، قدرت، عمق و پس لرزههاى متعاقب آن تنظيم شده است. نقشهها مربوط به زلزلهخيزى و گسلهاى فعال منطقه مىباشد.(47) نكات قابل توجه در نقاط زلزله خيز 1. وسايل بسيار ضرورى ومهم خود را از قبيل اسناد، شناسنامهها و نقدينگى و جواهرات را هميشه در يك جعبه چوبى محكم و دريك محل مشخص نزديك در خروجى نگهدارى كنيد. در نظر داشته باشيد كه از هر يك از افراد خانواده يك عكس درجعبه مذكور نگه داريد. 2. داخل جعبه چوبى، هميشه مقدارى كمكهاى اوليه، يك راديوى ترانزيستورى، يك چراغ قوه، و مقدارى از داروهاى ضرورى افراد خانواده را نگهدارى كنيد. 3. مقدارى از مواد غذائى فاسد نشدنى، براى مصرف يك هفته افراد خانوده درجاى امنى كه نزديك به درهاى خروجى به سمت حياط باشد، ذخيره سازيد. 4. يك ظرف آب 20 ليترى كه هر چند روز آب آن را تعويض كنيد در داخل حياط بگذاريد. 5. افراد خانواده خود را از محل اختفاى جعبه چوبى اسناد، مواد خوراكى، داروها، و راههاى خروجى و عمليات پناهگيرى مطلع سازيد. 6. عمليات پناهگيرى رابه افراد خانواده بياموزيد تابدين وسيله آنها را پيشاپيش براى مواجه شدن با حوادث ناگوار آماده سازد. 7. درمناطق زلزله خيز، بهتر است خانه ووسايل آن را بيمه كنيد و اسناد بيمه را نيز درجعبه اسناد نگهدارى كنيد. 8. به هنگام زلزله، چنانچه خانه شما يك طبقه است فوراً به محيط باز برويد. 9. هرگاه خانه شما چند طبقه و آپارتمانى است. هنگام زلزله به زيرميز، تختخواب ويا به زير راه پله پناه ببريد. 10. در داخل اتاق، ضمن اينكه دركنار ديوار قرار مىگيريد از نزديك شدن به وسايل شكستنى )بويژه پنجره( وهرجائى كه احتمال پرت شدن مىرود خوددارى كنيد، واز سرو صورت خود حداقل با دستها محافظت كنيد. |
|
11. درداخل آشپزخانه، كه از وسايل گازسوز استفاده مىشود، توقف نكنيد. 12. تاپايان مدت لرزش در وضعيت خود باقى بمانيد، و به محض اتمام زلزله، به محوطه باز پناه بريد، چون ممكن است بعداز زلزله چندين پس لرزه در فاصله كوتاهى رخ دهد. 13. پس از زمين لرزه عوامل ايجاد آتش سوزى احتمالى را رفع كنيد. 14. هرگاه درداخل ماشين هستيد از محوطه مجاور ساختمانهاى بلند دور شويد. در مكان گزينى سكونت گاههاى روستائى وشهرى واصولاً هر پروژه صنعتى و يا بناى ديگر مىبايست از حريم خطر و اطراف گسلها و نقاط زلزله خيز پرهيز نمود و به اين عامل توجه كافى نمود. از آنجايى كه گسلها از عوامل مؤثر زلزلهخيزى مىباشند، لذا شناسائى موقعيت و شناخت فعاليتهاى آنها ونقشى كه در تهديد سكونت گاهها و بناها مىتوانند داشته باشند مهم به نظر مىرسد زيرا چه بسيارند روستاها و شهرهائى كه پس از رانشهاى زمين و زلزله، تخريب شده و از بين رفته هرگز بنا نشده. ويا در مكان ديگرى ساخته شدهاند. جدول زير موقعيت، طول، و شدت زلزلههاى احتمالى گسلهاى عمده منقطه و تصوير شماره 54 موقعيت برخى از گسلهاى مهم ناحيه را نشان مىدهند. |
|
گشت كاشانههاى ما ويران كلبهها شد به خاك غم يكسان رفت دُر دانههاى ما در خاك گنج ما زير خاك شد پنهان شد سيه روزگار ما چون شب قَدّ ما شدخميده همچو كمان خون ما ريخت بر بساط زمين اشك ما شد فشانده بر دامان رفت صبر و قرار ما از دل گشته از غم فسرده، جان و روان نيست در اين كوير غم جز غم هست در جمع، ناله و افغان خانه ديگر نمانده پا برجاى اندرين خطه و در اين سامان حال ما را فقط خدا داند نكند درد ما جز او درمان خواستاريم از خداى بزرگ كه به ما صبر بخشد و ايمان سيل قهرى رسد ز جانب حق كه كند كاخ ظلم را بنيان حق ما را ستاند از ظالم كند آباد خانه دهقان باز آرامشى پديد آيد شود ايران بهشت جاويدان زين مصيبت به حق حق سوگند صفوى را نمانده تاب و توان
76/3/25 سيد ابراهيم صفوى
|
|
1. امبر سزنيكلاس ن و ملويل، چارلز لپ. تاريخ زمين لرزههاى ايران، ترجمه ابوالحسن رده، تهران: آگاه، 1370. 2. بنى اقبال، ناهيد ومحمد ابراهيم محّبى. »تاريخ زمين لرزههاى جنوب خراسان«، مقاله چاپنشده تيرماه 1376. 3. حميدى، گودرز، پس لرزههاى زلزله 25 شهريور 1357 طبس، تهران. دانشگاهتهران، مؤسسه ژئوفيزيك )پاياننامه تحصيلى(، 1358. 4. پرتوى، پروين. ارزيابى تحليلى بازسازى سه شهر زلزله زده ايران: فردوس، طبس، گلباف، تهران: مركز مطالعات مقابله با سوانح طبيعى، 1373. 5. معظمى گودرزى، خسرو. لرزهشناسى، تهران: وزارت علوم وآموزش عالى 1351. 6. زلزله ونديك 16 آبان 1355 جلد اول، تهران: نشر شتاب نگاشتهاى جمهورى اسلامىايران 1373. 7. زلزله... ديماه 1357 مركز تحقيقات ساختمان ومسكن، تهران: نشر شتاب نگاشتهاىجمهورى اسلامى ايران، 1373. 8. زلزله كريزان، خواف 23 آبان 1358، جلد اول، مركز تحقيقات ساختمان و مسكن، تهران: نشر شتاب نگاشتهاى جمهورى اسلامى ايران. 9. زلزله كولى، بنياباد 6 آذر 1358، جلد اول، مركز تحقيقات ساختمان ومسكن، تهران: نشر شتاب نگاشتهاى جمهورى اسلامى ايران. 10. روزنامههاى اطلاعات مورخ 2221 و 76/2/23 و روزنامه كيهان مورخ 76/2/24. 11. مجموعه سخنرانىهاى سمينار آموزشى، اثرات زلزله در ساختمانهاى متعارف، پرتوى، پروين، ارزيابى تحليلى بازسازى سه شهر زلزله زده ايران. 12. نوروزى، على اصغر. مهاجر اشجعى، ارسلان. مسعود پيمان وغلامعلى تقىزاده. پس لرزهها، گسترش خسارات و گزارش صحرائى زلزله بزرگ طبس در شرق ايران، تهران: سازمان انرژى اتمى ايران، 1354. |
|
بخش دوم : كسوف )گرفتگى خورشيد( كسوف يا گرفتگى خورشيد، هنگامى رخ مىدهد كه قسمتى از كره زمين در سايه ماه وارد شود. براى اينكه ماه در مقابل خورشيد قرار بگيرد و كسوف ايجاد شود، ماه بايد در همان جهت خورشيد قرار بگيرد، يعنى در هلال ماه نوباشد. پس گرفتگى خورشيد در موقعى رخ مىدهد كه هلال ماه نوباشد حادثه كم نظير بزرگترين كسوف 300 ساله اخير در روز سه شنبه 74/8/2 درساعت 6 و 22 دقيقه صبح برفراز بيرجند بوقوع پيوست. دراين ساعت، شهر در تاريكى محض فرو رفت. كليه اهالى بيرجند و جمع بسيار زيادى از علاقهمندان، به رؤيت كسوف و تهيه گزارش و عكس كه از ايران و كشورهاى جهان از چند روز قبل به بيرجند آمده بودند، شاهد اين رويداد تاريخى بودند. در شهرستان بيرجند دو محل يكى كوه قنبر در شهر بيرجند و ديگر قلعه فورگ درميانبراى مشاهده در نظر گرفته شده بود. كسوف در ساعت 5و22 دقيقه از حوالى قم شروع شد و سايهاى به عرض 20 كيلومتر داشت كه همان، سايه ماه بود كه در مسير گردش خود دربين خورشيد و زمين قرار گرفته بود. سايه ماه از اين لحظه به سوى شرق به راه افتاد و كسوف كامل حاصل شد. اين زمان تا ساعت 6 و 23 دقيقه به مدت يك ساعت به طول انجاميد كه ديدن اين مراحل، زيبا و شگفتى آور بود. كسوف كامل، 17 ثانيه طول كشيد و بينندگان را غرق در شادى و حيرت ساخت، لحظه پايان كسوف درساعت 7و30 دقيقه بود. كسوف دوم آبان، يك كسوف كلى بود، بنابراين، در نقاطى از سطح كره زمين مشاهده شد كه قرص تاريك ماه، براى مدتى قرص خورشيد را كاملاً پوشانيد. اين نقاط در نوارى موسوم به "كسوف كلى" كه از ايران، افغانستان، پاكستان، هند، بنگلادش، ميانمار، تايلند، كامبوج، ويتنام و شمال شرقى مالزى مىگذرد، قرارداشت. كسوف در ايران در لحظه طلوع خورشيد اتفاق افتاد. بنابراين در اكثر نقاط ايران قابل رؤيت بود. اما صد درصد گرفتگى خورشيد در دو نقطه ايران به صورت همزمان اتفاق افتاد "بيرجند" و"جندق".در برخى از نقاط ايران كه مرحله، ماكزيمم گرفتگى قبل از طلوع خورشيد اتفاق افتاد، قابل مشاهده نبود. صدا وسيما در روزهاى قبل از وقوع كسوف مردم را مطلع كرد كه براى رؤيت كسوف، حتماً بايد از عينك خاص و يا حداقل از فيلمهاى راديولوژى استفاده شود. اما چون در يك فاصله زمانى كوتاه تهيه عينك و يا فيلم راديولوژى براى همه ميسر نبود و تعدادى با چشم غير مسلح به كسوف نگاه كردند، دچار سوختگى سطحى قرنيه چشم شدند كه در ظرف چند روز بهبود يافتند. |
|
نماز آيات پس از رؤيت كسوف توسط امام جمعه بيرجند و با شركت بيش از بيست هزار نفر تماشاچى در محل ترمينال مسافربرى بيرجند برگزار گرديد. پس از خاتمه نماز كليه افراد توسط فرماندارى بيرجند با شيرينى و توسط حاج محمود احتشام با چاى زعفران پذيرائى شدند. كسوف بعدى براساس پيش بينى آقاى دكتر تقى عدالتى )مجله نيوار پاييز 1374) در تاريخ 1378/5/2 به هنگام طلوع خورشيد در بسيارى از مناطق ايران و به مدت 2 دقيقه و 23 ثانيه مشاهده شد. گرفتگى هاى كلى خورشيد علاوه بر الهام بخشيدن درامر "رصد كردن" داراى ارزش نجومى مىباشند. در اين زمان مىتوان از خورشيد عكس گرفت واز جو خارجى و زبانه هاى آن مشاهدات طيف نگارى به عمل آورد و نور و حرارت منتشر شده توسط هاله خورشيد را اندازه گرفت )مجله نيوار - پاييز 1374). به چند عكس كه نمايانگر مراحل مختلف كسوف مىباشد، توجه شود. سمينار نجوم به مناسبت گرفتگى خورشيد به مناسبت رخداد كم نظير گرفتگى خورشيد، دانشگاه بيرجند باهمكارى دانشگاه تهران - مؤسسه ژئوفيزيك وانجمن فيزيك ايران "سمينارنجوم" به مدت سه روز از تاريخ 30/7/74لغايت 2/8/74 درمحل دانشگاه بيرجند برگزار كرد. در اين سمينار صرف نظر از جمعشدن متخصصان ستاره شناسى و فيزيك دانهاى ايران در بيرجند مقالاتى به شرح زير ارائه گرديد. 1. مبانى نظرى لرزهنگارى خورشيد و ستارگان دكتر يوسف ثبوتى 2. تاج خورشيد از ديد نجوم راديوئى دكتر سعداللَّه نصيرى قيدارى 3. محاسبه عمق نورى در خطوط فرونها فر در دكترروشن سلمان زاده طيف ستارگان و خورشيد 4. امواج مغناطوهيدروديناميك در جو خورشيد الچين بابايف 5. خورشيد و گرفتگى آن على عجب شيرى زاده 6. تحليل منحنىهاى نورى دوتائىها گرفتى محمدتقى عدالتى 7. فعاليتهاى رنگينكرهاى در ستارههاى دوتائى داود محمد زاده جسور 8. نسبيت و كسوف محمد حسين دهقانى 9. تاريخ كسوف ابوالفضل نبئى 10. لرزهنگارى خورشيدى از ديدگاه تجربى احمد كياست پور 11. بادهاى خورشيدى جمشيد قنبرى 12. شتابگيرى ذرات پلاسماى باد خورشيدىدر دم محمود مصلحى فرد مغناطيسى در مغناطوكره سياره زمين 13. نوترينوهاى خورشيدى موسىاكرمى 14. سفر براى رصد و رؤيت گرفتگى خورشيد 1374/8/2
به مناسبت كسوف كامل خورشيد در تاريخ 1374/8/2 و اجتماع دانشمندان جهان در بيرجند |
|
آفرين اى بيرجند نازنين بيرجند نازنين صد آفرين ماه اگر خورشيد راتاريك كرد از تو روشن شد ره اهل يقين گشتى از تاريكى خور سرفراز چون بود نام تو با دانش قرين از وجود تو شدايران نامدار گرچه بودى در جهان گوشهنشين پاك يزدان خلعتت در بر نمود تا شوى مشهور عالم به ز چين بهر ديدار تو دانش پروران رو نمودند از يسار و از يمين جمله را در برگرفتى همچو جان اسب دانش را كشيدى زير زين ريختى دركام دانشمند شهد نام تو شيرينتر است از انگبين كاخ دانش را نمودى پر گهر خاتم زرين ايران پر نگين تپهات نامى تراز الوند شد اين بود فرمان ربالعالمين نام استان برتو مىزيبد كه هست خاك تو با دانش و بينش عجين من شنيدم نكتهاى با گوش جان كه نه شايد شكوه كردن زانواين گرشود حقّى به ناحق پايمال دست حق آيد برون از آستين صد چو من پرورده دامان توست كه نباشد در برما قهر و كين بنده خاص خداونديم ما دشمنان دشمن ايران زمين
»محمد ابراهيم صفوى « |
|
بخش سوم : سيل شايد براى برخى تعجبآور باشد كه در منطقه خشك و كم باران بيرجند، سيل هرسال و گاهى چند نوبت درسال، موجب ويرانى مزارع، باغها، جادهها وواحدهاى مسكونى مىشود و تأسيسات عمومى شامل: برق و آب وواحدهاى ادارى را منهدم مىكند و تلفات جانى براى انسان و دام به بار مىآورد. علت سيل رابايد فقدان پوشش گياهى مناطق كوهستانى و جلگهها دانست. قطع درختان جنگلى و چراى بىرويه گوسفندان به علت نياز مالى وعدم دسترسى به منابع سوخت سنگوارهاى، اين روند تخريب را تشديد مىكند. جريان سيلها دربرخى از مواقع، آنقدر شديد است كه باور كردنى نيست. ليكن اين جريانها، تنها چند روزى ادامه دارد و در بقيه ايام سال، كشاورزان با كم آبى شديد مواجه مىشوند. چنانچه در هريك از حوزههاى آبريز، يك يا چند سد كوچك ساخته شود، نه تنها از ايجاد سيل جلوگيرى مىگردد بلكه همان طور كه قبلاً نيز گفته شده، اين سدها موجبات تغذيه سفرههاى آب زيرزمينى و داير بودن قنوات، و همچنين محلى براى تفرّج مردم شهر و روستا و منبعى براى آبيارى در فصول خشك ايجاد مىشود. به منظور اطلاع خوانندگان، به ذكر سيلهاى ده ساله اخير وميزان خسارت آنها اكتفا مىشود تا شايد براى مسئولين امر از باب »اعتبر و يا اولىالابصار« باشد، وبدانند كه براى آبادانى مناطق خشك هيچ راه و چارهاى جز ضبط بارندگىها به طرق متفاوت فراهم نمىباشد. )سدها - آبخوانها، سدهاى خاكى معمول در منطقه، تزريق آبها به داخل چاهها و....( مجموع خساراتى كه براثر سيل در ده ساله اخير به شهرستان بيرجند وارد شده افزون بر 135 ميليارد ريال بوده است كه با آن در حدود 1000 سدكوچك مخزنى مىتوان ساخت و به جاى ويرانى چند صد برابر هزينه آن بر عمران و آبادانى منطقه افزود )به فهرست سيلهاى ده ساله اخير در شهرستان بيرجند و خسارات آنها توجه شود( دراين محاسبات خسارات ناپيدا از قبيل فرسايش كوهها وتپهها، دشتها و اراضى زراعتى كه ميزان آنها را نمىتوان براحتى با عدد و رقم مشخص ساخت، منظور نگرديده است. تنها به ذكر اين مطلب اشاره مىشود كه 700 سال طول مىكشد تا دراثر عوامل فيزيكى، مكانيكى، شيميائى و بيولوژيكى يك اينچ( 2/5 سانتىمتر( از سطح صخرهها خرد و تبديل به خاك شود.
|
|
بخش چهارم : خشكسالى متوسط بارندگى شهرستان بيرجند درطى سالهاى 1334 تا 1366 در حدود 170 ميلىمتر بوده است. طبعاً اين مقدار در مناطق حاشيه كوير كمتر از 100 ميلىمتر و درنقاط كوهستانى بيش از 200 ميلىمتر مىباشد. توزيع باران نيز در اين شهرستان نامناسب است. بيشتر باران در ماههاى آذر و فروردين مىبارد. چون بارش باران به صورت رگبار تند است، قسمت اعظم آن نه تنها به صورت روان آب جارى مىشود، بلكه موجبات فرسايش و در برخى از موارد تخريب اماكن و مزارع را فراهم مىسازد. اين روان آبها يا به كوير مىريزند ويا از كشور خارج مىشوند. كارسازى ريزشهاى جوى صرف نظر از مقدار، به عوامل درجه حرارت ، ميزان تبخير سطحى، فشار هوا، كثرت و شدت بادها، موقع و دفعات بارندگى بستگى دارد. با كمال تأسف اين عوامل نيز در منطقه در وضع نامطلوبى مىباشند. آمار سال 1365 اين مطلب را بيشتر روشن مىسازد. در اين سال متوسط حرارت سالانه 16/2 درجه سانتىگراد، حداكثر مطلق 44درجه، ميزان تبخير سالانه 2770 ميلىمتر و 66% ايام سال هوا ناآرام و طوفانى بوده است. باتوجه به شرايط فوق هر چند سال در بيرحند خشك سالى اتفاق مىافتد كه ناشى از كم بارانى مىباشد. پيامدهاى خشك سالى از بين رفتن ديمزارها )كه ماكزيمم سطح زير كشت را تشكيل مىدهند(، قحط و قلا، ازدياد امراض، مرگ ومير و مهاجرت مىباشد، خاصه اينكه اكثر افراد اين شهرستان كشاورز هستند و كشت و كار آنها جنبه خود مصرفى دارد.(51) كاشت ديم غلات حداقل به 250 ميلىمتر باران نياز دارد. ليكن چون كشت غلات متعاقب يك سال آيش مىباشد، اين امر به آنها كمك مىكند كه از ذخيره باران سال قبل )حداكثر در حدود 20%) استفاده نموده حاصلى برداشت كنند. بنابراين هرگاه يك سال با كم بارانى مواجه شوند نه تنها در آن سال توليد ارزشمندى نخواهند داشت بلكه درسال بعد هم با مشكلاتى برخورد خواهند كرد. |
|
در بيرجند هر چند سالى، پديده خشكسالى اتفاق مىافتد وگاهى نيز چندين سال پياپى ادامه پيدا مىكند. دكتر گنجى از شش سال خشكسالى متوالى از سال 1322 لغايت 1327 حكايت مىكند. نامبرده در مقاله خود از مهاجرت 180000 نفر از جمعيت 000/250 نفرى قاينات درسالهاى 1325 و 1326، كه در جستجوى كار به نواحى شمالى خراسان و گرگان و دشت عزيمت كرده و بعضاً به گدائى وتكدى پرداختهاند ياد مىكند. گنجى اضافه مىنمايد كه نيمى از اين تعداد به موطن خود بازگشتند، اما با خود بيماريهاى گوناگون به ارمغان آوردند.(52) حادثه خشكسالى دقيقاً معلوم نيست كه هرچند سال وبراى چه مدتى اتفاق مىافتد. ليكن برخى از منابع به خشكسالىهاى 7 ساله اشاره كردهاند. كلاماللَّه مجيد نيز در سوره يوسف آيات 46 و 47 به خشكسالى 7 ساله اشاره دارد. در افغانستان نيز همزمان با خشك سالى بيرجند، خشكسالى اتفاق افتاد كه در آن به گلههاى گاو وگوسفند تلفات سنگينى وارد آمد، )لمتون صفحه 53)(636) حكيم ابوالقاسم فردوسى نيز در شاهنامه از خشكسالىهاى هفت ساله سخن گفته است: |
|
همه سوخت آباد وبوم ودرخت برايرانيان برشد اين كار سخت زباران هوا خشك شد هفت سال دگر گونه شد بخت و برگشت حال شد از رنج وتنگى جهان پرنياز همى بود از هرسوئى ترك تاز زخشكىدهان هوا پاك شد دل خاك از تشنگى چاك شد براين سان همى بود رنج ونياز برآمد براين روزگاران دراز برينست دهقان كه پروردگار چوبخشود راهت نمايد بكار
|
|
آندراس Andreas و استولز Stolz با مقايسه قحطىهاى سالهاى 1860-1881 درايران و مقايسه آن با هندوستان دريافتند كه هر 10-12 سال يك بار خشك سالى در ايران رخ مىدهد ص 54)(49) در مناطق كوهستانى باتوجه بهاينكه مردم براى مصارف كشاورزى و شرب از آب چشمه يا قنات استفاده مىكنند وعمق مادر چاه وطول تونل زيرزمينى قنوات نيز كوتاه است، كمترين بارندگى در ميزان آب چشمهها و قنوات اثر مىگذارد. همچنين باهر خشك سالى ميزان آب آنها بشدت كاهش مىيابد، درحدى كه برخى از چشمهها خشك مىشوند. بنابراين مجموعه اين عوامل سبب مىشود كه زندگى كشاورزان به خطر افتد و در صد روستانشينان مرتباً از 87% در سال 1335 به 52% درسال 1375 تقليل يابد. در دشتها به علت اينكه عمق مادر چاه وطول تونل زيرزمينى قنات زياد است و از سفرههاى آب زيرزمينى مطمئنترى استفاده مىشود، خشك سالىهاى موقت آنقدر در ميزان آب آنها تأثير نمىگذارد. گنجى براى روشن ساختن اهميت خشكسالى از نظر اقتصادى و اجتماعى در مقايسه ياد شده به ذكر يك مثال از استراليا مىپردازد و درآن عنوان مىكند كه دركشور مذكور هرگاه 50 سانتىمتر باران سالانه به23 يعنى 33 سانتىمتر تقليل يابد، ميزان محصول گندم بهنصف و ظرفيت چراى گوسفندان درمراتع به 16 تقليل مىيابد، و چنانچه ميزان باران به 12 كاهش يابد، ميزان عملكرد بر حسب تصاعد هندسى پايين مىآيد. طبعاً در شهرستان ما كه حداكثر ريزشهاى جوى در مناطق كوهستانى بين 200 تا 250 ميلىمتر مىباشد، كاهش مقدار جزئى از ميزان باران خسارات جبران ناپذيرى بوجود مىآورد، مگر آنكه همان طور كه در مبحث آبخواندارى ذكر شده است در احداث سدها و در احياء مراتع بكوشيم و از ديم كاريها بر روى مناطق شيب دار بپرهيزيم. از سال 1377 مجدداً خشكسالى آغاز شده و معلوم نيست تا چه زمانى اين وضع اسف آور ادامه خواهد داشت. در سال 1380 نيز خشكسالى به اوج خود رسيد و سازمان آب ناچار شد آب منازل را در تهران و برخى از شهر |