|
فصل چهارم
جغرافياى انسانى و تقسيمات سياسى بيرجند جمعيت شهر بيرجند در ادوار مختلف متفاوت بوده كه مىتواند در اوضاع اقتصادى و اجتماعى بيرجند مورد مطالعه قرار گيرد. بعلاوه اعلام جمعيت بيرجند در زمانهاى مختلف توسط افراد مختلف براساس تخمين بوده است ونه براساس سرشمارى . گلداسميد Goldsmid جمعيت بيرجند را درسال 1873 ميلادى برابر با 1252 شمسى 15000 نفر ، استوارت Stewartجمعيت آن را در سال 1886برابر با 1265 شمسى 14000نفر و لورينى Lorini جمعيت بيرجند را چند سال بعد 18000 نفر تخمين زدهاند. جمعيت شهرستان بيرجند طى سرشماريهاى سالهاى 1365 1355 1345 1335و 1375 به ترتيب عبارت بوده است از : 276460 295791 165619 139383 114196 نفر. جمعيت شهرى و روستائى بيرجند طى سرشماريهاى فوق به شرح زيراست : سال 1375 1365 1355 1345 1335 شهرى 131488 81798 46943 25854 13934 روستائى 145012 213993 118676 113429 100262 جمع 276460 295791 165619 139383 114196 علت كاهش جمعيت شهر بيرجند و شهرستان بيرجند در سال 1335 براساس مقاله دكتر گنجى تحت عنوان "خشكسالى و قحطى در قائنات"، مهاجرت 180000 نفر از جمعيت 250000 نفرى شهرستان بيرجند به علت خشكسالى در فاصله سالهاى 1325 و 1326 به نقاط شمالى استان خراسان و گرگان و دشت بوده است. به تصاوير 18-21 و به جدولهاى 14-20 پيرامون جمعيت شهرستان در رابطه با جنس، سن، سواد و... بخشهاو دهستانها مراجعه شود. |
|
وضع سواد در شهر و شهرستان بيرجند در آبانماه 1375، از 238997 نفر جمعيت 6 ساله و بيشتر شهرستان، 76/8 درصد باسواد بودهاند.نسبت باسوادى در بين مردان 82/33% و بين زنان 71/06% بوده است. اين نسبت براى مردان و زنان شهرى به ترتيب 92/5% و 85/39% و براى مردان و زنان روستائى 72/4% و 58/79% بوده است. )جدول شماره 21) در اين شهرستان 94/31% كودكان 6 - 10 ساله، 97/39% نوجوانان 11 - 14 ساله و 94/77% از جوانان 15 - 24 ساله به تحصيل اشغال داشتهاند. با اين شرح 76/80% از جميعت 6 ساله و بالاتر باسواد بودهاند. اين نسبت در نقاط شهرى 88/72% و در نقاط روستائى 65/59% بوده است )جدول شماره 21). جدول شماره 22 درصد باسوادان گروههاى سنى را در فاصله زمانى ده سال 1365 - 75 نشان مىدهد. دادههاى جدول مذكور نمايانگر بهرهمندى بيشتر افراد از نعمت سواد در سال 1375 و بويژه مردان دارد. اين امر به لحاظ حاكم بودن شرايط ويژه اجتماعى مردان در شهر وبخصوص در روستا مىباشد. جدول شماره 23 درصد باسوادان را در گروههاى عمده سنى در كل كشور، استان خراسان و شهرستان بيرجند در سال 1375 نشان مىدهد. براساس اين جدول ميزان باسوادى جمعيت 6 ساله به بالا در سطح شهرستان نسبت به استان و كلكشور در سطح پايينترى قرار دارد، ليكن درصد باسوادى در بين جمعيت لازم التعليم در شهرستان نسبت به كل كشور بالاتر است كه نمايانگر پوشش دبستانى در سطح شهرستان مىباشد.
|
|
آمار سال 1355 نشان مىدهد كه 95% از جمعيت شهرستان بيرجند متولد خود شهرستان و 5% ديگر مهاجرينى از ساير شهرهاو يا از كشور افغانستان بودهاند.تعدادى از مهاجرين داخلى شامل متخصصين دانشگاهى و دانشجويان و پزشكان بودهاند كه در تكميل دانشگاههاى بيرجند نقش عمدهاى داشتهاند. ليكن آمار سال 1365 نشان مىدهد كه در طى ده سال گذشته حداقل 113000 نفر از مهاجرين داخلى و خارجى )افغانى( به اين شهر مهاجرت كرده كه از اين تعداد 31% مربوط به جابجائى ايرانىها و 69% ويا قريب 80/000 نفر از افاغنه بوده است. افغانها براى سكونت در بخشهاى :نهبندان، سربيشه ،درميان و مركزى ودر دهستانهاى آواز ، گزيك ، شمسآباد، اسدآباد و درح مستقر شده بودند. اين موضوع بيانگر امكانات اين شهرستان است كه توانسته بود در امر اسكان و معيشت چنين جمعيت كثيرى كفايت و آمادگى نشان دهد. ضمناً در سال 1366 مهاجرين افغانى به 1100000 نفر افزايش داده شده بود. |
|
تا جائى كه به خاطر دارم در ظرف 70 سال گذشته مشاغلى به شرح زير در بيرجند وجود داشته كه برخى از آنها منسوخ شده و برخى تاكنون باقى مانده است. اين مشاغل بر حسب حروف الفباء به شرح زير مىباشند: الف - آهنگرى (1)، آسيابانى، استاد كارى )غربتى((2)، ابريشم بافى و توليد پيله كرم ابريشم، آب انبار سازى ، اشتر چرانى ب - برش زنى، بقالى، بزازى، بلو دره دوزى (4)، برزيگرى، بنّائى پ - پزشك سنتى، پالان دوزى، پيله دوزى، پشم پاك كنى، پنبه دوزى )حلاجى(، پشم زنى، پستى )پستچى(. ت - تاجر، توپ چى، چراغ چى، تفنگ سازى ج - چ. جوال دوزى، جارچى، جوراب بافى، جاجيم بافى، چراغ چى، چوپانى، چوبدارى (4)،چاه كنى ح - حلبى سازى، حجامت گرى، حصير بافى، حكيمىگرى، حلواپزى، حمالى، حمامى، حكاكى خ - خراطى، خراس چى (5)، خرسوداكنى، خشت مالى، خوشه چينى د - داشگرى )كوزهگرى( (6)، دالان دارى، دباغى (7)، دلالى، دستكش بافى، دعا نويسى، داروفروشى )گياهى(، دشتبانى، دوك ريسى )نخ ريسى(، دايهگى )مامائى( و دلاكى. ذ - ز. زغال فروش، رنگرزى، رمالى، رفوگرى، روىگرى، روغن گيرى، زرگرى. س - ساربانى )شتربانى(، سبدبافى، سلمانى، سمسارى، سردمدارى )شيرهكش خانه( ش - شكستهبندى، شيرينىپزى، شكارچى. ص - صابون پزى، صباغى (8)، صحافى، صرافى (9). ع - غ- عرق چىدوزى (9)، عطارى، علاقهبندى (10)، علافّى (11)، غسّالى ف - ق - فالگيرى، فراشى، قابلگى، قالى و قاليچه بافى، قالى و قاليچه فروشى، قفل سازى،قصابى، قارت دوزى (12)، قبركنى، قورچى(13)، قرقبانى، قنادى، قپان چى، قيطان بافى، قهوه چى. ك - كمان گرى، كفاشى، كلاهمالى، كورهپزى، كتاب فروشى، كالسكه چى،كاروانسرادارى، كورگىمالى، كباب پزى، كورگى بافى، كرباس بافى، كنّاسى )مبال خالى كن(، كف بينى. گ - گيوه چى(16)، گارى چى، گوشت داغ كنى، گليم بافى، گداز گرى )ذوب كن و يا نرم كن فلزات(، گوال بافى )جوال بافى(، گلدوزى، گلخن توئى )كسى كه حمام را گرم مىكند( و گل سرشوى فروشى. |
|
ل - م - لبافى، لولهكشى، لحاف دوزى، مسگرى، مرابحه كارى، ميرآبى، مير شب، مكتب دارى، مارگيرى، مشاطه گرى، مليله دوزى، ميوهفروشى، مقّنى (17)، مرده شوئى، موذّنى. ن - نمدمالى، نساجى، نجارى، نعل بندى، نانوائى و نالين دوزى )تشك دوزى(. ه - هيزم كنى.
پاورقى مشاغل معمول در بيرجند 1. آهنگرى: بازار آهنگرها از بازارهاى پر رونق بيرجند بوده و در آهنگريها، انواع وسايل كشت از قبيل بيل و كلنگ و ساير وسايل ساخته مىشده است. 2. استادكار )غربتى(: اين افراد جاو مكان مشخصى براى زندگى نداشتند و پيوسته بازن و بچه و حيوانات خود از روستائى به روستاى ديگر جا عوض مىكردند و در هر روستا با ساختن اره و چاقو و داس و از اين قبيل امرار معاش مىكردند. 3. بَرش زنى: بند زدن ظروف چينى شكسته با بستهاى فلزى و ملات آهك و سفيده تخممرغ. 4. چوبدارى )چودارى(: گوسفنددارى، كسى كه گوسفند خريد و فروش مىكند. 5. خرّاسى: كسى كه خراس رااداره مىكند. )خرآس( يعنى آسيائى كه سنگ آسياى آن با خر و يا حيوانات ديگر مىچرخد. معمولاً درخراس از دانههاى روغنى، روغن استخراج مىشود. 6. دَاشگرى )كورهپزى(: ساختن كوزه، قدح، كاسه، خم، تنو، خشت، تغار و كليه اشيائى كه با خاك رس ساخته شوند و در داش )كوره( پخته شوند. 7. دبّاغى: عملى كه توسط آن پوست حيوانات را براى مقاصد خاص رويه ويا تخت كفش وازاين قبيل نرم و آماده سازند. 8. صبّاغى: رنگرزى نخ، پارچه و لباسهاى كهنه و نو در خمهاى رنگرزى تا به رنگ مورد نظر در آيد. 9. عرق چىدوزى: )دوخت سرپوش( ياكلاه ظريفى كه معمولاً از آن براى زير عمامه ويإ؛نأظظ به هنگام خواب استفاده مىشود. 10. علاقه بندى: شغلى كه تسبيح درست مىكند ويا دانه هاى تسبيح را بند مىنمايد و ضمناً قيطان بافى و تهيه جا نماز و مهر را بهعهده دارد. 11. علاّفى: فروشندگى آذوقه چهارپايان و هيزم و كنده وازاين قبيل . 12. قارت دوزى: كسى كه لباس خاصى براى چوپانان وساربانان مىدوزد. |
|
13. قورچى:كارگر اسلحه خانه، مسئول اسلحه خانه. 14. كفّاشى:بازار كفاشها در بيرجند معروف بوده وانواع كفشهاى زنانه به نامهاى ساغرى، كفش ساده طبلك استخوانى، طبلك چوبى، كفش گرجى ونيز انواع كفشهاى مردانه مانند چپت، ارسى، چوپانى، و پوزار در آن ساخته مىشد. دربيرحند نامزد كردن دخترها با كفشهاى زيبائى كه در پاشنه آن طبلكى از استخوان شتر تعبيه شده و با خالهاى رنگارنگى نقش و نگار شده بود ورويه آن از يك نوع چرم كه به نام سياخته و به رنگ قرمز وگاهى سبز بود ساخته مىشد. اصطلاح در كوش )كفش( كردن يك دختر بهمعنى نامزدى او براى يك پسر بوده است. در وصف كفشهاى بيرجند قدما اشعارى سرودهاند: لبو لبو قند بوده گل مو كچكهات(75) تا كمر بنده گل مو اجازه دل كه موكوشى بيارم كه كوشو مال بيرجنده گل مو 15. كورگى باف: كركين باف = بافت پارچه ويالباسى كه از كرك باشد. 16. گيوه چى: رويه گيوه معمولاً توسط بانوان از نخ پنبه يا ريس و با قلاب چيده مىشد و تخت آن توسط آقايان از برشهاى كرباس بهم فشرده ساخته مىشد. گيوه سالها جزو هنرهاى ظريفه و پاپوش تابستانها محسوب مىشده است. درحال حاضر اين هنر به فراموشى سپرده شده است. 17. مقّنى:كسى كه كاريز حفر مىكند ويا قنوات را لايروبى مىكند. |
|
بيرجند بعد از استقرار نظام جمهورى اسلامى با استقرار نظام جمهورى اسلامى، توجه بيشترى به قسمتهاى مختلف ادارى، صنعتى، آموزشى و كشاورزى مناطق محروم گرديد و آموزش عالى بيش از بيش مورد عنايت واقع شد. متعاقب آن به بخشهاى صنايع، استخراج معادن، قالى بافى و كشاورزى توجه لازم معطوف شد. اداره كل راه و ترابرى كه حوزه فعاليت آن شامل راههاى ارتباطى جنوب شرقى مىگردد، در شهر بيرجند تشكيل شد. از طرفى نظام نوپاى جمهورى اسلامى ايران با متلاشى شدن شوروى سابق مصادف مىشود و از تجزيه اين ابرقدرت، كشورهاى تازه به استقلال رسيده: قزاقستان، قرقيزستان، ازبكستان، تاجيكستان، تركمنستان، آذربايجان، ارمنستان، روسيه سفيد، اُكراين، ليتوانى، مولداوى، استونى و گرجستان پابه عرصه سياست بينالمللى مىگذارند. با موقعيت ايجاد شده ايران با كشورهاى همسايه تركمنستان، آذربايجان و ارمنستان روابط حسنه برقرار مىكند. بويژه كه اين كشورها تمايلى به انتقال كالا از محور بيرجند به بندرچابهار و دست يابى به آبهاى گرم خليج فارس و بحر عمان دارند. برقرارى حكومت وهابى در افغانستان و قتل و غارت اموال مردم به نام اسلام، دستيابى پاكستان به انرژى هستهاى و حمايت اين كشور از حكومت غيرقانونى افغانستان، كشمكشهاى ديرينه و امروزى هندوستان و پاكستان برسر مسئله كشمير و نيز واقع شدن بيرجند در يك موقعيت خاص بينالمللى توسعه همه جانبه بيرجند را الزامآور ساخته است. مجموعه عوامل فوق موجب شده و خواهد شد كه بيرجند از نظر سياسى، نظامى، اقتصادى و فرهنگى مورد توجه قرار گيرد و مجد و عظمت ديرينه خود را كه بحق شايسته است، بازيابد و در راه توسعه با توجه به نيروهاى متخصص خود با سرعت بيشترى پيشرفت نمايد. |
|
منابع مورد مطالعه در بخش اول : جمعيت 1. آيتى، ابوالحسن "خاطراتى از بيرجند و رويدادهاى سياسى" تهران انتشارات موفق، 1376. 2. آيتى، شيخ محمد حسين "بهارستان -درتاريخ وتراجم رجال قاينات و قهستان" مشهد: دانشگاهفردوسى، چاپ دوم 1371. 3. احمديان، محمد على. "جغرافياى شهرستان بيرجند"، مشهد: مؤسسه چاپ آستان قدس رضوى، 1314 ص 75 4. احمدى بيرجندى، احمد » نگاهى گذرا به تاريخ بيرجند « مشهد: ديار آفتاب، صفحه 11. 5. استخرى )مترجم( كتاب حدود العالم صص 273-275. 6. بهنيا، محمدرضا. "زراعت زعفران"، تهران: دانشگاه تهران، 1370 صص 2-3. 7. بيهقى ، ابوالحسن على، » تاريخ بيهق « ص 46. 8. حافظ ابرو "جغرافياى خراسان درتاريخ حافظ ابرو" به تصحيح دكتر غلامرضا ورهرام تهران: مؤسسه اطلاعات، 1371. 9. حموى، ياقوت. » معجمالبلدان « ج 4 ص 416، جلد 1 صفحه 783. 10. روزنامه اطلاعات، "ايران پيشگام مبارزه با توليد وقاچاق مواد مخدر در جهان" تهران: مورخ 1378/4/6. 11. روزنامه جامعه، آزمايش بمب در مرزهاى ايران، شماره 79، مورخ 77/3/10. 12. جغرافياى استان خراسان، مشهد، 1363 ص14. 13. روزنامه خراسان مورخ 72/10/29. 14. روزنامه رسالت "كشف سنگ نگارهها دربيرجند" مورخ 72/10/29. 15. سازمان برنامه وبودجه خراسان "سرشمارى عمومى نفوس ومسكن استان خراسان"، نشريه شماره 3-83 سال 1375 16. سايكس ، سرپرسى. "ده هزار مايل درايران" ، 1363 ص 313. 17. سايكس، سرپرسى، "تاريخ بيدارى ايران"، جلد 2 تاريخ ايران، ص 131. 18. شهردارى بيرجند: گزارش عملكرد سال 1376" بيرجند: 1376. 19. صفائى، ابراهيم. رهبران مشروطه ص 118. 20. عزيزى محمد)بهاهتمام(، "خراسان شناسى" ديارآفتاب، گناباد: نشر روزگار - 1375. ص 12. 21. گابريل، آلفونس، تحقيقات جغرافيائى راجع به ايران، ترجمهخواجه نورى. 22. گنجى، محمد حسن، "32 مقاله" تهران: مؤسسه جغرافيائى و كارتوگرافى سحاب، 1353.ص 12. 23. لباف خانيكى، رجبعلى "تأملى درنام بيرجند" كتاب پاژ، شماره 1373 15 صفحات 9-11. 24. لسترنج، "جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى" 1364، ص 377. 25. لغت نامه دهخدا، صفحه 4504. 26. مديريت ميراث فرهنگى »پيشينه بيرجند« گزارش تايپ شده 1337. 27. مرادى، محمود. "عواملمؤثر در توسعه كالبدى شهر بيرجند" پايان نامه كارشناسى ارشد، تهران: دانشگاه شهيد بهشتى، 1372. 28. مستوفى، حمدالله. نزهت القلوب ص 144. 29. مكانيكى، جواد. طرح پژوهشى "بررسى روند تحولات مكانى- فضائى شهر بيرجند با تأكيد بر ماهيت مناسبات شهر و روستا"، بيرجند: دانشگاه بيرجند، 1372، صفحه22. 30. مك گروگر، س.ام. "شرح سفرى به ايالت خراسان وشمال غربى افغانستان، ترجمه مجيد مهديزاده مشهد: آستان قدس رضوى، 1366. 31. مكى، حسن "تاريخ بيست ساله ايران"، جلد چهارم، آغاز سلطنت ديكتاتورى پهلوى، تهران: چاپخانه كاويان، 1361، صفحه 505. 32. منصف، محمدعلى. "امير شوكت الملك علم -امير قائن" تهران: مؤسسه انتشارات اميركبير، چاپ اول 1354. 33. نخعى شريف، حسين. "فتح خراسان به دست مسلمانان" مشهد: فصلنامه خراسان پژوهشى، بهارو تابستان 1377. |