بخش سوم: مشخصات بخش‏ها و دهستانها

 بخش مركزى بيرجند

    اين بخش با وسعت 5221 كيلومتر مربع (16/4% مساحت شهرستان ( از جنوب، با بخش‏هاى خوسف وسربيشه، از شرق با بخش درميان، از غرب با بخش خوسف واز شمال و شمال غرب، با شهرستانهاى قاين وفردوس هم مرز مى‏باشد.

    ارتفاعات باغران در جنوب و شكرآب در شمال و دنباله ارتفاعات مؤمن آباد وآهنگران در شمال شرق به عنوان نقاط ارتفاعى شهر بيرجند محسوب مى‏شوند.

    بخش مركزى داراى 7 دهستان: )القورات، باغران، فشارود، كاهشنك، مود، شاخنات و شاخن( و داراى 442 آبادى مسكونى و 906 آبادى خالى از سكنه و 12246 خانوار و 53176 نفر جمعيت مى‏باشد. تراكم نسبى جمعيت در اين ناحيه 9/6 نفر در كيلومتر مربع است. 65/5 درصد روستاهاى بخش مركزى زير 20 خانوار جمعيت دارند )برحسب آمار سال 1370).

    روستاهاى اطراف رشته كوه باغران از مناطق سرسبز و خوش آب وهواى شهرستان با آب شيرين و زمين وباغهاى ميوه فراوان مى‏باشد.

    دشت‏هاى دو طرف اين كوه به نام دشت بيرجند، درشمال و دشت مختاران، در جنوب از دشتهاى حاصل خيز محسوب مى‏شوند. دشت‏هاى ديگر قابل توجه اين بخش عبارتنداز : دشت‏هاى مهموئى و موسويه )در شهرستان بيرجند جمعاً 29 دشت وجود دارد(.

    سيلابهاى فصلى كه از كوه باغران ودشت بيرجند سرچشمه مى‏گيرند، رودخانه شاهرود و شاخه‏هاى مهم آن را تشكيل داده وپس از عبور از خوسف به حوضه آبريز كوير لوت مى ريزد.

    در سطح بخش مركزى 165 دبستان، 23 مدرسه راهنمايى، 2 دبيرستان، 2 هنرستان، يك مركز آموزش كشاورزى، يك ايستگاه تحقيقات كشاورزى، 6 دانشگاه، 6 مركز آموزش عالى، يك فرودگاه، يك پايانه باربرى، يك پايانه مسافربرى، 25 واحد نهضت سوادآموزى، 100 حمام عمومى، 4 مركز بهداشتى و درمانى، 44 خانه بهداشت، 55 روستاى آبرسانى شده، 93 روستاى برق دار، 23 دفتر مخابراتى و پستى، 107 فروشگاه مواد سوختى، 2 بانك، 3 پايگاه انتظامى و 56 فروشگاه تعاونى، يك شهرك صنعتى، چند صد كوره آجر و گچ‏پزى‏و .... وجوددارد. )آمار 1375)

 كارو پيشه مردم اين بخش به ترتيب عبارت است از: زراعت، دامدارى، صنايع دستى و قاليبافى. دهستان مود كه يك دهستان از بخش مركزى است در بافتن قالى با نقش‏هاى ربعى، سعدى، بوته جقه، و اخيراً ريزه ماهى و خشتى شهرت ديرينه دارد.

    فرآورده‏هاى اين بخش عبارتنداز: گندم، جو، زعفران، چغندر علوفه‏اى، انواع سبزى و تره بار و از محصولات درختى زردآلو، آلبالو، توت، انجير، پسته، بادام، گلابى، سيب، گيلاس، انگور، گردو، آلوبخارا و زرشك.

    منابع آب كشاورزى دراين بخش شامل 465 رشته قنات، 29 حلقه چاه عميق، 18 حلقه چاه نيمه عميق و 189 چشمه مى‏باشد.

    صنايع بافندگى دراين بخش شامل 4050 كارگاه قالى بافى، 75 كارگاه گليم‏بافى و 10 كارگاه پارچه بافى است. بعلاوه دراكثر روستاها سبدبافى نيز معمول است.

    در بخش مركزى 3013 واحد دامدارى و گاودارى سنتى و 5 واحد گاودارى صنعتى ونيز تعداد زيادى واحد مرغدارى )گوشتى 26 واحد، تخمى 3 واحد و مرغ مادر 1 واحد( وجود دارد.

    بخش مركزى داراى 102 كوره آجرپزى، يك كوره هوفمان، 11 كوره گچ پزى، 14 كارگاه تهيه شن و ماسه، 11 واحد تهيه سنگ لاشه و دو كوره آهك پزى مى‏باشد كه صرف نظر از نيازمنديهاى بخش مركزى ساير بخش‏ها را نيز در اين مورد تحت پوشش دارد. معادن فعال دراين منطقه شامل 35 واحد مى‏باشد.

    از جانوران و پرندگان وحشى در اين منطقه مى‏توان: از گرگ، روباه، خرگوش، كبك و تيهو نام برد.

    فاصله مركز دهستانهاى بخش مركزى تا شهر بيرجند به اين قرار است:

 1- القورات(حاجى‏آباد ) 15 كيلومتر آسفالت

 2- باغران(اميرآباد پايين)5 كيلومتر آسفالت

 3- فشارود(كندر) 40 كيلومتر آسفالت، 20 كيلومتر خاكى

 4- شاخنات (گازار) 75 كيلومتر آسفالت

 5- كاهشنگ(مرك )15 كيلومتر آسفالت

 6- مود (مود) 33 كيلومتر آسفالت


 بخش خوسف

    بخش خوسف در 35 كيلومترى جنوب غربى بيرجند قرار گرفته واخيراً يكى از نقاط شهرى شهرستان بيرجند محسوب مى‏شود. خوسف از شمال به سرايان )از بخش‏هاى فردوس(، از خاور به بخش مركزى، از جنوب به نهبندان و از مغرب به شهرستان طبس محدود مى‏شود. مركز بخش به طول جغرافيائى َ58 -52 و عرض جغرافيائى َ32 - 47 و به ارتفاع 1300 متر از سطح دريا مى‏باشد. از نظر تقسيمات كشورى بخش خوسف براساس آمار سال 1375 داراى چهاردهستان براكوه، جلگه ماژان، خوسف و قلعه زرى و 659 روستا به وسعت 13144 كيلومتر مربع است كه از اين تعداد 332 روستا وآبادى داراى سكنه مى‏باشد.

    مجموع جمعيت بخش خوسف در سال 25467 1370 نفر با تراكم نسبى 1/93 نفر در كيلومتر مربع مى‏باشد. دو رودخانه مهم فصلى دراين بخش جريان دارد كه يكى‏از آنها »شاهرود« است كه از كوههاى بخش درميان بويژه كوه بندر در خاور بيرجند سرچشمه مى‏گيرد و پس از عبور از شهرهاى بيرجند وخوسف به كوير لوت مى‏ريزد. رودخانه ديگر رود »گاريجگان« است كه از كوه شاه در جنوب شرقى خوسف سرچشمه گرفته، با ادامه جهت به سمت شمال غربى درمركز اين بخش به شاهرود )رودشور( متصل مى‏شود.

    خوسف منطقه‏اى است نسبتاً پرآب و آب آن از نهرهائى كه به نام »انهار خمسه« موسومند تأمين مى‏شود. انهار خمسه از كف رودخانه خشكيده شاهرود و به صورت »چشمه يازه‏آب« در طول يك كيلومتر جارى مى‏شوند. اسامى اين پنج نهر به ترتيب عبارت است از: جوميان، موسيان، نزشك، كنقند و فدشك. چون كف رودخانه ماسه‏اى مى‏باشد، مرتباً مظهر اين چشمه‏ها از ماسه پرمى‏شود. و لاجرم كشاورزان هر روز چند ساعتى به لايروبى مجارى آب وعميق ساختن آنها اقدام مى‏كنند. در سال (1376) به جهت چند سيل بزرگ، رسوب زيادى روى مجارى مذكور را گرفته بوده كه امكان بهره‏بردارى از آب فراهم نبود. حفر چاههاى عميق بسيار در سالهاى اخير موجب شده كه مقدار آب انهار خمسه كاهش يابد و از اهميت آنها كاسته شود.

    بخس خوسف داراى سه شبكه آب شرب در دهستان خوسف، ماژان و قلعه زرى مى‏باشد كه روستاهاى زيادى از اين شبكه ها استفاده مى‏كنند.

    در سمت شرق خوسف، درياچه كوچكى وجود دارد كه درسالهائى كه باران كافى مى‏بارد، زهكش اطراف و كف وارد درياچه شده وآن را پرآب مى‏كند. اين درياچه در محل به نام "گوان"، مشهور است. در قديم اين درياچه صرف نظر از محل شناى افراد محلى، حفاظى نيز براى مردم خوسف دربرابر حمله اشرار بوده است. آب "درياچه" بسيار تلخ و داراى املاح زيادى بويژه "نيترات پتاسيم" مى‏باشد. درسالهاى پيش، پس‏از خشك شدن درياچه، از خاك كف آن براى مصارف دباغى استفاده مى‏شده است.

   آب وهواى اين بخش در برخى از نقاط مانند بخش مركزى گرم وخشك و در مناطقى مانند "رچ" معتدل و مطبوع است. ليكن عمدتاً به جهت نزديكى به كوير از آب وهواى گرم و خشك و تفاوت زياد درجه حرارت در زمستان وتابستان و حتى در بين روز وشب برخوردار مى‏باشد.

    دربخش خوسف پنج سد خاكى وبتونى به اسامى: 1. سدّ شورآب سيوجان ، 2. سّدبارنده، 3. سّد خاكى على‏آباد خليليان، 4. سّد على‏آباد و 5. سدبتونى زنوك وجود دارد.

    بهره‏بردارى از دو سدبزرگ در دست ساخت "براكو" و"ماژان" در آينده نقش بسزائى در سفره‏هاى آب زيرزمينى و كشاورزى منطقه ايفاء خواهد كرد. در منطقه خوسف بند سارهاى وسيعى وجود دارد كه در سالهاى پرباران، در فصل بهار از آب سيل پر مى‏شوند ودراواخر بهار واوايل تابستان درآنها انواع صيفى بويژه خربزه و هندوانه كشت مى‏شود. خربزه‏هاى خوسف تا شب عيد نوروز براحتى نگهدارى مى‏شوند.

    خوسف درگذشته آسياى آبى )آسياب( زيادى داشت كه براثر نيروى ايجاد شده از ريزش آب، بر روى پره‏ها، سنگ بالا برروى سنگ پايين مى‏چرخيد و موجب آرد شدن غلات مى‏شد. ضمناً تنوره اين آسيابها با قطر درحدود دومتر و ارتفاع متجاوز از 3 متر محل خوبى براى آب تنى افراد بود. متأسفانه با پيشرفت فن‏آورى، از اين نوع آسياها استفاده نمى‏شود. اين نوع آسياب صرف نظر از اينكه به محيط زيست آسيبى نمى‏رساند با كشاورزى پايدار نيز عجين شده بود. اسامى تعدادى از آسيابهاى آبى خوسف عبارت بود از: آسياب جوميان، قريب، سرگدار، ميان شهر، آخوند، خرم وخرمك، همچنين ساير روستاهاى اين بخش مانند "شاهزيله" و "تلو" نيز داراى آسياب بوده‏اند. از دشت‏هاى اين بخش مى‏توان دشت خوسف، دشت خور، جنگل، عمبرى، خيرآباد، فيض‏آباد و گاريجگان رانام برد.

    از نظر تاريخى خوسف از كهن‏ترين آباديهاى شهرستان بيرجند محسوب مى‏شود. در نقشه‏هاى جغرافيائى از خوسف با واژه‏هاى خُسْف، خُسْب، خُوصف و خُوسْف ياد شده است. در كتاب نزهةالقلوب، تأليف حمداللَّه مستوفى در ذكر بلاد قهستان، از خوسف تحت معظمات بلادقهستان و در رديف تون )فردوس(، قاين و جناباد )گناباد( ياد شده است.

    باوجود اينكه درگذشته‏هاى دور خوسف در رديف شهرهاى ياد شده قرار داشته، ليكن اين منطقه رشد اقتصادى خوبى نداشته است. شايد طبع‏اشرافى، اعتياد برخى از افراد به مواد مخدر، واقع بودن در حاشيه كوير، منزوى بودن وعدم تلاقى انديشه‏ها موجب اين عقب‏ماندگى شده است.

 New Page 1

   بخش سوم: مشخصات بخش‏ها و دهستانها

 بخش مركزى بيرجند

    اين بخش با وسعت 5221 كيلومتر مربع (16/4% مساحت شهرستان ( از جنوب، با بخش‏هاى خوسف وسربيشه، از شرق با بخش درميان، از غرب با بخش خوسف واز شمال و شمال غرب، با شهرستانهاى قاين وفردوس هم مرز مى‏باشد.

    ارتفاعات باغران در جنوب و شكرآب در شمال و دنباله ارتفاعات مؤمن آباد وآهنگران در شمال شرق به عنوان نقاط ارتفاعى شهر بيرجند محسوب مى‏شوند.

    بخش مركزى داراى 7 دهستان: )القورات، باغران، فشارود، كاهشنك، مود، شاخنات و شاخن( و داراى 442 آبادى مسكونى و 906 آبادى خالى از سكنه و 12246 خانوار و 53176 نفر جمعيت مى‏باشد. تراكم نسبى جمعيت در اين ناحيه 9/6 نفر در كيلومتر مربع است. 65/5 درصد روستاهاى بخش مركزى زير 20 خانوار جمعيت دارند )برحسب آمار سال 1370).

    روستاهاى اطراف رشته كوه باغران از مناطق سرسبز و خوش آب وهواى شهرستان با آب شيرين و زمين وباغهاى ميوه فراوان مى‏باشد.

    دشت‏هاى دو طرف اين كوه به نام دشت بيرجند، درشمال و دشت مختاران، در جنوب از دشتهاى حاصل خيز محسوب مى‏شوند. دشت‏هاى ديگر قابل توجه اين بخش عبارتنداز : دشت‏هاى مهموئى و موسويه )در شهرستان بيرجند جمعاً 29 دشت وجود دارد(.

    سيلابهاى فصلى كه از كوه باغران ودشت بيرجند سرچشمه مى‏گيرند، رودخانه شاهرود و شاخه‏هاى مهم آن را تشكيل داده وپس از عبور از خوسف به حوضه آبريز كوير لوت مى ريزد.

    در سطح بخش مركزى 165 دبستان، 23 مدرسه راهنمايى، 2 دبيرستان، 2 هنرستان، يك مركز آموزش كشاورزى، يك ايستگاه تحقيقات كشاورزى، 6 دانشگاه، 6 مركز آموزش عالى، يك فرودگاه، يك پايانه باربرى، يك پايانه مسافربرى، 25 واحد نهضت سوادآموزى، 100 حمام عمومى، 4 مركز بهداشتى و درمانى، 44 خانه بهداشت، 55 روستاى آبرسانى شده، 93 روستاى برق دار، 23 دفتر مخابراتى و پستى، 107 فروشگاه مواد سوختى، 2 بانك، 3 پايگاه انتظامى و 56 فروشگاه تعاونى، يك شهرك صنعتى، چند صد كوره آجر و گچ‏پزى‏و .... وجوددارد. )آمار 1375)

 كارو پيشه مردم اين بخش به ترتيب عبارت است از: زراعت، دامدارى، صنايع دستى و قاليبافى. دهستان مود كه يك دهستان از بخش مركزى است در بافتن قالى با نقش‏هاى ربعى، سعدى، بوته جقه، و اخيراً ريزه ماهى و خشتى شهرت ديرينه دارد.

    فرآورده‏هاى اين بخش عبارتنداز: گندم، جو، زعفران، چغندر علوفه‏اى، انواع سبزى و تره بار و از محصولات درختى زردآلو، آلبالو، توت، انجير، پسته، بادام، گلابى، سيب، گيلاس، انگور، گردو، آلوبخارا و زرشك.

    منابع آب كشاورزى دراين بخش شامل 465 رشته قنات، 29 حلقه چاه عميق، 18 حلقه چاه نيمه عميق و 189 چشمه مى‏باشد.

    صنايع بافندگى دراين بخش شامل 4050 كارگاه قالى بافى، 75 كارگاه گليم‏بافى و 10 كارگاه پارچه بافى است. بعلاوه دراكثر روستاها سبدبافى نيز معمول است.

    در بخش مركزى 3013 واحد دامدارى و گاودارى سنتى و 5 واحد گاودارى صنعتى ونيز تعداد زيادى واحد مرغدارى )گوشتى 26 واحد، تخمى 3 واحد و مرغ مادر 1 واحد( وجود دارد.

    بخش مركزى داراى 102 كوره آجرپزى، يك كوره هوفمان، 11 كوره گچ پزى، 14 كارگاه تهيه شن و ماسه، 11 واحد تهيه سنگ لاشه و دو كوره آهك پزى مى‏باشد كه صرف نظر از نيازمنديهاى بخش مركزى ساير بخش‏ها را نيز در اين مورد تحت پوشش دارد. معادن فعال دراين منطقه شامل 35 واحد مى‏باشد.

    از جانوران و پرندگان وحشى در اين منطقه مى‏توان: از گرگ، روباه، خرگوش، كبك و تيهو نام برد.

    فاصله مركز دهستانهاى بخش مركزى تا شهر بيرجند به اين قرار است:

 1- القورات(حاجى‏آباد ) 15 كيلومتر آسفالت

 2- باغران(اميرآباد پايين)5 كيلومتر آسفالت

 3- فشارود(كندر) 40 كيلومتر آسفالت، 20 كيلومتر خاكى

 4- شاخنات (گازار) 75 كيلومتر آسفالت

 5- كاهشنگ(مرك )15 كيلومتر آسفالت

 6- مود (مود) 33 كيلومتر آسفالت


 بخش خوسف

    بخش خوسف در 35 كيلومترى جنوب غربى بيرجند قرار گرفته واخيراً يكى از نقاط شهرى شهرستان بيرجند محسوب مى‏شود. خوسف از شمال به سرايان )از بخش‏هاى فردوس(، از خاور به بخش مركزى، از جنوب به نهبندان و از مغرب به شهرستان طبس محدود مى‏شود. مركز بخش به طول جغرافيائى َ58 -52 و عرض جغرافيائى َ32 - 47 و به ارتفاع 1300 متر از سطح دريا مى‏باشد. از نظر تقسيمات كشورى بخش خوسف براساس آمار سال 1375 داراى چهاردهستان براكوه، جلگه ماژان، خوسف و قلعه زرى و 659 روستا به وسعت 13144 كيلومتر مربع است كه از اين تعداد 332 روستا وآبادى داراى سكنه مى‏باشد.

    مجموع جمعيت بخش خوسف در سال 25467 1370 نفر با تراكم نسبى 1/93 نفر در كيلومتر مربع مى‏باشد. دو رودخانه مهم فصلى دراين بخش جريان دارد كه يكى‏از آنها »شاهرود« است كه از كوههاى بخش درميان بويژه كوه بندر در خاور بيرجند سرچشمه مى‏گيرد و پس از عبور از شهرهاى بيرجند وخوسف به كوير لوت مى‏ريزد. رودخانه ديگر رود »گاريجگان« است كه از كوه شاه در جنوب شرقى خوسف سرچشمه گرفته، با ادامه جهت به سمت شمال غربى درمركز اين بخش به شاهرود )رودشور( متصل مى‏شود.

    خوسف منطقه‏اى است نسبتاً پرآب و آب آن از نهرهائى كه به نام »انهار خمسه« موسومند تأمين مى‏شود. انهار خمسه از كف رودخانه خشكيده شاهرود و به صورت »چشمه يازه‏آب« در طول يك كيلومتر جارى مى‏شوند. اسامى اين پنج نهر به ترتيب عبارت است از: جوميان، موسيان، نزشك، كنقند و فدشك. چون كف رودخانه ماسه‏اى مى‏باشد، مرتباً مظهر اين چشمه‏ها از ماسه پرمى‏شود. و لاجرم كشاورزان هر روز چند ساعتى به لايروبى مجارى آب وعميق ساختن آنها اقدام مى‏كنند. در سال (1376) به جهت چند سيل بزرگ، رسوب زيادى روى مجارى مذكور را گرفته بوده كه امكان بهره‏بردارى از آب فراهم نبود. حفر چاههاى عميق بسيار در سالهاى اخير موجب شده كه مقدار آب انهار خمسه كاهش يابد و از اهميت آنها كاسته شود.

    بخس خوسف داراى سه شبكه آب شرب در دهستان خوسف، ماژان و قلعه زرى مى‏باشد كه روستاهاى زيادى از اين شبكه ها استفاده مى‏كنند.

    در سمت شرق خوسف، درياچه كوچكى وجود دارد كه درسالهائى كه باران كافى مى‏بارد، زهكش اطراف و كف وارد درياچه شده وآن را پرآب مى‏كند. اين درياچه در محل به نام "گوان"، مشهور است. در قديم اين درياچه صرف نظر از محل شناى افراد محلى، حفاظى نيز براى مردم خوسف دربرابر حمله اشرار بوده است. آب "درياچه" بسيار تلخ و داراى املاح زيادى بويژه "نيترات پتاسيم" مى‏باشد. درسالهاى پيش، پس‏از خشك شدن درياچه، از خاك كف آن براى مصارف دباغى استفاده مى‏شده است.

   آب وهواى اين بخش در برخى از نقاط مانند بخش مركزى گرم وخشك و در مناطقى مانند "رچ" معتدل و مطبوع است. ليكن عمدتاً به جهت نزديكى به كوير از آب وهواى گرم و خشك و تفاوت زياد درجه حرارت در زمستان وتابستان و حتى در بين روز وشب برخوردار مى‏باشد.

    دربخش خوسف پنج سد خاكى وبتونى به اسامى: 1. سدّ شورآب سيوجان ، 2. سّدبارنده، 3. سّد خاكى على‏آباد خليليان، 4. سّد على‏آباد و 5. سدبتونى زنوك وجود دارد.

    بهره‏بردارى از دو سدبزرگ در دست ساخت "براكو" و"ماژان" در آينده نقش بسزائى در سفره‏هاى آب زيرزمينى و كشاورزى منطقه ايفاء خواهد كرد. در منطقه خوسف بند سارهاى وسيعى وجود دارد كه در سالهاى پرباران، در فصل بهار از آب سيل پر مى‏شوند ودراواخر بهار واوايل تابستان درآنها انواع صيفى بويژه خربزه و هندوانه كشت مى‏شود. خربزه‏هاى خوسف تا شب عيد نوروز براحتى نگهدارى مى‏شوند.

    خوسف درگذشته آسياى آبى )آسياب( زيادى داشت كه براثر نيروى ايجاد شده از ريزش آب، بر روى پره‏ها، سنگ بالا برروى سنگ پايين مى‏چرخيد و موجب آرد شدن غلات مى‏شد. ضمناً تنوره اين آسيابها با قطر درحدود دومتر و ارتفاع متجاوز از 3 متر محل خوبى براى آب تنى افراد بود. متأسفانه با پيشرفت فن‏آورى، از اين نوع آسياها استفاده نمى‏شود. اين نوع آسياب صرف نظر از اينكه به محيط زيست آسيبى نمى‏رساند با كشاورزى پايدار نيز عجين شده بود. اسامى تعدادى از آسيابهاى آبى خوسف عبارت بود از: آسياب جوميان، قريب، سرگدار، ميان شهر، آخوند، خرم وخرمك، همچنين ساير روستاهاى اين بخش مانند "شاهزيله" و "تلو" نيز داراى آسياب بوده‏اند. از دشت‏هاى اين بخش مى‏توان دشت خوسف، دشت خور، جنگل، عمبرى، خيرآباد، فيض‏آباد و گاريجگان رانام برد.

    از نظر تاريخى خوسف از كهن‏ترين آباديهاى شهرستان بيرجند محسوب مى‏شود. در نقشه‏هاى جغرافيائى از خوسف با واژه‏هاى خُسْف، خُسْب، خُوصف و خُوسْف ياد شده است. در كتاب نزهةالقلوب، تأليف حمداللَّه مستوفى در ذكر بلاد قهستان، از خوسف تحت معظمات بلادقهستان و در رديف تون )فردوس(، قاين و جناباد )گناباد( ياد شده است.

    باوجود اينكه درگذشته‏هاى دور خوسف در رديف شهرهاى ياد شده قرار داشته، ليكن اين منطقه رشد اقتصادى خوبى نداشته است. شايد طبع‏اشرافى، اعتياد برخى از افراد به مواد مخدر، واقع بودن در حاشيه كوير، منزوى بودن وعدم تلاقى انديشه‏ها موجب اين عقب‏ماندگى شده است.

    تاريخ خوسف به گواه آثارو نقوشى كه دركال جنگال واقع در روستاى رچ كشف شده است به دوره اشكانيان مى‏رسد. آبادانى خوسف ودروازه قهستان بودن آن درگذشته، موجب شده كه در طول تاريخ چندين بار مورد تهاجم قرار گيرد.

 

 از اماكن تاريخى خوسف مى‏توان از: مسجد جامع )كه گفته مى‏شود در قرن اول هجرى ساخته شده(،مدرسه ابن حسام، آرامگاه ابن حسام، آسياب ميان شهر، مزارشاه سليمان على، مزار نصرآباد، پشته هزارقدم و همچنين قبور زرتشتى‏هايى كه قبلاً دراين منطقه مى‏زيسته‏اند و ارگ خوسف كه دلالت بر وجود فرقه اسماعيليه دارد نام برد.

    درخوسف قلاع بزرگى  وجود داشته كه هنوز آثار آنها باقى است، قلعه‏هاى خوسف عبارتند از: قلعه محمد رضاخان، قلعه پايين ده، قلعه‏سرا، قلعه آخوند ملا محمد قلى و قلعه مهدى‏اكبر. در بين قلاع ياد شده قلعه محمد رضاخان به ابعاد 200*300 متر مربع در وضع بهترى مى‏باشد. و هم‏اكنون انبار اداره كشاورزى خوسف مى‏باشد و ازآن بهره‏بردارى مى‏گردد.

    خوسف داراى هنرمندان زيادى درزمينه‏هاى موسيقى، نقاشى، خطاطى، وشاعرى بوده‏ا ست. از هنرمندان موسيقى معاصر مى‏توان از استاد نى‏لبك عزيزالله رفيعى واز هنرمندان تار حاجى خان شكوهى، اسدالله نخعى، حميد نخعى و محمد حسن شكوهى كه درسالهاى اخير به رحمت ايزدى پيوسته‏اند، نام‏برد. از ديگر هنرمندان مى‏توان از: حاج محمد حسن رفيعى )نى‏لبك(، استاد حسن يزدانى )نى وساخت وسائل موسيقى(، جليل مالكى )ويولن(، محمد حسن نخعى )نى‏لبك( بديع اللَّه گونيائى )ويولن( و سياوش مالكى )نى‏و ساخت وسايل موسيقى( نام برد. از نقاشان معاصر مى‏توان از آقاى حسين رفيعى و خانم سيما بينا كه ضمناً او از چهره‏هاى بلند آوازه آواز ايران و زنده كننده فولكلور بيرجند مى‏باشد، نام برد. دررشته آواز ايرانى و رديف خانى مى‏توان از مرحوم زين‏العابدين مالكى، غلامرضا قاسم زاده‏و حميد نخعى نيز نام برد.

    از شعراى معروف معاصر مى‏توان از خانم مريم حقيقه، غلامحسن صميمى، عبدالحسين فرزين، فهيم مالكى، غلامحسين يوسفى )متخلص به ناقوس( و حميد موسوى و شادروان احمد بينا نام برد. حميد موسوى ضمناً در زمينه‏هاى نقاشى، خطاطى، دامدارى وتأليف كتب علمى مهارت و شايستگى دارد.

    ازهنرمندان خوشنويس خوسف مى‏توان از شادروان زين‏العابدين مالكى و غلامرضا قاسم زاده و حميد نخعى نام برد. از روحانيون بنام خوسف مى‏توان از حجةالاسلام سيد حيدرعبادى نام برد، ايشان داراى سه فرزند ذكور هستند كه هر سه منشاء خدماتى مى‏باشند. حجةالاسلام حاج سيد مهدى عبادى امام جمعه مشهد، حجةالاسلام حاج سيد عليرضا عبادى نماينده سابق مردم بيرجند و نهبندان در مجلس پنجم شوراى اسلامى و حاج سيد احمد عبادى كه امامت جمعه و جماعات شهر خوسف را به عهده دارند.

    از حكّام خوسفى در گذشته مى‏توان از امير اردشير نخعى كه درزمان تيموريان حاكم قاينات بوده است، نام برد.

 

شورى مختصر آب و زمين خوسف و نيز داشتن روزهاى گرم وشب‏هاى سرد در فصل تابستان موجب شده كه گياهان خاصى كه مقاوم به شورى مى‏باشند، در اين منطقه برويد، گياهان زراعتى خوسف شامل: جو، گندم، گاووس )ارزن ريز(، ارزن، پنبه، چغندر علوفه‏اى، چغندر قند، زعفران، شلغم، زردك )هويج ايرانى(، خربزه، هندوانه وانواع  دستنبو كه در رنگ و اندازه‏هاى مختلف مى‏باشد.

    خربزه‏هاى خوسف در ارقام تابستانى و زمستانى قرار دارند. ارقام تابستانى عبارتنداز: خربزه تخم گرجه )گوجه( و تخم كربلائى و خربزه‏هاى زمستانى يا ماندنى عبارتند از: تخم پيرزال، تخم زمستانى و خاقانى .

    ميوه‏هاى  درختى خوسف عبارتنداز : انگور، انار، پسته، گلابى و زرشك . در خوسف ارقام زيادى ازانگور، انجير و انار مشاهده مى‏شود. به عنوان مثال درخوسف 12 رقم انگور به عمل مى‏آيد كه به ترتيب زمان رسيدن به اين شرح مى‏باشند. 1) روچه، 2)عسكرى، 3)فالى، 4) كوهى، 5)زرجامى، 6) مايه‏ميش، 7) اميرى، 8) حسينى، 9) صابونى، 10) سياه، 11) قرمز و 12) سبزك. سبزك كه ديررس ترين انگور مى‏باشد، براى تهيه شيره انگور از همه انگورها بهتر است، بويژه اينكه از هر چهار كيلو آب آن، در حدود يك كيلو شيره به دست مى‏آيد. ضمناً انگور سبزك تا نوروز باقى مى‏ماند.

    انجير به 5 رقم تقسيم مى‏شود كه اسامى آنها عبارت است از انجيرسياه، انجير زرد، انجير پهن )پهن انجير، كه به رنگ زرد مى‏باشد(، انجير زمستانى )كه رنگش سبز است( و انجير وحشى كه انجيرهاى ريز هستند. اكثر درختان انجير بويژه انجير سياه و انجير زمستانى در دو نوبت انجير مى‏دهند اولين مرحله ازاين نوع انجير كه بسيار زودرس است انجير "بادوك" نام دارد كه در اواخر ارديبهشت به دست مى‏آيد.

    ارقام انار اگرچه بسيار زياد مى‏باشند اما از نظر شيرينى به چهار گروه تقسيم مى‏شوند: انارشيرين، انار ترش، انار ميخوش وانار شيرين يزدى.

    گل نرگس دراكثر باغها و منازل خوسف كشت مى‏شود، و به اندازه‏اى است كه به ساير نقاط حمل مى‏شود و از سوغات خوسف محسوب مى‏شود.بايد اضافه گردد كه نرگس يك گياه دائمى است كه موقع كشت آن مانند پياز زعفران در مردادماه و شهريور ماه است. نرگس از اوايل آذرماه 2شروع به گل‏دادن مى‏كند و تقريباً دوره گلدهى آن دو تا سه ماه مى‏باشد. گل‏نرگس‏مانند زعفران دراواخر ارديبهشت ماه خزان مى‏كند و پياز آن درزمين براى گلدهى درسالهاى آتى باقى مى‏ماند. پياز نرگس از آبيارى باغهاى ميوه در تابستان آسيبى نمى‏بيند. طرز كشت پياز، كپه‏اى وياخطى است و هر سال مشروط بر آنكه زمين آباد باشد بر تعداد پيازهاى آن اضافه مى‏شود و همين امر موجب ازدياد گل‏ها در سالهاى بعد مى‏گردد.

 

  ناحيه صنعتى خوسف از سال 1375 مورد بهره‏بردارى قرار گرفته و بزودى توليدات كارخانه ظروف پلاستيكى كوثر به بازار خواهد آمد.

    معادن خوسف شامل، سنگ آهك، گچ، سنگ مرمريت وگرانيت جزو معادنى است كه تاكنون از آنها بهره‏بردارى نشده است، ليكن معدن مس قلعه زرى از معادن قديمى وفعال اين بخش محسوب مى‏شود.

    لرد كرزن سياستمدار انگليسى در سفرى كه در حدود 110 سال قبل به بيرجند داشته است درمورد معادن مس، سرب و... اين گونه اظهار نظر مى‏كند »در قلعه زرى بين بيرجند ونه، خانيكف درسال 1859 دهليزهاى وسيع قديمى مشاهده كرده بود كه از آن‏جا مس، سرب، قلع و فيروزه در عهد قديم استخراج مى‏شده واز قرار معلوم بعداز حمله اعراب‏ديگر مورد استفاده واقع نشده‏است" ) كرزن، جرج.ن ايران و قضيه ايران جلد سوم صفحه 617)


  صنايع خوسف

    صنايع كوزه‏گرى روستاهاى شاهزيله وكوشه علياى خوسف از قديم‏الايام شهرت دارد. دراين روستاها انواع سبو، كوزه، دوگوشى )كوزه دودسته‏دار(، تنگ، قدح، تنگلى )تنگ كوچك( تغار، تغارچه، گلدان، قلك، قليان، تنور، خم، گلينه وكندوك )گلينه بزرگ براى نگهدارى غلات( ساخته مى‏شد كه درحال حاضر كمتر يافت مى‏شوند.

    درصنايع فلز كارى خوسفى‏ها و آركى‏ها وحصار سنگى‏ها نبوغ خاصى در ساختن تفنگ، چاقو، شمشير، ادوات جنگى، قندشكن، انبر وهاون و ساير وسايل خانگى‏دارند.

    از ديگر صنايع دستى خوسف مى‏توان از صنايع‏نساجى شامل : صافى، دستارخان )صافى راه راه(، بقبند، حوله دستى، قديفه )ملحفه يا ملافه از پنبه بومى زرد رنگ(، سفره توتى، لنگى، دستمال، روفرشى، جاجيم)براى روى لحاف و روى كرسى(، انواع كرباس )متقال، تورباف(، و سارق نام برد. ضمناً درسطح بخش بيش از 1800 دار قالى‏با، 6000 نفر بافنده وجود دارد.

    دربخش خوسف 25 مرغدارى فعال و تعدادى گاودارى و گوسفند دارى وجود دارد. دامدارى در اين بخش به صورت سنتى است. مهم‏ترين دامداران اين بخش را عشاير نوغاب و سروآباد و روستائيان دهستان قلعه‏زرى تشكيل مى‏دهد. پرورش شتر يكى‏از فعاليت‏هاى مهم عشاير منطقه است.

    مردم خوسف در گذشته به خوش‏گذرانى معروف بوده و غذاى آنهاء روى هم رفته متنوع تر از غذاى ساير مناطق بيرجند بوده‏است. درخوسف انواع پلو از ارزن )ارزن پوست گرفته(، و گندم درست مى‏كنند كه به‏ترتيب به ارزن پلو، و ساورى پلو معروف است(80). وقتى اين پلوها با گوشت داغ )گوشت قرمه شده( صرف شود، بسيار لذيد مى‏باشد. گفتنى است كه درحال حاضر در پاريس و چند شهر ديگر فرانسه پلوى ارزن تحت عنوان كوس كوس Cous - Cous از غذاهاى لذيذ و گران محسوب و به طور معمول با آبگوشت و گوشت صرف مى‏شود.