|
بخش سوم: مشخصات بخشها و دهستانها اين بخش با وسعت 5221 كيلومتر مربع (16/4% مساحت شهرستان ( از جنوب، با بخشهاى خوسف وسربيشه، از شرق با بخش درميان، از غرب با بخش خوسف واز شمال و شمال غرب، با شهرستانهاى قاين وفردوس هم مرز مىباشد. ارتفاعات باغران در جنوب و شكرآب در شمال و دنباله ارتفاعات مؤمن آباد وآهنگران در شمال شرق به عنوان نقاط ارتفاعى شهر بيرجند محسوب مىشوند. بخش مركزى داراى 7 دهستان: )القورات، باغران، فشارود، كاهشنك، مود، شاخنات و شاخن( و داراى 442 آبادى مسكونى و 906 آبادى خالى از سكنه و 12246 خانوار و 53176 نفر جمعيت مىباشد. تراكم نسبى جمعيت در اين ناحيه 9/6 نفر در كيلومتر مربع است. 65/5 درصد روستاهاى بخش مركزى زير 20 خانوار جمعيت دارند )برحسب آمار سال 1370). روستاهاى اطراف رشته كوه باغران از مناطق سرسبز و خوش آب وهواى شهرستان با آب شيرين و زمين وباغهاى ميوه فراوان مىباشد. دشتهاى دو طرف اين كوه به نام دشت بيرجند، درشمال و دشت مختاران، در جنوب از دشتهاى حاصل خيز محسوب مىشوند. دشتهاى ديگر قابل توجه اين بخش عبارتنداز : دشتهاى مهموئى و موسويه )در شهرستان بيرجند جمعاً 29 دشت وجود دارد(. سيلابهاى فصلى كه از كوه باغران ودشت بيرجند سرچشمه مىگيرند، رودخانه شاهرود و شاخههاى مهم آن را تشكيل داده وپس از عبور از خوسف به حوضه آبريز كوير لوت مى ريزد. در سطح بخش مركزى 165 دبستان، 23 مدرسه راهنمايى، 2 دبيرستان، 2 هنرستان، يك مركز آموزش كشاورزى، يك ايستگاه تحقيقات كشاورزى، 6 دانشگاه، 6 مركز آموزش عالى، يك فرودگاه، يك پايانه باربرى، يك پايانه مسافربرى، 25 واحد نهضت سوادآموزى، 100 حمام عمومى، 4 مركز بهداشتى و درمانى، 44 خانه بهداشت، 55 روستاى آبرسانى شده، 93 روستاى برق دار، 23 دفتر مخابراتى و پستى، 107 فروشگاه مواد سوختى، 2 بانك، 3 پايگاه انتظامى و 56 فروشگاه تعاونى، يك شهرك صنعتى، چند صد كوره آجر و گچپزىو .... وجوددارد. )آمار 1375) |
|
كارو پيشه مردم اين بخش به ترتيب عبارت است از: زراعت، دامدارى، صنايع دستى و قاليبافى. دهستان مود كه يك دهستان از بخش مركزى است در بافتن قالى با نقشهاى ربعى، سعدى، بوته جقه، و اخيراً ريزه ماهى و خشتى شهرت ديرينه دارد. فرآوردههاى اين بخش عبارتنداز: گندم، جو، زعفران، چغندر علوفهاى، انواع سبزى و تره بار و از محصولات درختى زردآلو، آلبالو، توت، انجير، پسته، بادام، گلابى، سيب، گيلاس، انگور، گردو، آلوبخارا و زرشك. منابع آب كشاورزى دراين بخش شامل 465 رشته قنات، 29 حلقه چاه عميق، 18 حلقه چاه نيمه عميق و 189 چشمه مىباشد. صنايع بافندگى دراين بخش شامل 4050 كارگاه قالى بافى، 75 كارگاه گليمبافى و 10 كارگاه پارچه بافى است. بعلاوه دراكثر روستاها سبدبافى نيز معمول است. در بخش مركزى 3013 واحد دامدارى و گاودارى سنتى و 5 واحد گاودارى صنعتى ونيز تعداد زيادى واحد مرغدارى )گوشتى 26 واحد، تخمى 3 واحد و مرغ مادر 1 واحد( وجود دارد. بخش مركزى داراى 102 كوره آجرپزى، يك كوره هوفمان، 11 كوره گچ پزى، 14 كارگاه تهيه شن و ماسه، 11 واحد تهيه سنگ لاشه و دو كوره آهك پزى مىباشد كه صرف نظر از نيازمنديهاى بخش مركزى ساير بخشها را نيز در اين مورد تحت پوشش دارد. معادن فعال دراين منطقه شامل 35 واحد مىباشد. از جانوران و پرندگان وحشى در اين منطقه مىتوان: از گرگ، روباه، خرگوش، كبك و تيهو نام برد. فاصله مركز دهستانهاى بخش مركزى تا شهر بيرجند به اين قرار است: 1- القورات(حاجىآباد ) 15 كيلومتر آسفالت 2- باغران(اميرآباد پايين)5 كيلومتر آسفالت 3- فشارود(كندر) 40 كيلومتر آسفالت، 20 كيلومتر خاكى 4- شاخنات (گازار) 75 كيلومتر آسفالت 5- كاهشنگ(مرك )15 كيلومتر آسفالت 6- مود (مود) 33 كيلومتر آسفالت |
|
بخش خوسف در 35 كيلومترى جنوب غربى بيرجند قرار گرفته واخيراً يكى از نقاط شهرى شهرستان بيرجند محسوب مىشود. خوسف از شمال به سرايان )از بخشهاى فردوس(، از خاور به بخش مركزى، از جنوب به نهبندان و از مغرب به شهرستان طبس محدود مىشود. مركز بخش به طول جغرافيائى َ58 -52 و عرض جغرافيائى َ32 - 47 و به ارتفاع 1300 متر از سطح دريا مىباشد. از نظر تقسيمات كشورى بخش خوسف براساس آمار سال 1375 داراى چهاردهستان براكوه، جلگه ماژان، خوسف و قلعه زرى و 659 روستا به وسعت 13144 كيلومتر مربع است كه از اين تعداد 332 روستا وآبادى داراى سكنه مىباشد. مجموع جمعيت بخش خوسف در سال 25467 1370 نفر با تراكم نسبى 1/93 نفر در كيلومتر مربع مىباشد. دو رودخانه مهم فصلى دراين بخش جريان دارد كه يكىاز آنها »شاهرود« است كه از كوههاى بخش درميان بويژه كوه بندر در خاور بيرجند سرچشمه مىگيرد و پس از عبور از شهرهاى بيرجند وخوسف به كوير لوت مىريزد. رودخانه ديگر رود »گاريجگان« است كه از كوه شاه در جنوب شرقى خوسف سرچشمه گرفته، با ادامه جهت به سمت شمال غربى درمركز اين بخش به شاهرود )رودشور( متصل مىشود. خوسف منطقهاى است نسبتاً پرآب و آب آن از نهرهائى كه به نام »انهار خمسه« موسومند تأمين مىشود. انهار خمسه از كف رودخانه خشكيده شاهرود و به صورت »چشمه يازهآب« در طول يك كيلومتر جارى مىشوند. اسامى اين پنج نهر به ترتيب عبارت است از: جوميان، موسيان، نزشك، كنقند و فدشك. چون كف رودخانه ماسهاى مىباشد، مرتباً مظهر اين چشمهها از ماسه پرمىشود. و لاجرم كشاورزان هر روز چند ساعتى به لايروبى مجارى آب وعميق ساختن آنها اقدام مىكنند. در سال (1376) به جهت چند سيل بزرگ، رسوب زيادى روى مجارى مذكور را گرفته بوده كه امكان بهرهبردارى از آب فراهم نبود. حفر چاههاى عميق بسيار در سالهاى اخير موجب شده كه مقدار آب انهار خمسه كاهش يابد و از اهميت آنها كاسته شود. بخس خوسف داراى سه شبكه آب شرب در دهستان خوسف، ماژان و قلعه زرى مىباشد كه روستاهاى زيادى از اين شبكه ها استفاده مىكنند. در سمت شرق خوسف، درياچه كوچكى وجود دارد كه درسالهائى كه باران كافى مىبارد، زهكش اطراف و كف وارد درياچه شده وآن را پرآب مىكند. اين درياچه در محل به نام "گوان"، مشهور است. در قديم اين درياچه صرف نظر از محل شناى افراد محلى، حفاظى نيز براى مردم خوسف دربرابر حمله اشرار بوده است. آب "درياچه" بسيار تلخ و داراى املاح زيادى بويژه "نيترات پتاسيم" مىباشد. درسالهاى پيش، پساز خشك شدن درياچه، از خاك كف آن براى مصارف دباغى استفاده مىشده است. |
|
آب وهواى اين بخش در برخى از نقاط مانند بخش مركزى گرم وخشك و در مناطقى مانند "رچ" معتدل و مطبوع است. ليكن عمدتاً به جهت نزديكى به كوير از آب وهواى گرم و خشك و تفاوت زياد درجه حرارت در زمستان وتابستان و حتى در بين روز وشب برخوردار مىباشد. دربخش خوسف پنج سد خاكى وبتونى به اسامى: 1. سدّ شورآب سيوجان ، 2. سّدبارنده، 3. سّد خاكى علىآباد خليليان، 4. سّد علىآباد و 5. سدبتونى زنوك وجود دارد. بهرهبردارى از دو سدبزرگ در دست ساخت "براكو" و"ماژان" در آينده نقش بسزائى در سفرههاى آب زيرزمينى و كشاورزى منطقه ايفاء خواهد كرد. در منطقه خوسف بند سارهاى وسيعى وجود دارد كه در سالهاى پرباران، در فصل بهار از آب سيل پر مىشوند ودراواخر بهار واوايل تابستان درآنها انواع صيفى بويژه خربزه و هندوانه كشت مىشود. خربزههاى خوسف تا شب عيد نوروز براحتى نگهدارى مىشوند. خوسف درگذشته آسياى آبى )آسياب( زيادى داشت كه براثر نيروى ايجاد شده از ريزش آب، بر روى پرهها، سنگ بالا برروى سنگ پايين مىچرخيد و موجب آرد شدن غلات مىشد. ضمناً تنوره اين آسيابها با قطر درحدود دومتر و ارتفاع متجاوز از 3 متر محل خوبى براى آب تنى افراد بود. متأسفانه با پيشرفت فنآورى، از اين نوع آسياها استفاده نمىشود. اين نوع آسياب صرف نظر از اينكه به محيط زيست آسيبى نمىرساند با كشاورزى پايدار نيز عجين شده بود. اسامى تعدادى از آسيابهاى آبى خوسف عبارت بود از: آسياب جوميان، قريب، سرگدار، ميان شهر، آخوند، خرم وخرمك، همچنين ساير روستاهاى اين بخش مانند "شاهزيله" و "تلو" نيز داراى آسياب بودهاند. از دشتهاى اين بخش مىتوان دشت خوسف، دشت خور، جنگل، عمبرى، خيرآباد، فيضآباد و گاريجگان رانام برد. از نظر تاريخى خوسف از كهنترين آباديهاى شهرستان بيرجند محسوب مىشود. در نقشههاى جغرافيائى از خوسف با واژههاى خُسْف، خُسْب، خُوصف و خُوسْف ياد شده است. در كتاب نزهةالقلوب، تأليف حمداللَّه مستوفى در ذكر بلاد قهستان، از خوسف تحت معظمات بلادقهستان و در رديف تون )فردوس(، قاين و جناباد )گناباد( ياد شده است. باوجود اينكه درگذشتههاى دور خوسف در رديف شهرهاى ياد شده قرار داشته، ليكن اين منطقه رشد اقتصادى خوبى نداشته است. شايد طبعاشرافى، اعتياد برخى از افراد به مواد مخدر، واقع بودن در حاشيه كوير، منزوى بودن وعدم تلاقى انديشهها موجب اين عقبماندگى شده است.
|