فصل دوم

 

    منابع طبيعى

 

مقدّمه

مواد و موجودات زنده كه به طور طبيعى بوجود آمده‏اند بر دودسته هستند:

  ثروتهاى طبيعى  Natural Wealthsومنابع طبيعى Natural Resouces

 1) ثروتهاى طبيعى آنهائى هستند كه هر قدر در بهره ‏بردارى ازآنها صرفه ‏جوئى كنيم يك زمانى تمام مى‏شوند. ثروتهاى طبيعى در سه دسته جاى دارند:

 الف. مايعات: شامل مواد نفتى و آبهاى سنگواره‏اى

 ب. جامدات: مانند سنگ‏ها، معادن و زغال سنگ

 ج. گازها:  مانند گازهاى طبيعى

 2) منابع طبيعى مواد وموجوداتى مى‏باشند كه اگر به طور صحيح از آنها بهره‏ بردارى كنيم، هيچ وقت تمام وياغير قابل استفاده نمى‏شوند.

 منابع طبيعى را مى‏توان به دو دسته تقسيم نمود، تكثير شونده و تجديد شونده. منابع طبيعى تكثير شونده شامل: گياهان و جانوران خاك زى (جنگل، مرتع و حيات‏وحش) و منابع طبيعى تجديد شونده شامل: خاك، آب وهوا مى‏باشد.

    بايد دانست منابع طبيعى وديعه‏اى است خدادادى كه فقط به ‏نسل حاضر تعلق ندارند، بلكه ميراثى است كه بايد براى نسل‏هاى بعدى باقى بمانند. درغيراين صورت نه ‏تنها به توسعه پايدار  نخواهيم رسيد بلكه كشورى فقير و غير قابل سكونت را به آيندگان تحويل خواهيم داد، كه نشانه آن از دست دادن جنگل‏ها وتخريب مراتع و چراگاه ها و فرسايش شديد اراضى زراعتى و پرشدن سدها از خاك مى‏باشد.

    جنگل‏ها ومراتع و فضاى سبز در داخل و اطراف شهرها نه تنها شهرها را از گزند شن هاى روان و طوفانهاى شديد محفوظ مى‏دارد بلكه با تعديل آب وهواى منطقه و جذب گاز كربنيك و ارائه اكسيژن محيط را براى زندگى مهيا مى‏سازد.


 تاريخچه اداره منابع طبيعى شهرستان بيرجند

    دراوايل سال 1335 هجرى شمسى واحدى تحت عنوان جنگلبانى در شهر بيرجند بايك نفر پرسنل تأسيس شد. بعد از مدتى تعداد پرسنل آن به سه ‏نفر افزايش يافت و در سال 1348 نظر به گستردگى شهرستان بيرجند كه شهرستانهاى فعلى قاين ونهبندان بخش‏هائى از آن محسوب مى‏شدند، تصميم به ايجاد سرپرستى خراسان جنوبى به مركزيت بيرجند براى حفظ و احياء و توسعه سرمايه عظيم وخدادادى منابع طبيعى گرفته شد، و به دستور و حكم وزير منابع طبيعى وقت، آقاى سرهنگ پور به عنوان سرپرست منابع طبيعى بيرجند تعيين و به محل اعزام گرديد.

    سرپرستى منابع طبيعى خراسان جنوبى با 35 پست سازمانى ستادى، ادارات منابع طبيعى شهرستانهاى كاشمر، طبس، تربت حيدريه، گناباد، فردوس و بيرجند رازير پوشش داشت ودر مدت مديريت خود موفق به ايجاد ايستگاه هاى توليد نهال و بذر مرتعى در سربيشه و بيرجند وكشت درختان مقاوم به شورى و خشكى در حاشيه كوير در حد فاصل بين قاين وفراتر از گناباد گرديد.

    درسال 1352 به دنبال اصلاح تشكيلات ادارى وتشكيل سرجنگلدارى كل استان خراسان، سرپرستى جنوب خراسان منحل و پست‏هاى سازمانى و پرسنل آن به مركز استان و شهرهاى ديگر منتقل گرديد.

    يكى از اقدامات سرپرستى منابع طبيعى جنوب خراسان در سال 1350، احداث 1500 هكتار مرتع در سربيشه و متعاقب آن در سال 1353 ايجاد نهالستان جنگلى واحداث پارك جنگلى در شهر بيرجند مى‏باشد.

    در اين فصل از منابع طبيعى تجديد شونده شامل آب و خاك و از منابع طبيعى تكثير شونده شامل پوشش مراتع، جنگلها، گياهان داروئى و حيات‏ وحش شهرستان صحبت به ميان خواهد آمد.


   بخش اول : منابع آب

 

 الف : منابع آبهاى سطحى

 

    شهرستان بيرجند به علت كمى نزولات جوى و بويژه برف، فاقد رودخانه دائمى مى‏باشد و رودخانه‏هاى اين شهرستان عموماً فصلى و اتفاقى مى‏باشند. مهم‏ترين رودخانه‏هاى اين شهرستان عبارتند از:

    1. رود بيرجند: اين رود از ارتفاعات كوه سسان سرچشمه گرفته و پس از پيوستن آب تنگل‏هاى(5) نوفرست، خراشاد، بهدان و سيلابهاى على آباد، مَرَك، نوشاب، سهل آباد، آبشار وركات به صورت رود عظيمى از بيرجند مى‏گذرد. وازاين پس به نام شاهرود ناميده مى‏شود. آب اين رودخانه درمواقع بارانهاى سيلابى و شديد قابل مهاركردن نيست. از قديم‏الايام از انشعابات اين رودخانه در بندهاى خاكى براى كشت و كار استفاده مى‏شود، ليكن در سالهاى اخير توسط جهاد سازندگى شهرستان بيرجند طرح آبخواندارى در قسمتى از دشت بيرجند اجرا شده و از آب اين رودخانه درتغذيه سفره‏ هاى آب زيرزمينى دشت بيرجند استفاده مى‏شود.

    درطول هر تنگل دهها محل براى احداث سد وجوددارد كه چنانچه اين امر عملى شود چهره روستاها عوض شده نه تنها از مهاجرت روستائيان خواهد كاست، بلكه موجبات بازگشت مهاجرين را فراهم خواهد ساخت.

    2- رودخانه گارچگان: اين رودخانه از ارتفاعات دشت ماژان سرچشمه گرفته و پس از اتصال به شاهرود به نام رودشور متوجه دشت لوت مى‏شود. توسط جهاد سازندگى در سالهاى اخير بر روى اين رودخانه نيز طرح آبخواندارى اجرا شده است.

    3- رودخانه سهل آباد: اين رودخانه ازمنطقه عربخانه به طرف دشت سهل آباد جريان مى‏يابد و در چاله سهل آباد در نزديكى "چاه دراز" مى‏ريزد وبه صورت مردابى درمى‏آيد. اين رودخانه كمتر از سه ماه در سال جريان دارد.

    4- رودخانه درميان: اين رودخانه از ارتفاعات كوه‏بند درغرب منطقه سرچشمه مى‏گيرد و پس از مشروب كردن روستاهاى درميان، فورگ واسدآباد به رودخانه فخرود مى‏پيوندد.

    5- رودخانه فخرود: از ارتفاعات كوه گينو واقع در غرب حوضه سرچشمه مى‏گيرد و سيلاب آب به دشت اسدآباد مى‏ريزد. مازاد آب اين رودخانه به دق دشتگرد مى‏ريزد و گاهى آب آن تاخاك افغانستان ادامه مى‏يابد.

    6- رودخانه گزيك: از ارتفاعات شمالى حوزه سرچشمه مى‏گيرد و پس از عبور از دشت گزيك در حوالى روستاى شمس آباد به نام "رودشاه ولى" از حوضه خارج شده و به "دشت خوش آب" مى‏ريزد.

    7- رودهاى ديگر بيرجندعبارتند از: رود خشك كه وارد افغانستان مى‏شود، رود بندان و رود شور كه به طرف جنوب شرق جريان يافته وارد دشت سيستان مى‏شوند و در مواقع پرآبى آب آنها به درياچه هامون مى‏ريزد. 


مناطق پست آبريز

    مناطق پست آبريز، عبارت از زمين‏هائى است كه نسبت به نواحى اطراف خود پست تر مى‏باشند وآبهاى جارى به آنها ريخته مى‏شود وتشكيل باتلاق و درياچه مى‏دهند. در شهرستان بيرجند چندين منطقه آبريز وجوددارد كه مهمترين آنها عبارتنداز:

    1- حوضه آبريز چاه‏دراز: در جنوب بيرجند قرار دارد و چندين رودخانه فصلى و سيلاب اتفاقى مثل رودخانه سهل آباد به آن مى‏ريزد.

    2- حوضه آبريز نمكزار لوت: در جنوب غربى بيرجند قرار دارد وآب رود بيرجند كه در انتهاى مسير به رودشور ناميده مى‏شود درآن مى‏ريزد.

    3- حوضه آبريزخور خوسف: اين آبريز در غرب بيرجند قرار دارد و آبهائى كه از ارتفاعات جنوبى قاينات و كوههاى شمالى بيرجند سرچشمه مى‏گيرند تحت عنوان رودخانه كلات به طرف اين حوضه سرازير شده باتلاق و نمكزار تشكيل مى‏دهد.


ب : منابع آبهاى زيرزمينى

    بهره ‏بردارى از ذخاير آب زيرزمينى دراين ناحيه به صورت قنات، چشمه، چاه عميق و نيمه عميق مى‏باشد. همان طور كه قبلاً گفته شد در سنوات اخير توجه مردم بويژه در دشت بيرجند به حفر چاه‏ هاى عميق ونيمه عميق بسيار زياد شده است. حفارى‏هاى زياد موجب شده كه سطح آبهاى زير زمينى اين دشت، سالانه در حدود 20 سانتى‏متر اُفت كند. درنتيجه در سالهاى اخير حفر چاه دراين منطقه و نيز در دشت‏هاى مختاران و سربيشه ممنوع اعلام گرديده است. ليكن دشت‏هاى ديگر شهرستان بيرجند تاكنون ازاين حيث در وضعيت بهترى هستند و بايد حفارى دراين دشت‏ها كاملاً مورد كنترل باشد تا وضعيت دشت بيرجند در آنها تكرار نشود.

    در سطح دشت‏هاى بيرجند 497 حلقه چاه عميق، 216 حلقه چاه نيمه عميق، 1166 رشته قنات و 237 دهانه چشمه وجود دارد. مجموع تخليه سالانه منابع آب زيرزمينى از دشتهاى شهرستان در حدود 528 ميليون متر مكعب نمى‏باشد، كه حداقل با افت 50% مواجه بوده است.(6) شورى آب اكثر چاهها و تعدادى از قنوات بالاى 300 ميلى موس بر سانتى‏متر مربع مى‏باشدكه بر بحران كمبود آب، افزوده است.

    با محاسبه 170 ميلى‏متر متوسط بارندگى درسطح شهرستان بيرجند ميزان بارندگى متجاوز از 5/440/000/000 متر مكعب مى‏شود. براساس آمار اداره آبخيزدارى جهاد سازندگى شهرستان بيرجند متوسط روان آب، متجاوز از 1/157/000/000 متر مكعب مى‏گردد كه از اين مقدار روان آب 536/500/000 متر مكعب از شهرستان ومقدار 620/200/000 متر مكعب از كشور خارج مى‏شود. (اعداد گرد شده ‏اند).

    باتوجه به‏ گزارش سازمان برنامه وبودجه خراسان،تعداد مشتركين آب لوله ‏كشى در چهار شهر بيرجند، سربيشه، اسديه وخوسف 865 بالغ بر 55/000 مشترك بامصرف شرب در حدود 8/2 ميليون ‏مترمكعب(66%)ومصرف‏ صنعتى‏درحدود4/38ميليون‏مترمكعب(34%)درسال‏ بوده ‏است.

 جدول شماره (5) وضعيت هر يك از دشت‏ها را براساس منابع آب زيرزمينى و تصوير شماره 10 موقعيت دشت‏هاى بيرجند و نهبندان را مشخص مى‏سازد.


آبخوان وآبخوان‏دارى

    سيلابهاى مخرب، فرسايش‏هاى بى‏رويه و دور از انتظار خاكهاى زراعى وغير زراعى، شورى تدريجى و كاهش دائمى سطح آب سفره‏هاى زيرزمينى، خشك شدن تدريجى قنوات و چشمه‏ها، افزايش دائمى بيابانها و پيشرفت كوير، پرشدن بيش از حد استاندارد مخازن پشت سدها از رسوب، جملگى پديده ‏هاى هشداردهنده‏اى هستند كه هرگاه ناديده گرفته شوند، زندگى مارا تهديد مى‏كنند. از اين رو هر فن‏ آورى كه موجب كنترل سيلابها گردد وبه توسعه پايدار محيط زيست كمك كند، بايد مورد استفاده قرار گيرد. ليكن بايد در نظر داشت كه حتى‏الامكان آب رابايد در سرچشمه مهار كرد و لذا احداث سدهاى بسيار كوچك، در يكايك حوزه‏هاى آبخيز، به منظور جلوگيرى از هدر رفتن هر قطره آب بر هر كار ديگرى ارجحيت دارد. بايد پيوسته شعر سعدى را در قرن هفتم هجرى در نظر داشت‏كه :

          تواول نبستى كه سرچشمه بود                         چو سيلاب شد پيش بستن چه سود.

    يكى از شيوه ‏هاى كنترل سيلابها در سالهاى اخير آبخوان‏دارى مى‏باشد. آبخوان دارى مجموعه‏اى از عمليات مكانيكى و بيولوژيكى است كه با مهار و نفوذ سيلاب برروى عرصه‏هاى آبخوان منجر به احياء كمى وكيفى منابع آب و خاك، تقليل وحتى حذف خسارتهاى سيل، احياء مراتع وايجاد جنگل‏هاى دست كاشت وبهينه سازى محيط زيست مى‏شود.

    آبخوان يا آبخواه، عبارت از: مخروط افكنه‏ هايى است با رسوبات دانه درشت كه بآسانى آب را از خود عبور داده، و موجب غنى‏سازى سفره‏ هاى آب زيرزمينى مى‏گردد و آبخوان‏دارى عبارت از تدابيرى است كه اين امر را ممكن مى‏سازد. شرايط ايجاد آبخوان عبارت است از :

 الف . وجود سيلاب قابل استفاده و مناسب با عرصه‏اى كه قرار است عمليات پخش آب بر روى آن صورت پذيرد.

 ب. قرار گرفتن آبخوان در محل خروجى آبريزها.


بند و بندسار، در شهرستان بيرجند

    مهار كردن آبهاى سطحى از قديم ‏الايام در شرق ايران و بويژه در خراسان جنوبى معمول و مرسوم بوده‏است. در بيرجند در كمتر روستائى مشاهده مى‏شود كه درآن چندين بند يا سد خاكى به منظور ذخيره كردن آب احداث نشده باشد. اين بندها، در كنار مسير رودخانه ‏هاى فصلى قرار دارند و در صورت پرشدن از آب، از دو امتياز بهره ‏مند مى‏گردند:

 اول آنكه خاك كف آنها از رسوبات حاصلخيزجان مى‏گيرد و دوم آنكه ستونى از آب به ارتفاع 1-2 متر در دهانه جلوئى آن انباشته مى‏شود كه بتدريج در خاك كف بندها براساس قوه ثقل فرو مى‏رود، كه در اين صورت نيازى به آبيارى تابستانه نمى‏باشد.

    در اواخر بهار پس از نشست كامل آب و گاو آمدن زمين به كشت بندها اقدام مى‏كنند. در تابستان گياهان كشت شده (معمولاً نباتات جاليزى) از آب ذخيره زمين كه از طريق لوله‏ هاى شعريه و به موجب قانون اسمز به سطح خاك نزديك مى‏گردد، استفاده مى‏كنند. بندهاى فوق با ديواره‏ هاى خاكى غير فشرده ساخته مى‏شوند كه در صورت عدم مراقبت و شدت جريان آب، زحمات صاحبان آنها ممكن است در ظرف چند دقيقه ضايع گردد.

    احداث اين بندها دلالت بر هوشيارى مردم شرق ايران دارد كه بااين كار خود كمبود ميزان بارندگى را جبران مى‏كند و بر سطح اراضى داير خود مى‏افزايند. مجموعه بندهاى يك منطقه به "بندسار" موسوم است.

    در مركز شهر بيرجند تا سالهاى 1330 سه بند بزرگ در مناطق گود به نامهاى "بندحاجى محمدباقر"، "بند باروت كوبان" و "بند خيرآباد" وجود داشت. اين بندها از سيلابهاى زمستانى و بهارى پر مى‏شدند. دراواخر بهار پس از فروكش كردن و تبخير آب وقتى سطح زمين قابليت شخم زدن پيدا مى‏كرد، درآنها به كشت جاليز اقدام مى‏كردند. هر يك از اين بندها به وسعت يك هكتار و به عمق 6-10  متر بودند.

  تعريف سد: سد، عبارت از بندهاى بتونى و يا خاكى فشرده‏اى است كه برروى رودخانه‏ ها به‏ منظور ذخيره يا انحراف آب رودخانه‏ ها (اعم از دائمى ويافصلى) ساخته مى‏شوند. بااين توضيح بندهاى ساروجى رابايد سد، به حساب آورد. گواينكه از لحاظ فرهنگ لغات، بند و سد مترادف مى‏باشند و كلمه »بند«، فارسى كلمه عربى »سد« مى‏باشد.


 سدسازى

    سدسازى در ايران بيش از دوهزار سال قدمت دارد. باتوجه به كتاب "نگرشى بر سدهاى ايران" با افزودن سه بند "دره"، "عمر شاه" و اولنگ در شهرستان بيرجند كه در حدود 200 سال قدمت دارند، تعداد بندهاى قديمى ايران به 19 بند بالغ مى‏شود كه 9 تاى آنها مربوط به خراسان است. شش بند ديگر خراسان عبارتند از "بند فريمان"، با قدمت 400 سال - بند گلستان، "بند اخلمد" و "بند طرق" در مشهد با قدمتى بيش‏از 300 سال، بند "شش طراز" در كاشمر با قدمتى در حدود 1000 سال و "بند قوسى كريت" در طبس با قدمتى بيش از 400 سال. اين بندها همگى با سنگ و ساروج و مصالح ساختمانى بنا شده اند.

    در سالهاى بعد از انقلاب اسلامى چندين سد كوچك بتونى و خاكى فشرده در شهرستان بيرجند احداث گرديده كه فهرست آنها آورده شده است.

 تفاوتهاى بندهاى معمولى خاكى (غير فشرده) باسدها:

 تفاوتهاى بندهاى معمولى خاكى (غير فشرده) باسدها اعم از بتونى وخاكى فشرده در موارد زير مى‏باشد:

 اولاً بندها در حاشيه ودامنه دره‏ها بنامى‏شوند، ليكن سدها برروى مسيل بنا مى‏گردند.

 ثانياً حجم و ارتفاع بندها در مقايسه با سدها ناچيز است.

 ثالثاً هزينه احداث بندها بسيار كم مى‏باشد و با امكانات محلى روستائيان ساخته مى‏شوند، در حالى كه سدها نياز به مطالعات دقيق زمين شناسى و هيدرولوژى دارند.

 رابعاً دوام سدهاى خاكى فشرده در مقابل بندها بسيار بيشتر است، زيرا خاك ديواره‏هاى سدهاى خاكى تا حد امكان فشرده مى‏شود.

 خامساً از بندها به عنوان زمين زراعتى استفاده مى‏شود و از سدها براى ذخيره و يا هدايت آب.


 فرق بندو آبخوان

    در بندها، آب گل آلود رها مى‏شود و در نتيجه قشر قابل توجهى از ريز دانه ‏ها (خاك رس) در كف بندها رسوب مى‏كند و مقدارى از آب در سطح بندها براى نفوذ تدريجى چند ماهه و نيز تبخير باقى مى‏ماند. بنابراين از ذخيره آب، تنها براى كشت گياهان در همان سال استفاده مى‏شود.

    در آبخوانها، پس از گرفتن گل و لاى سيلابها در حوضچه‏ هاى ورودى، آب تميز بر روى درشت دانه‏ هاى عرصه آبخوان رها مى‏شود، تا آب در ظرف چند ساعت از درون درشت دانه‏ها بگذرد و موجب بالا آمدن سفره ‏هاى آب زيرزمينى گردد.

    با شرح فوق باتوجه به بافت سنگين رسى لمى بند، پس از فروكش ودر عين حال تبخير آب به كشت صيفى به صورت ديم اقدام مى‏كنند، اما در آبخوانها به ‏لحاظ بافت درشت دانه آنها لااقل در سالهاى اول امكان كشت صيفى وجود ندارد و مى‏توان از درختان راست ريشه عميق براى بهبود وضع خاك و فراهم ساختن امكان رشد ساير گياهان استفاده كرد.


  سابقه آبخوان‏دارى درايران

    هر چند در گذشته تلاشهاى پراكنده‏اى در مهار سيلابها به صورت بندهاى خاكى و غير فشرده صورت پذيرفته، اما در قالبى منسجم و علمى، مطالعات استفاده از سيلابها از سال 1361 آغاز گرديده است. در اين سال بنا به درخواست جهاد سازندگى "فسا" مبنى بر آبيارى مزارع غله و علوفه در منطقه گربايگان واقع در 50 كيلومترى شهرستان فسا، آقاى دكتر آهنگ كوثر عمليات آبخوان‏دارى راتنها راه رفع مشكل دانست و با برنامه‏اى مشخص عمليات لازم را در سطح 200 هكتار به اجرا گذاشت.

    نتيجه اين طرح بالا آمدن سطح آبهاى زير زمينى و افزايش دبى چاههاى عميق وتبديل يك منطقه بيابانى به يك منطقه آباد بود. پس از آن بنا به همت مسئولان محلى وباهمكارى دكتر آهنگ كوثر، عمليات آبخوان‏دارى در سطحى وسيع‏تر، در جوار شهر "ماهان" و در "آب باريك "كرمان به اجرا در آمد.

    مزاياى فراوان طرح، موجب گرديد كه حجةالاسلام والمسلمين هاشمى رفسنجانى، رياست جمهورى وقت ايران، در جريان سفر به استان كرمان در فروردين ماه 1375، از اين پروژه بازديد نمايندو سپس با پيشنهاد وزارت جهاد سازندگى، مبنى بر ايجاد20 ايستگاه تحقيقاتى، ترويجى وآموزشى پخش سيلاب در آبخوانها، با اعتبارى معادل 200 ميليارد ريال موافقت كنند. به نحوى كه هر ايستگاه در حدود 10000 هكتار وسعت داشته باشد وعمليات مطالعاتى و اجرائى آن طى 15 ماه، به اتمام رسد و براى مدت 5 سال تحت حفاظت، نگهدارى و بررسى‏هاى پژوهشى قرار گيرد. در حال حاضر 30 ايستگاه آبخوان به تصويب رسيده است.

    آقاى هاشمى رفسنجانى در سخنرانى خود اضافه كردند "مادر ايران خيلى مى‏توانيم از اين تفكر استفاده كنيم، زيرا در اطراف هر دشت كوههائى هست و دره‏هاى فراوانى با سطح زياد، آبريز دارد".

    باتوجه به لخت بودن كوهها وعدم پوشش گياهى ( به واسطه چراى بى رويه گوسفندان، كشت بى مورد انسانهاى طمعكار، شخم در جهت شيب زمين‏و....،) بارانهاى شديد كوتاه مدت در كوهسارها موجب جارى شدن سيلابهاى فصلى مى‏شود واين سيلابها ممكن است درعرض چند ساعت هستى مردم را به نابودى كشاند. بنابراين حفظ هر قطره آب در داخل كوهسارها به صورت سدهاى كوچك و يا مهار سيلابها، در خروجى آبريزها در آبخوانها،نه تنها موجب آبادانى مملكت مى‏شود، بلكه از تخريب محيط زيست جلوگيرى مى‏كند. خاصه در وضع فعلى مملكت كه با حفر چاههاى عميق وبرداشت بى رويه وبدون برنامه، اكثر مناطق درمعرض افت آب سفره ‏هاى زير زمينى قرار دارند. افت سالانه سفره آب زيرزمينى دشت بيرجند در حدود 25 سانتى‏متر در سنوات اخير، دلالت بر دريافت كم وبرداشت بسيار دارد و چنانچه براى اين امر چاره‏انديشى نگردد، شهرى كه داعيه مركز استان شدن خراسان جنوبى را دارد، با خطرات جدى مواجه خواهد شد. (البته اين امر در ساير نقاط ايران نيز عموميت دارد)


 پروژه آبخوان بيرجند

    شهرستان بيرجند با متوسط بارندگى 170 ميلى‏متر در دوره سى ساله 1335-1365 و براساس اقليم نماى دماتن، جزء مناطق خشك محسوب مى‏شود. دوام فصل خشك در سال، در حدود 230 روز است وتنها در طول مدت 4 ماه (از دى ماه تا اواخر فروردين) بارندگى‏هايى اتفاق مى‏افتد.

    شهر بيرجند در جوار دشت بيرجند بامساحت 3155 كيلومتر مربع قرار دارد، كه 2110 كيلومتر مربع آن را كوهستان‏ها و ارتفاعات و 1045 كيلومتر مربع آن را دشت تشكيل مى‏دهد كه همان طور كه قبلاً گفته شد اين دشت با افت آب سفره ‏هاى زيرزمينى مواجه است. اين شهر در بين دورشته كوه عظيم باغران در جنوب و رشته كوه مومن آباد در شمال و شرق باقللى بيش‏ از 2700 متر مربع واقع است.

    مجموعه روستاها و مزارع موجود در كوهستانها و دشت بيرجند داراى يك آبراهه اصلى به نام "شاهرود" مى‏باشند كه حوزه آبريز آن، از حوالى روستاى "بيجايم" باارتفاع 2787 متر شروع شده و در نزديكى روستاى "فدشك" باارتفاع 1240 متر از حوزه دشت بيرجند خارج مى‏شود. در مسير 150 كيلومترى رودخانه شاهرود، آبراهه‏ هاى بسيار وهمچنين رودخانه گاريچگان خوسف به آن مى‏پيوندد و سرانجام به بيابان لوت منتهى مى‏شود.

    روان آب خروجى سالانه رودخانه شاهرود، براساس محاسبه كارشناسان جهاد سازندگى بيرجند بيش‏از 66/6 ميليون متر مكعب ، و حجم ريزشهاى جوى سالانه حوزه آبريز دشت بيرجند، در حدود 657ميليون متر مكعب مى‏باشد(8) 


  رودخانه ‏هاى فصلى كه به شاهرود مى‏ريزند  عبارتند از:

    1. رودخانه‏ هاى جمگرد، گردو، بنگر، اسفزار، رقى‏آباد، رو، نوا، شهاباد، القورات، مرك، شوراب و گرگ كه از ارتفاعات شمالى حوزه، شروع و به شاهرود مى‏ريزند.

    2. رودخانه ‏هاى نوفرست، بوشاد، ركات، سربندى، بهدان، خراشاد، اسفهرود، و على‏آباد. اين رودخانه‏ ها از ارتفاعات جنوبى حوزه شروع مى‏شوند.

    سيلاب اين رودخانه‏ ها مى‏تواند نقش مهمى در تغذيه سفره ‏هاى آب زيرزمينى داشته باشد، باتوجه به مطالب فوق وبارعايت دورنماى توسعه بيرجند در آينده، جهاد سازندگى بيرجند، 2 منطقه "سرآب دشت بيرجند" و " دشت مختاران" را هريك به مساحت000 10 /هكتار به منظور آبخوان‏دارى پيشنهاد كرد. نظر به تقاضاهاى زياد ساير مناطق، با پروژه "سراب دشت بيرجند"، با سطح 5000 هكتار موافقت گرديد، كه باتوجه به اعتبارات تخصيص داده شده، تاكنون اين پروژه در سطح 3000 هكتار با بهره ‏گيرى از سيلابهاى حوزه ‏هاى بهدان، چاج، خراشاد ونوفرست ومود اجرا شده است.

    مطالعات پروژه، پس از ابلاغ از شهريور ماه 75 آغاز و در آبان ماه 75 به اتمام رسيده است. عمليات نقشه بردارى نيز متعاقباً انجام شد وعمليات اجرائى پروژه از دى ماه 75 آغاز وتا پايان سال عرصه يك - پروژه بهدان - آماده بهره بردارى گرديد و در بهار سال 76 آبگيرى شد. عمليات اجرائى حوزه‏هاى چاج و خراشاد نيز تا تابستان 76 به پايان رسيد. در عرصه‏ هاى نوفرست و مود نيز كليه خاكريزها و كانال‏هاى آن احداث شده و فقط دروازه‏هاى آن باقى مانده است. قابل توجه است كه تنها در يك مرحله در تاريخ 77/2/4 بر اثر رگبارهاى شديد در كوهستانها، 5/5 ميليون متر مكعب سيلاب، به داخل آبخوان "سراب دشت بيرجند" تزريق شده است، در داخل محدوده اجراى پروژه، تاكنون بيش از 40/000 اصله درخت بادام و پسته كشت شده است.

    روش اجراى پروژه بدين گونه است كه از منطقه ه‏اى مناسب، بخشى از سيلاب رودخانه، توسط كانال انحرافى برروى عرصه دشت منحرف مى‏شود و براى جلوگيرى از تخريب، كف رودخانه (كه كانال انحرافى ازآن احداث مى‏گردد) "گابيون بندى" مى‏شود. سپس در بالاى عرصه دشت و بر روى خطوط تراز، كانالى باعمق مناسب، حفر وخاك آن در قسمت بالاى كانال ريخته مى‏شود، ضمناً برروى اين خاكريزها دروازه‏ هائى ايجاد مى‏گردد كه آب بآرامى از كانال اول كه به نام "كانال آبرسانى گسترشى" موسوم مى‏باشد، از روى دروازه‏ ها به عرصه اول وارد شود. در كانال اول آبرسانى، آب سيل آرام مى‏گيرد و رسوب گذارى مى‏كند و درنتيجه آب نسبتاً تميز وارد عرصه مى‏گردد. به جهت اينكه آب مجدداً سرعت نگيرد وباعث فرسايش نشود، در فاصله ‏هاى مناسب به نسبت شيب منطقه، كانال‏هاى ديگرى نيز حفر مى‏گردد وخاك آن در بالا دست آن ريخته مى‏شود و باز بر روى اين خاكريزها نيز دروازه‏ هائى كه لبه‏هاى آنها هم تراز مى‏باشند ايجاد مى‏شود تا آب به صورت يكنواخت وارد عرصه بعدى شود.

    در ايجاد آبخوانها به طورى برنامه ‏ريزى شده كه آبهاى اضافى بدون اينكه ايجاد تخريب نمايند، سرانجام به رودخانه اصلى هدايت شوند.


 طرح كنترل و بهره ‏ورى از سيلاب رودخانه شوراب سيوجان

    روستاى سيوجان در 15 كيلومترى شمال شرقى شهر خوسف واقع است و رودخانه شاهرود از جنوب اين آبادى مى‏گذرد. حوزه آبخيز رودخانه شوراب سيوجان به وسعت 6245 هكتار است و از آبراهه ‏هاى فرعى رودخانه شاهرود محسوب مى شود. در اين طرح محدوده‏اى كه جهت پخش سيلاب در نظر گرفته شده، در حدود 1000 هكتار و در ناحيه خروجى حوزه مى‏باشد.

    دراين پروژه حوضچه‏ هائى با ارتفاع حدود 5 متر ساخته شده كه غرض‏از ايجاد آنها تزريق آب به داخل سفره ‏هاى زير زمينى مى‏باشد. در اين طرح حوضچه اول  "رسوب گير" مى‏باشد تا در حوضچه‏هاى ديگر كه از بافت درشت دانه برخوردار مى‏باشند، آب نسبتاً صاف بآسانى و در حداقل زمان به ‏اعماق خاك نفوذ كند.

    چون آب وارد شده به اين حوضچه‏ها شيرين است، درنتيجه صرف نظر از تغذيه سفره‏ هاى آب زيرزمينى، بر كيفيت آبها نيز مى‏افزايد. در روزهاى اول ميزان نفوذ آب در حدود 0/6 متر بوده است كه طبعاً اين ميزان در روزهاى بعد كاهش مى‏يابد. اما مشاهده شده كه در ظرف دو هفته، آب حوضچه ‏هاى دوم وسوم ته ‏نشين شده است. اما آب حوضچه اول به جهت داشتن رسوب، ته  ‏نشين شده ويا تبخير آن سه‏ ماه به طول انجاميده است.

    طرح كنترل و بهره ‏ورى از سيلاب توسط جهاد سازندگى در نقاط ديگرى از شهرستان بيرجند از قبيل "چهكند روشناوند" در وسعت 5335 هكتار نيز اجرا شده است. در حوزه مود هم در وسعت 14000 هكتار در دست اجرا مى‏باشد. فرق اين طرح با طرح آبخوان دارى، در آن است كه بر روى ديوار حوضچه‏ ها، دروازه وجود ندارد بلكه آب پس از پركردن حوضچه اول به حوضچه‏ هاى بعدى انتقال مى‏يابد. و اضافى آن به رودخانه گاريچگان ريخته مى‏شود. 


فوايد آبخواندارى

 1. آبخوانها، امكانات لازم براى پيشگيرى از خسارات مستقيم وغير مستقيم روان آبها را فراهم مى‏سازند.

 2. آبخوانها، موجب تغذيه تدريجى سفره‏هاى آب زيرزمينى را فراهم مى‏سازند ومانع از افت آب سفره‏ هاى زير زمينى مى‏شود كه در نتيجه از خشك شدن قنوات و حتى چاههاى عميق جلوگيرى مى‏كنند.

 3. آبخوانها، آبهاى شيرين را قبل از اينكه شور شوند با سرعت كافى به داخل خاك نفوذ مى‏دهند.

 4. بالا آمدن سطح آب سفره ‏هاى زيرزمينى، از كاهش كيفيت آبهاى استحصالى مى‏كاهد.

 5. آبخوانها، باتوجه به وسعتى كه در محدوده خود دارند، غالباً بيش از چند هزار هكتار مى‏باشند، و در عين حال، روان آبها را برروى تمام عرصه، تقسيم مى‏كنند، لذا كارآيى كافى در مقابل هجوم برق آساى سيل‏هاى خروشان را خواهند داشت.

 6. آبخوانها، پس از چندسال، باكشت درختان مقاوم به خشكى، وبا قرق بودن عرصه، تبديل به جنگل ومرتع مى‏شوند كه صرف نظر از لطيف كردن هوا به تفريحگاه مردم تبديل شده، موجبات جلب وحوش و پرندگان، و بهبود محيط زيست را فراهم مى‏سازند.

 7. آبخوانها، موجب مهار شن زارها و تثبيت ريگ‏هاى روان مى‏گردند.

 8. آبخوانها باايجاد محيط مناسب زندگى، موجب رجعت معكوس روستائيان به زادگاه خود مى‏شوند.

 9. ايجاد اشتغال وايجاد درآمد با كشت درختان مثمر از قبيل بادام، بادام كوهى، پسته ، عناب وسنجد

 10. محموله سيلابها، براى احياى اراضى و حاصلخيز نمودن عرصه‏ هاى غير توليدى مورد استفاده قرار مى‏گيرد


  منابع مورد استفاده درقسمت آبخوان وآبخوان‏دارى

 

 1. احمديان، محمدعلى "جغرافياى شهرستان بيرجند" مشهد: مؤسسه چاپ آستان قدس          رضوى، 1374.

 2- امانپور، محمدتقى. "آبخوان‏دارى كوششى هماهنگ و مؤثر در توسعه پايدار منابع طبيعى          وكشاورزى"، فصلنامه علمى - ترويجى پژوهش وسازندگى، سال 9 شماره 30          تهران: وزات جهاد سازندگى بهار 75 ص 4.

 3. بازديد از طرح آبخوان‏دارى دشت بيرجندو طرح پخش سيلاب رودخانه شوراب در منطقه          سيوجان به اتفاق وهدايت آقايان محمدعلى بيجارى، محمد ابراهيم احمدى و          ومحمود فال سليمان.

 4. بيجارى ، محمدعلى . "گزارش تشريحى ماموريت گروه اعزامى جهت بازديد از پروژه‏هاى          پخش سيلاب در آبخوانهاى ماهان و آب باريك بم واقع در استان كرمان، مديريت          جهاد سازندگى بيرجند، تابستان 1375.

 5. بيجارى، محمدعلى. "آبخوان دارى"، مقاله دست نويس مهرماه 1377.

 6. پرتوى، افشين و عرب خدرى، محمود. "شناسائى وطبقه‏بندى بندسارهاى استان خراسان"،          فصلنامه، پژوهش وسازندگى ، شماره 29 تهران: وزارت جهاد سازندگى زمستان 74          صفحه 10.

 7. عرب خدرى، محمود. "بندسار يك روش سنتى بهره‏ورى از سيلاب در خراسان" فصلنامه          پژوهش و سازندگى شماره 26 تهران: وزارت جهاد سازندگى بهار 74 صفحه 80.

 8. فال سليمان،محمود. بيجارى، محمدعلى. محمد زارى وديگران "طرح توجيهى پخش          سيلاب در آبخوان حوزه آبريز دشت بيرجند به منظور رفع‏كمبود آب" بيرجند:          مديريت جهاد سازندگى بهار 1375.

 9. فال سليمان،محمود. بيجارى، محمدعلى. "گزارش آبخوان دارى، نگرشى نو بر آبخيزدارى در          مناطق خشك ونيمه خشك و حاشيه كويرى" بيرجند: مديريت جهاد سازندگى          بهار 1378.

 10. مصاحبه با آقايان محمد زارى،محمدعلى بيجارى، محمدابراهيم احمدى به ترتيب          مديريت، معاون و رئيس اداره آبخيزدارى مديريت جهاد سازندگى وقت بيرجند: تابستان1377.


 آبهاى معدنى بيرجند:

 1- گرماب: كه‏در محل فدشك بخش خوسف در جنگل بيابان لوت قرارداد (آب جوش)

 2- گرماب: واقع در روستاى نصرالدين بخش درميان

 3- كل‏ترش: واقع در كلاته محمد بيك مسير جاده "شوشود"

 4- كل ترش: واقع در جاده نهبندان نزديك مزار سيدعلى

 5- آب معدنى: واقع در روستاى تناك از بخش مركزى دهستان مود

 6- آب معدنى سياه دره: جنب كلاته سليمان (بخش سربيشه) آب به رنگ سبز كامل است.

 7- گوآب روستاى خوسف

 8- كل آب ترش شهر ستانك از بخش خوسف دهستان براكوه


كاريز يا قنات:

    بهره‏ بردارى از آبهاى زيرزمينى به صورت حفر چاه در سرزمين‏هاى خشك از جمله ايران، سابقه طولانى  دارد. راه ديگر بهره ‏بردارى از آبهاى زيرزمينى، احداث كاريز يا قنات بوده است. در زمان حاضر حفر چاه هاى نيمه عميق وعميق كه با نيروى مكانيكى و يا برق كار مى‏كنند متداول شده كه اين امر در بسيارى‏از نقاط ايران موجب كاهش آب قنوات گرديده است. زيرا در سيستم ايجاد قنوات حفر چاه عميق بندرت امكان داشته است.

    درمورد قنات بايد گفته شود كه مردم كشور ما نخستين كسانى بودند كه به ساختن قنات پرداختند. ساختن قنات در ايران سابقه‏اى نزديك به 3000 سال دارد. هر قنات از تعدادى چاه يا ميله و يك يا چند تونل زيرزمينى به نام كوره تشكيل شده است. دليل حفر چاهها و يا ميله‏ها بيرون بردن خاك كوره از طريق آنها مى‏باشد. علت حفر كوره يا تونل زيرزمينى هدايت آب مادر چاه كه درمنطقه مرتفع‏ترى حفر شده است به مظهر يا دهنه قنات با شيب بسيار كم است. بنابراين آب در داخل تونل با كمك نيروى ثقل و بدون صرف‏هيچ نيروئى به خارج از تونل براى مصارف آبيارى و شرب انتقال مى‏يابد.

    درحال حاضر در ايران 18400 رشته قنات و در شهرستان بيرجند 1353 رشته قنات وجود دارد. برخى از اين رشته قناتها از سايرين به جهت بده بيشتر، عمق مادر چاه و يا طول كوره معروف تر مى‏باشند. هنر ايرانى‏ها اولاً تشخيص محل حفر مادر چاه وثانياً حفر كوره با شيب كم ودر جهت مشخص بوده است.

    در شهر بيرجند رشته قناتى به نام »قنات قصبه« وجوددارد كه كوره زير زمينى آن در حدود 18 كيلومتر طول دارد. مادر چاه اين قنات در دشت بجد واقع است. آب اين قنات چون از لايه‏ هاى نمكى عبور مى‏كند كمى شور است: از اين آب براى مصارف كشاورزى و در موارد اضطرارى (قبل از لوله‏ كشى آب) براى شرب استفاده مى‏شد. به علت شور بودن آب قصبه در شهر بيرجند تعداد بسيار زيادى آب انبار وجود داشت كه در مواقع بارندگى از آب شيرين قنوات كوه باغران و يااز آب باران پر مى‏شد و مردم آب آشاميدنى خود را شخصاً و يا از طريق سقاها تأمين مى‏كردند. قنات قصبه از جمله قنات‏هاى قديمى محسوب مى‏گردد كه گفته مى‏شود پيش‏از ظهور اسلام به دست زردشتيان احداث شده است.

    چاه آرتزين عبارت از چاهى است كه در منطقه‏اى كه آب درآن تحت فشار باشد، حفر شود. و آب با نيروى خود از چاه به بيرون بريزد. براى آشنايى بااسامى قسمت‏هاى مختلف يك رشته قنات به نمودار شماره 11 توجه شود.