ساير غذاهاى محلى خوسف عبارتند از: كشك )كشك ماستى - كشك دوغى(، كشك آردى )سالارى(، بزباش )مخلوطى است از حبوبات بويژه نخود وعدس، آرد، گوشت و پياز داغ(، كاچى گاورس )آرد گاورس را در آب جوش مى‏ريزند، وقتى نسبتاً سفت و سرد شد، بر روى آن شيره انگور، كشك و يا گوشت داغ مى‏ريزند ومى‏خورند(، پلو ارزن )كه از ارزن پوست كنده درست مى‏كنند(، توگى )مانند شير برنج است منتهى به جاى برنج از آرد برنج پوست گرفته استفاده مى‏شود(، قاتق شنبليله )دانه شنبليله را آب پز مى‏كنند وبعد پياز داغ درست كرده وضمناً سيب زمينى را خرد مى‏كنند و در داخل شنبليله مى‏ريزند تا باهم بپزند(، آش رشته، قاتق چغندر )چغندر را خرد كرده وباعدس كاملاً مى‏پزند و سپس به آن آرد و پياز داغ و آب اضافه مى‏كنند و مى‏گذارند كه به قوام آيد(، رشته پلو، آبگوشت، نان جوش و اشكنه گشنيز.


  مسجد صدراسلام در شهر خوسف

    در پى ادامه مرمت مسجد جامع خوسف، دركف محراب و در كنار ضلع قبله شبستان، تعدادى خمره به دست آمده كه منجر به كشف بقاياى يك مسجد قديمى متعلق به صدراسلام شد.

    براساس بررسى‏هاى به عمل آمده توسط سازمان ميراث فرهنگى كشور، بقاياى اين مسجد قديمى كه شامل دو دوره معمارى است در زيرشبستان مسجد كنونى كشف شده كه احتمال مى‏رود متعلق به يكى از مساجد صدراسلام دراين منطقه باشد. اين بناى تاريخى در برخى‏از قسمت‏ها گچ اندود و در برخى نقاط ديگر با آجر فرش شده است و همين امر مؤيد دو دوره معمارى مى‏باشد. شبستان اين مسجد داراى دو ستون است و قبله آن با قبله فعلى اختلاف درجه دارد.

    مسجد جامع خوسف يكى‏از آثار ارزشمند تاريخى مى‏باشد كه به شماره 1956 در فهرست آثار ملى كشور به ثبت رسيده است.(81)


  آموزش و پرورش خوسف

    آموزش و پرورش خوسف كه به صورت مستقل اداره مى‏شود در سال 1377 شامل 136 آموزشگاه ابتدائى 14 مدرسه راهنمائى و 3 دبيرستان با 471 نفر دبير وآموزگار مى‏باشد. تعداد دانش آموزان مقاطع يادشده در حدود 7000 نفر است.


 ناحيه صنعتى خوسف

       ناحيه صنعتى خوسف از سال 1375 مورد بهره‏بردارى قرار گرفته و بزودى توليدات كارخانه ظروف پلاستيكى كوثر به بازار خواهد آمد. بهره‏بردارى ازمنابع سنگ‏هاى تزئينى وساختمانى نيز درشرف آغاز است.(82)


  نحوه تهيه شيره انگور در خوسف

    نحوه درست كردن شيره انگور نيز گفتنى‏است. پس از گرفتن آب انگور،آن را در ديگ‏هاى بزرگ مى‏ريزند وبا حرارت گرم مى‏كنند به طورى كه انگشت در آن نسوزد، در اين موقع آتش را از زير ديگ بيرون مى‏كشند، و در داخل ديگ براى هر شصت كيلو آب 3 كيلو خاك رس نرم به آب انگور اضافه مى‏كنند. سپس مخلوط آب وانگور وخاك را كاملاً هم مى‏زنند تا سطح آب از كف پرشود. پس از نيم ساعت همين كار را تكرار مى‏كنند وآب انگور را براى نيم ساعت به حال خود مى‏گذارند تا موقعى كه كف ها چندين شكاف بردارند. آن گاه كف روى‏ديگ را با كفگير جمع و به دور مى‏ريزند وباز مخلوط را به حال خود رها مى‏سازند تا زمانى كه انسان عكس خود را بخوبى در آب انگور ببيند. سرانجام آب كاملاً زلال، روى ديگ را فرامى‏گيرد، اين آب را كم كم به وسيله تاس لب باريك )ظرفى كه ديواره آن نازك باشد( برمى‏دارند، تاموقعى كه به خاك كف ديگ برسند، آن گاه لبه ديگ را بلند مى‏كنند تا باقيمانده آب انگور در يك سمت ديگ جمع شود،  سپس آب جمع‏آورى شده را در داخل تَجْقن )ديگ مسى به ظرفيت در حدود ده ليتر( مى‏ريزند و با حرارت آنقدر مى‏جوشانند تازمانى كه هرگاه مقدارى ازآن روى بشقاب ريخته شود، پخش نگردد )سفت شده باشد(. اين كار را در مورد بقيه آب انگور نيز تكرار مى‏كنند.

    بازده شيره انگور سبزك بيش از ساير انگورهاست. اما شيره انگور عسكرى از شيره انگور سبزك روشن تر است.

    از توليدات ديگر خوسف رب انار مى‏باشد كه در گذشته وحال از شهرت خاصى برخوردار است.


 بخش سربيشه

    سربيشه بخشى از بيرجند مى‏باشد كه در 65 كيلومترى جنوب شرقى آن واقع شده است. مركز بخش سربيشه شهر سربيشه است كه طول جغرافيائى آن َ59 - 48 و عرض جغرافيائى آن َ32 - 34 و به ارتفاع 1820 متر از سطح دريا مى‏باشد. آب وهواى آن معتدل خشك است. اين بخش در مسير جاده آسفالته بيرجند- نهبندان قرار دارد. خدمات شهرى از طريق شهردارى اجراء مى‏شود.

    سربيشه داراى دهستانهاى »دُرُح« ، »مومن‏آباد« و »نهارجان« مى‏باشد. مجموعه آباديهاى اين شهر 630 واحد است كه 218 آبادى آن داراى سكنه مى‏باشد. جمعيت اين بخش براساس برآورد سال 1370، درحدود 34112 نفر ومساحت اين بخش 6220 كيلومتر مربع با متوسط 157 نفر در هر آبادى و با تراكم 5/5 نفر در هر كيلومتر مربع است. اين بخش 110 كيلومتر مرز مشترك با افغانستان دارد كه در حال حاضر داراى پيامدهاى منفى بسيار زيادى مى‏باشد )نامنى، اشاعه اعتياد و قاچاق(.

    به نقل از باب شانزدهم كتاب نزهة القلوب »سربيشه شهرى كوچك و به گرمى مايل است وابوبكر )عميد ابوبكر على بن‏الحسن قهستانى( و چكامه از آنجاست.« ابوبكر در جوانى از دبيران و مصاحبان دربار سلطان محمود غزنوى بوده و بعدا" دراثر كفايت وخدمت به مرتبه نديمان قاعد ترقى كرده و نيز از شعراى ممدوح حكيم فرخى سيستانى در قرن پنجم هجرى بوده است.

    برحسب علائمى كه در قلّه كوهى به نام »قلاع« درسه كيلومترى سربيشه موجود است، نشان مى‏دهد كه سربيشه از زمان حكومت امراى قهستانى، مقّر حكومت بوده است، از جمله حوادثى كه به اين شهر گذشته سيل، زلزله و حمله مكرر تركمانها، ازبك‏ها و افغانها بوده است.

    از وجوه تسميه اين منطقه به »سربيشه« اين است كه مى‏گويند چون قسمت جنوبى شهر، منطقه‏اى سرسبز و بيشه زار بوده، لذا به‏اين مناسبت به سربيشه موسوم است. ديگر آنكه چون در اين منطقه در گذشته پرنده »سار« به فراوانى يافت مى‏شده به عنوان »ساربيشه« ناميده شده كه در طى زمان به سربيشه تغيير يافته است.

    كاروپيشه مردم اين شهر، كشاورزى، باغدارى، دامدارى و فرش‏بافى است. نقش‏هاى قالى  ريزه ماهى، ربعى و سعدى در اين شهر و دهستانهاى آن بيشتر متداول است.

 

  كشت آبى و ديم دراين منطقه معمول مى‏باشد. منابع آبيارى در اين منطقه عبارتند از قنات، چاههاى عميق ونيمه عميق. عمق سفره هاى آب زيرزمينى در مناطق مختلف سربيشه از 4 متر تا 90 متر تغيير مى‏كند. متوسط بارندگى سربيشه در طى سالهاى 1339 - 1367 معادل 228 ميلى متر و ميانگين‏هاى حداكثر و حداقل مطلق ماهانه درجه حرارت سربيشه به ترتيب 27/17 و 2/5- درجه وميزان تبخير سالانه سربيشه 2835/7 ميلى‏متر، با دوره يخبندان 20-25 روز ذكر شده است. متوسط درجه حرارت تابستان 22 درجه با ماكزيمم 35 درجه در ماههاى تير ومرداد و متوسط درجه حرارت پاييز و زمستان 15 درجه سانتى‏گراد است )رجوع شود به جدول مشخصات هواشناسى سربيشه، درح و شهر بيرجند(

    فراورده‏هاى زراعتى وباغى  اين بخش عبارتند از: گندم، جو، تره‏بار، زعفران، توت، زردآلو، سيب، عناب و زرشك و از گياهان داروئى اين منطقه كه فراوان يافت مى‏شود مى‏توان از كلپوره، شاه‏تره، مخلصه، بومادران، كاكوتى ، گل زوفا، گل گاوزبان، آويشن و مستار نام برد.

    شهر سربيشه، داراى پايگاه نيروهاى انتظامى، كتابخانه، بانك‏هاى ملى وصادرات، شركت تعاونى روستايى ، اداره آموزش وپرورش،مهدكودك، دبستان، مدرسه راهنمائى ودبيرستان، شهردارى، مخابرات، درمانگاه، تعميرگاه وسايل نقليه وموتورى، مسجد و زيارتگاه مى‏باشد. زيارت گاههاى مشهور سربيشه عبارتنداز: باش‏آباد و قدمگاه سم دُلدُل.

    طايفه‏هاى سربيشه عبارتنداز : خياطان، حسينى‏ها، قلاسى، موميا، قربانى، تنوكيا، نجفى‏ها، ياوريها، نره‏ها، نى‏كما و بهلولى.

    محله‏هاى سربيشه عبارتنداز: محله ميدان بازار، محله پايين ده، شامل: محله سنگ قاضى، سنگ خراس، و پاقلعه و محله بلند ده.

    ابنيه تاريخى‏اين بخش به صدرالاسلام و قبل از آن مى‏رسد. قلاع و غارهاى به جا مانده از گذشته عبارتند از: قلعه كهنه سربيشه )صدراسلام(، قلعه كوه سربيشه )اسماعيليان(، قلعه كهنه كهنج، قلعه كهنه گلندر )ساسانى(، قلعه درح و قلعه بركوه )قاجار(، قلعه گزدز )سلجوقى(، و غارهاى چنشت، چهل چاه و برادو.

 اكثر معادن شهرستان بيرجند دراين بخش واقع شده است. از عمده معادن اين بخش مى‏توان از معادن بازالت، مرمريت، سولابست، گل سفيد، سنگ‏هاى تزئينى، گرانيت و منيزيت نام برد.

    اولين دبستان اين بخش درسال 1300 واولين دبيرستان سربيشه در سال 1347 تأسيس گرديده. درحال حاضر در اين بخش 113 واحد آموزشى از مهد كودك تا دبيرستان وجود دارد.

    كارخانه‏هاى اين بخش عبارتند از: كارخانه اكسيد منيزيم، فرش ماشينى، ماكارونى، پوشاك - كوير، صنايع كاغذى، آب اسيد، آب مقطر، دستمال كاغذى، كيك و كلوچه.

    حيوانات وحشى سربيشه عبارتنداز:بزكوهى، شغال، گرك، آهو، روباه، قوچ، ميش، تكه، گربه وحشى و پلنگ.

    پرندگان سربيشه عبارتند از: تيهو، سياه سينه، كلاغ، كبوتر، هوبره، سبز گردن، اردك و غاز.

    دشت‏هاى سربيشه شامل: حسين آباد غيناب، سلم آباد، گيومختاران، ماهيرود، لانو و درح و... مى‏باشد.

    گياهان مرتعى سربيشه شامل: درمنه، آترپيلكس، خارشتر، حاج، چرخه، ريش‏نر، جارو، شور، اسپند، كاله، كما، گز، تاغ، اشنان، اسكنبيل، يال اسب وبنه است.


  طرح توليد و تكثير بز كركى در سربيشه

    الياف طبيعى بر سه نوع مى‏باشند: 1) معدنى مانند آزبست )پنبه نسوز( 2) الياف گياهى كه از ساقه، ميوه و دانه گياهان به دست مى‏آيد، مانند كتان، ليف و پنبه 3) الياف حيوانى مانند پشم، مو، كشمير وموهر. در بين الياف مذكور، كشمير (Cashmere) و موهر(Mohair)  از مرغوبترين الياف طبيعى حيوانى محسوب مى‏گردند. كشمير  و موهر كلاً در بازار تجارت تحت عنوان »كرك« ناميده مى‏شوند. كرك به صورت الياف بسيار لطيفى در لابلاى مو به صورت كم، يا زياد، با قطر بسيار كم يا متوسط بر روى بدن برخى ازبزها مشاهده مى‏گردد. بزها رااز نظر توليد كرك و مو به سه دسته تقسيم مى‏كنند:

    1- بزهاى توليد كننده موهر كه بويژه ازنژاد بز آنقوره  (Angora)به دست مى‏آيد. قطر تار اين دسته از 27 ميكرون به بالا مى‏باشد. از اين نژاد در كردستان ايران وجود دارد.

    2- بزهاى توليدكننده كشمير كه دراصل مربوط به نژادى از بز مى‏باشد كه دركوههاى هيماليا وجود دارد.اين نژاد در مناطق خشك ونيمه خشك اطراف كوير بويژه درمناطقى از استانهاى يزد، كرمان، اصفهان، سمنان، هرمزگان، سيستان و بلوچستان ونيز در جنوب خراسان و در منطقه‏اى در مرز ايران وافغانستان وجود دارد. قطر تار بزهاى كشميرى در چين به 12 تا 20 ميكرون و در ايران به 20-18 ميكرون مى‏رسد. طبعاً قطر تارها هر قدر كمتر باشد، كرك از لطافت و درخشندگى بيشترى برخوردار خواهد بود.

    3- بزهاى موئى كه ميزان كرك آنها بسيار كم و قطر تار آنها بالاى 50 ميكرون است.

 كُلّ بيده )منظور كرك ومو( بزهاى كركى در حدود 500 تا 700 گرم در سال مى‏باشدكه در حدود 20 تا 33% آن كرك خالص است.

    همان طور كه گفته شد درنوار مرزى ايران وافغانستان نژاد مرغوبى از بزهاى كركى يافت مى‏شود كه كيفيت كرك آنها مورد تأييد كارشناسان سازمان خوار وبار و كشاورزى جهانى قرار گرفته است. از اين رو از سال 1373 دو گله بز كركى به ظرفيت 250 رأس جهت ركوردگيرى نگهدارى مى‏شوند. در سال 1376 طرح ايجاد ايستگاه توليد وتكثير و اصلاح نژاد بز كركى جنوب خراسان با سرمايه 240 ميليون تومان تصويب شده و براى هر يك از بزها و بزغاله‏ها شناسنامه صادر شده است.

    نگهدارى بز نه تنها از نظر كرك، مو، گوشت و شير حائز اهميت است، بلكه از پوست بز، چرم ظريف و درعين حال با دوامى حاصل مى‏شودكه در روكش مبل، و ساخت دستكش از آن استفاده مى‏گردد. ضمناً از پوست بز كه داراى مو باشد در تهيه مانتوهاى مخصوص استفاده مى‏شود.(83)

    بز كركى جنوب خراسان كه بر حسب تخمين معاون امور دام جهاد سازندگى خراسان تعداد آنها از 1/600/000 رأس تجاوز مى‏كند، نه تنها يك حيوان قانع وبا هزينه نگهدارى كم مى‏باشد بلكه كرك آنها يكى‏از اقلام مهم صادراتى و ارز آور است.(84) به طورى كه در سال 1377 كيلوئى در حدود 70 دلار فروخته شده است. هرگاه هر بز در سال تنها 250 گرم كرك توليد كند، دراين صورت ميزان كرك استحصالى در حدود 400/000 كيلوگرم به ارزش حداقل 280/000/000 دلار مى‏باشد كه هرگاه آنرا با نفت مقايسه كنيم وهر بشكه را ده دلار منظور كنيم در اين صورت ارزش كرك بزها در حدود 280/000/000 بشكه در سال مى‏باشد.


 دهستان دُرُح - دُرَه

    دُرُح ازدهستانهاى سربيشه ودر عين حال مركز دهستان مذكور است. درح چون بر سر يك دوراهى واقع است شايد دراصل دُورَه يا به‏اختصار دُرَه بوده كه بتدريج ويا برحسب اشتباه به دُرُح ناميده شده است.(85) درح از سمت خاور به افغانستان، از سمت شمال به طبس مسينا و از سمت غرب به‏دهستان مؤمن‏آباد واز سمت جنوب به شهرستان نهبندان محدود مى‏شود. اين دهستان بر حسب آمار سال 1370 داراى 8143 نفر جمعيت، 72 روستاى سكنه‏دار و 81 روستاى بدون سكنه است. وسعت اين دهستان 2354 كيلومتر مربع با تراكم 3/45 نفر در كيلومتر مربع و 113 نفر در روستاهاى سكنه دار مى‏باشد.فاصله اين دهستان تا مركز بخش 90 كيلومتروتا بيرجند 150 كيلومتراست.

 

ازآنجائى كه درح نزديك مرز افغانستان واقع شده است، مهاجرين افغانى در قسمتى از اين دهستان سكونت گزيدند. بااستقرار افاغنه در نزديكى‏اين‏دهستان، اهالى در معرض مشكل معيشتى قرار گرفتند. و از همه مهم‏تر جنگل درح ومراتع اين دهستان در معرض تخريب شديد مهمانان ناخوانده قرار گرفت.

    پوشش غالب گياهى اين جنگل ازنوع قيچ، گز، تاغ، و اسكنبيل مى‏باشد. قطع درختان گز و تاغ دراين منطقه نه تنها تبخير راشدت بخشيده بلكه كوهستانها ودشت‏ها رادر معرض فرسايش شديد قرار داده است.

    براساس آمار سال 1365 جهاد سازندگى بيرجند در دهستانهاى مؤمن‏آباد، درح، طبس مسينا حداقل 4576 نفر مهاجر در غالب 1725 خانوارسكونت داشته‏اند كه ميزان جرائم را در مدت اقامت خود بسيار بالا برده‏اند.اشتغال اين افراد به قاچاق مواد مخدر موجب بالا بردن درصد معتادان در اين بخش شده است.

    شغل مردم اين دهستان به ترتيب اهميت شامل : كشاورزى، دامدارى، قالى‏بافى وكارگرى در معادن است. از معادن مشهور اين منطقه مى‏توان از معدن "سنگ گرانيت" كه مصرف صادراتى دارد، نام برد. كشاورزى اين بخش به صورت آبى وديم است و محصولات آن عبارتند از: گندم، جو، چغندر، زعفران وتره‏بار.

    ابوالعباس درهى از امرا و بزرگان اين ديار بوده كه در قرن پنجم هجرى مى‏زيسته است. وى از حاميان سلاطين غزنوى محسوب مى‏شده و در سال 440 هجرى موجب شكست لشگر ارتاش در مقابل سپاه غزنوى شده است )ارتاش توسط غلامان امير عباس به قتل رسيد(.(86)

    عشاير درح كه بيشتر در قسمت نوار مرزى پراكنده‏اند شامل طوايف: احمدى، محمدى، بهلولى حسينى، سكندر زهى، حسينى واردنى مى‏باشند. باتوجه به سرشمارى سال 1365 در حدود 29% جمعيت درح باسواد بوده‏اند. براساس همين آمار دهستان‏هاى مؤمن آبادو درح ازنظر درصد با سواد، شاغل، امكانات بهداشتى، فرهنگى و خدماتى در شمار محرومترين دهستان‏هاى بخش و شهرستان قرار دارند.

    ميزان متوسط بارندگى‏درطول يك دوره 8 ساله (1348 تا 80 (1354 ميلى‏متر بوده است. همچنين روزهاى يخبندان 188 روز ومتوسط درجه حرارت سالانه 17/8 سانتى‏گراد، با حداقل مطلق 15- درجه در بهمن ماه وحداكثر مطلق 40 درجه سانتى‏گراد در خرداد ماه گزارش شده‏است.(87)

    بادهاى غالب از سمت شمال شرق به جنوب غرب كه به بادهاى 120 روزه سيستان معروفند، در ماههاى تير ومرداد مى‏وزند. ضمناً ميزان تبخير 3600 ميلى‏متر در سال اعلام شده است. تقريباً تمامى دهستان درح در يك منطقه كوهستانى واقع شده و اغلب آباديهاى اين دهستان در دره‏هائى نظير رودباغ سنگى، دره لانو و تنگل درح قرار دارد. دراين منطقه دودشت بزرگ به اسامى درح ودشت ناز وجود دارد كه گياه »كُما« بفراوانى در آنها يافت مى‏شود.