فصل اوّل

    موقعيت جغرافيائى و طبيعى

 

 موقعيت وحدود شهرستان بيرجند

 

    شهرستان بيرجند باوسعت 31704 كيلومتر مربع وبراساس محاسبات GISسازمان برنامه و بودجه خراسان با 34893 كيلومتر مربع(1) در شرق ايران و با فاصله‏اى درحدود 500 كيلومتر از مراكز استانهاى خراسان، سيستان و بلوچستان، كرمان و يزد قرار دارد. بعلاوه در سمت شرق، باكشور افغانستان 220 كيلومتر مرز مشترك دارد

    بيرجند از شمال به شهرستان قاين، از جنوب به شهرستان نهبندان و كرمان، از شرق به افغانستان و از غرب به شهرستانهاى فردوس و طبس محدود مى‏شود. فاصله بيرجند با شهر قاين 100 كيلومتر و با ساير شهرها در حدود 200 كيلومتر است.

    شهرستان بيرجند داراى 4شهر، 4 بخش و 19 دهستان مى‏باشد.

    طول جغرافيايى اين شهرستان عبارت است از: َ57 -’45 تا َ60 -’50 شرقى وعرض جغرافيايى َ31 -’10تا َ33 - ’15 شمالى. طول وعرض جغرافيايى مركز شهرستان (بيرجند) به ترتيب عبارت است از: َ59 -’ 13 شرقى و َ32 - ’53 شمالى. ارتفاع اين شهر از سطح دريا 1419 متر مى‏باشد.

 براساس مصوبه سال 1358 بخش قاين و در سال 1368 بخش "نهبندان" هريك به صورت يك شهرستان از شهرستان بيرجند منفك شده ‏اند.


موقعيت زمين شناسى بيرجند

    منطقه بيرجند كه درشمال به كوههاى شكر آب و از شرق به كوههاى مؤمن آباد واز جنوب به رشته كوه باغران و از ناحيه غرب به ارتفاعات دشت كوير محدود مى‏گردد، از نظر زمين شناسى عمدتاً شامل تشكيلات افيوليتى، اوئوليتى، وآمونيتى اواخر دوران اول و دورانهاى دوم و سوم زمين شناسى مى‏باشد، سنگ‏هاى آذرين بازيك و حد واسط همراه رسوبات عمدتاً فليشى و آهكى به صورت يك آميزه رنگى منطقه را احاطه كرده است.

    وضعيت خاص منطقه باعث تشكيل كانسارهاى متعدد گرديده كه عمدتاً شامل: مس، منيزيت، آزبست و سنگ‏هاى ساختمانى مى‏باشد.

    سنگ‏هاى آهكى و سنگواره‏ هاى اوئوليت مربوط به دوره پرمين در شمال شرقى "خور" و "قله قره سفيد" در ناحيه كوه گرماب كشف گرديده و درهمان منطقه سنگواره هاى آمونيت مربوط به دوره ترياس مشاهده شده است. تشكيلات شيل در ناحيه شرق و جنوب "قله قره سفيد" گرماب داراى گسترش بيشترى مى‏باشد.

    بين تشكيلات پيش از دوران سوم كه در دشت لوت كشف شده، سنگ‏هاى ژوراسيك بيش ازهمه گسترش دارند. وجود ژوراسيك در قله كوه "ميغان" واقع در غرب كوه عبداللهى در "ده سلم" نيز مشخص گرديده است.

    درمناطقى از قبيل ده سلم، اطراف "مود"، سربيشه ، كوه گرماب نئوژن نيز به ثبوت رسيده است.

    در لوت مركزى جوان ترين نهشته‏ هاى دوران چهارم تا دوره جديد به صورت ورقه‏ هاى پهناورى از شن، ماسه و ريگ پوشانده شده است.


مناطق پست و بلند

    شهرستان بيرجند ازنظر مناطق پست و بلند به دو قسمت« كوهستانى ومرتفع»، و« پست و هموار» تقسيم مى‏شود:

 الف. ارتفاعات: كوههاى اين محدوده عمدتاً جوان و مربوط به دورانهاى دو م‏وسوم زمين‏ شناسى مى‏باشند. مهم‏ترين اين رشته كوهها عبارتند از:

 1. رشته كوه "باغران" - اين رشته كوه در جنوب بيرجند قرار دارد واز نزديك "خوسف" شروع شده و تا "سربيشه" ادامه دارد. اين رشته كوه زيباترين روستاها را در شمال و جنوب و در بين دره‏ها بوجود آورده، وبه خاطر لطافت آب وهوا، چشمه‏ سارها و قنوات آب شيرين از تجمع جمعيت برخوردار است. طول اين رشته كوه در حدود 100 كيلومتر و عرض آن 13 كيلومتر مى‏باشد و جهت امتداد آن، شمال غربى- جنوب شرقى‏است. بلندترين ارتفاع اين رشته كوه در تنگل بقياچ و در مجاورت روستاى كاهى (كاهين) 2706 متر است.

 2. رشته كوه مؤمن آباد - اين رشته كوه در جهت شمال غربى - جنوب شرقى كشيده شده و 200 كيلومتر امتداد دارد و بلندترين قلل آن قله "بند در" به‏ارتفاع 2787 متر وقله "مين‏آباد" به ارتفاع 2771 متر مى‏باشد. در اطراف اين كوه نيز روستاهائى با هواى خنك و آب شيرين وگوارا وجوددارد. در سمت راست و مشرق مومن آباد رشته كوه "آهنگران" به طول 30 كيلومتر و در سمت مغرب آن، رشته كوه "باغران" قرار دارد.

 3. كوه شكر آب - اين رشته كوه در ده كيلومترى شمال بيرجند واقع شده واز غرب به شرق امتداد دارد وبلندترين ارتفاع آن 2212 متراست.

 4. كوهها وقلل منفرد - اين ارتفاعات به صورت پراكنده ومنفرد در سراسر منطقه وجود دارند كه از جمله مى‏توان از "ماركوه" (1998 متر) "لمبى" (2343 متر)، "كمرزرد" (1985 متر)،"مادركوه" (2239 متر)، "سياه كوه" (1835 متر)، "گيو" (2515 متر)، نام برد. (مكانيكى صص 34-35)


ب. مناطق پست وهموار:

     شامل دشت‏ها و زمين‏هاى هموارى است كه در قسمت مركزى و شمال شرقى‏شهرستان وعمدتاً در فاصله سلسله كوه هاى باغران ومومن آباد كه به صورت دو رشته موازى از شمال غربى به جنوب شرقى شهرستان امتداد يافته‏اند، قرار دارند. اين دشت‏ها از نظر كشاورزى، گله‏دارى و احداث راههاى ارتباطى از اهميت خاصى برخوردار هستند. از مهم‏ترين دشت‏ها، دشت بيرجند است كه در فاصله دو كوه باغران ومؤمن آباد قراردارد. محدوده اين دشت از روستاى "مود" در شرق شروع مى‏شود وتا "خوسف" باشيب 4% در جهت غرب ادامه پيدامى‏كند. دراين دشت، شهر بيرجند و روستاهاى فراوانى وجود داردكه بيش از نيمى‏از جمعيت شهرستان را در خودجا داده است.

    علت اينكه اين شهرستان نسبت به شهرستانهاى همجوار از شرايط اقليمى بهترى برخوردار مى‏باشد، وجود همين ارتفاعات است، ضمناً شهرستانهاى ديگر از قبيل نهبندان، طبس وگناباد در مجاور مناطق كويرى قرار دارند.

    از جمله عوارضى كه در دشت‏ها مشاهده مى‏شود، مناطقى است كه كمى گودتر از ساير نقاط مى‏باشند وبه جهت اينكه خاك آنها از تجمع رسوبات رسى بوجود آمده است، آب در سطح آنها جمع مى‏شود. اين مناطق به زبان جغرافيدانان به نام »دق« واز نظر خاك شناسان به "تكير" موسوم مى‏باشند. دو نوع دق وجود دارد "دق شور" و "دق شيرين". از دقهاى معروف محل مى‏توان از دقهاى "پترگان" و "محمدآباد" نام برد كه هر يك از آنها بيش‏از 100 كيلومتر مربع وسعت دارند.

    نقطه مقابل دق، "هنبه" است. هنبه عبارت از ماسه‏هاى بادى يا آب آورده‏اى است كه در دهانه دره‏ها قرار مى‏گيرد و آب در پشت آنها مى‏ايستد. دراين باره اصطلاحى هم وجوددارد كه مى‏گويد "دق از دشت آب مى‏گيرد و هنبه از كوه."

    مساحت حوضه آبريز دشت بيرجند در حدود 3150 كيلومتر مربع مى‏باشد. جهادسازندگى بيرجنداز موقعيت خاص اين دشت استفاده نموده و طرح آبخواندارى را به وسعت 5000 هكتار اجرا كرده تا از روان آبهاى بسيار ارزشمند حوزه‏ هاى آبخيز دشت، براى تغذيه سفره‏ هاى زير زمينى استفاده نمايد.

 دشت‏هاى بيرجند

    در اصطلاح جغرافيائى، دشت زمين هموارى است كه به هيچ وجه چين نخورده و عمدتاً به وسيله مواد رسوبى رودها و سيل‏ها انباشته شده است. اين گونه از اراضى در صورت وجود آب كافى براى كشاورزى و سكونت انسان بسيار مناسب است. مشروط بر آنكه اين خاكها شور و يا باتلاقى نباشند.

     خاكهاى اوايل دشت‏ها (مخروط افكنه‏ ها)، دامنه كوهها و دره‏هاى كم عمق از سنگ‏هاى ريز و درشت تشكيل شده كه براى كشاورزى مناسب نمى‏باشند و بايد در طول زمان با كاشت درختان و جمع‏آورى سنگ‏هاى درشت نسبت به اصلاح آنها اقدام نمود. در عوض چون اوايل دشت‏ها از اجزاى ريزو درشت تشكيل شده‏اند، قابليت نفوذ خوبى نسبت به سيل آبها دارند وتوسط اين قسمت مى‏توان به تغذيه سفره‏هاى  آب زيرزمينى كمك نمود.

    بافت قسمت‏هاى ميانى و پايين دشت‏ها معمولاً از ريز دانه ها (شن، رس و لاى يا ليمون) تشكيل شده و از نوع خاكهاى لومى، لومى رسى و ليمونى مى‏باشند كه چنانكه گفته شد براى كاشت مناسب مى‏باشند.


 جدول شماره 1

    فهرست دشت‏هاى بيرجند

 

بخش سربيشه

بخش درميان

بخش مركزي

بخش سربيشه

هامون

گل روده

مهموئي

سلم ‏آباد

خوسف

گلميران

بيرجند

درح

نعلينو

 آواز

 چاهك موسويه

 حسين‏ آباد

 ماژان

خوشاب

مرك

 جنت ‏آباد

مختاران

 اسدآباد

 

 

سيب چاه

نوزاد

 

 

سرچاه عماري

طبس

 

 

كچرند

گزيك

 

 

 گرماب

 زرقاب

 

 


 آب وهواى شهرستان بيرجند

    شهرستان بيرجند، از قسمت‏هاى مختلف، شامل جلگه، دشت، وارتفاعات تشكيل شده است. بيرجند باتوجه به وضعيت پستى و بلنديها دونوع اقليم دارد: 1- اقليم خشك و گرم شامل مناطق دشت و حاشيه شهرستان 2- اقليم خشك ملايم كه در بخش‏هاى مرتفع شمالى و مركزى شهرستان (يعنى نقاط مرتفع كوههاى »باغران« و »مؤمن‏ آباد«) مشاهده مى‏شود. لذا براساس تقسيم ‏بندى »دماتورن«، بيرجند جزء مناطق خشك محسوب مى‏شود.(2)

    تفاوت نسبتاً زياد درجه حرارت روز وشب و همچنين اختلاف دماى زمستان وتابستان دراين شهرستان به علت نزديكى آن به مناطق كويرى است. فصل گرم بيرجندمعمولاً طولانى است و ماههاى خرداد وتير و مرداد را در بر مى‏گيرد وايام سرد سال شامل ماههاى آذر و دى و بهمن مى‏باشد.

    طول دوره گرما مطابق با يك دوره طولانى تبخير است كه مغاير با اوضاع هيدرولوژى (آب‏شناسى) منطقه مى‏باشد.از اين رو بايد كمتر گياهانى كه در طول دوره گرما به آب زيادى نياز دارند (مانند پنبه و چغندر) كشت شود.

    متوسط بارندگى سالانه در بين سالهاى (1332 - 1371 )1954-1993 حدود 175/7 ميلى‏متر بوده است. اين مقدار درمناطق خشك بيابان لوت در حدود 50 ميلى‏متر و در مناطق كوهستانى تا 250 ميلى‏متر و بيشتر، امكان تغيير دارد. توزيع باران دراين منطقه نامناسب است. باران بيشتر در ماههاى آذر و فروردين (زمستان و اوايل بهار) مى‏بارد. متأسفانه قسمت اعظم باران به صورت سيلاب جارى مى‏شود ونه تنها فرصتى براى استفاده مناسب از آن نيست، بلكه موجبات فرسايش شديد خاك را فراهم مى‏سازد.

    در برخى از سالها خشكسالى شديد و در برخى از سالها و فور باران به چشم مى‏خورد كه بايد دراين سالها آبهاى اضافى مهار گردند.

باتوجه به جدول شماره «3»،  خصوصيات اقليمى شهرستان بيرجند طى سالهاى 1332-1371 به طور خلاصه به شرح زير بوده ‏است:

 

 الف. درجه حرارت

 حداكثر مطلق حرارت   44 درجه سانتى گراد

 حداقل مطلق حرارت     21/5- درجه سانتى گراد

 ميانگين درجه حرارت    16/4 درجه سانتى گراد

 ميانگين حداكثر حرارت   24/4 درجه سانتى گراد

 ميانگين حداقل حرارت   8/3 درجه سانتى گراد

 

 ب. روزهاى يخبندان

 ميانگين سالانه   77 روز

 حداكثر روزهاى يخ بندان    97 روز

 

 ج. رطوبت نسبى

 متوسط رطوبت نسبى   38%

 حداكثر رطوبت نسبى دى ماه   58%

 حداقل رطوبت نسبى تيرماه   23%

 

 د. بارندگى

 ميانگين بارندگى سالانه   175/7ميلى‏متر

 حداكثر بارندگى 24 ساعته   52 ميلى‏متر

 

 ه. طبقه ‏بندى اقليمى

 براساس طبقه بندى آمبرژه   اقليم خشك سرد

 براساس طبقه ‏بندى دومارتن   اقليم خشك

 براساس طبقه ‏بندى كونار   نيمه برى

    باتوجه به آمار ياد شده، گرمترين ماه سال تيرماه و سردترين ماه سال دى ماه به ترتيب با متوسط 27/6 درجه و 4/3 درجه سانتى گراد، حداكثر مطلق و حداقل مطلق درجه حرارت نيز مربوط به دو ماه ياد شده با 44 درجه و 21/5- درجه حرارت بوده است.

    تعداد روزهاى يخبندان در فاصله 40 سال ياد شده 77 روز است كه به طور معمول در زمستان بوده، ليكن در برخى از سالها اين يخبندانها درماههاى فروردين و ارديبهشت و در برخى از سالها در مهر و آبان نيز اتفاق افتاده است. در نواحى جنوب و جنوب غربى شهرستان (درحاشيه دشت كوير) كمترين نزولات توأم با درجه حرارت زياد و حداقل روزهاى يخبندان مشاهده مى‏شود.

    تعداد روزهاى بارندگى با بيش از 10 ميلى‏متر 5/2 روز، بابيش از 5 ميلى‏متر 12 روز، با بيش از 1 ميلى‏متر 30/8 روز و به طور كلى روزهاى بارانى 50/7 روز بوده است.

  


 نزولات جوى بيرجند

    بيرجند باتوجه به موقعيت جغرافيائى خاص خود، از ابر كم، ميزان قليل رطوبت نسبى (در حدود 24 درصد براى ساعت 12:30 و49% براى ساعت 6:30) و وزش بادهاى خشك و تند شمالى و جنوبى برخوردار است. مجموعه اين عوامل موجب شده كه از طرفى، تابش شديد نور خورشيد تبخير آب را به حداكثر برساند واز طرف ديگر، ميزان بارندگى بسيار كم وناچيز باشد.

    آمار ده ساله هواشناسى بيرجند بين سالهاى 1353-1362 نشان مى‏دهد كه ميزان بارندگى اين منطقه 186 ميلى‏متر بوده است. اين ميزان بارندگى نه تنها كم است بلكه چون اكثر بارندگى در اواخر پاييز و فصل سردو يخبندان زمستان اتفاق مى‏افتد، براى كشت ديم مناسب نيست. از اين رو پيوسته از سطح اراضى كشت ديم كاسته مى‏شود وبا حفر چاههاى عميق بر كشت آبى، اضافه مى‏گردد (تاجائى كه يكايك چاهها خشك شوند وسطح كشت آبى نيزتقليل پيدا كند).

    سطح زير كشت آبى در منطقه، باتوجه به ميزان بارندگى وذخاير آبى زيرزمينى، محدود است و چنانچه به صورت بى رويه در استحصال آبهاى زير زمينى استفاده شود نه تنها سطح آبها به طور مداوم پايين تر مى‏رود بلكه به همراه خود موجبات خشكيدن قنوات وچاههاى عميق را فراهم مى‏سازد. نمودار شماره 6 وضعيت بارندگى و درجه حرارت رادر ماههاى سال، در فاصله زمانى 1356-1362( 1977-1983 شمسى)، نشان مى‏دهد.

    باتوجه به شرايط جوى شهرستان بيرجند، مى‏بايست از هدر رفتن هر قطره آب بشدت جلوگيرى شود از اين رو نه تنها بايد در اكثر دره‏هاى كوهستانى نسبت به ذخيره نزولات آسمانى با ايجاد سدهاى كوچك اقدام كرد بلكه بايد در نحوه آبرسانى و استفاده از آب نيز تجديد نظر كامل به عمل آيد.

    درحال حاضر نه تنها مقادير زيادى از آب در حد فاصل مظهر قنات و يا چاه عميق و اراضى مورد آبيارى به صورت نفوذ در زمين، تبخير و هرز رفتن از بين مى‏رود، بلكه همين آب در فاصله چند كيلومترى ، ممكن است تغيير كيفيت دهد و بر ميزان املاح آن اضافه گردد.

    براى آبيارى مزارع بايد شيوه آبيارى سنتى را به شيوه آبيارى تحت فشار تغيير داد. و حتى‏الامكان از سيستم‏هاى خودكارى كه آب را بويژه در ساعات شب پخش مى‏كند، استفاده كرد.(3)

    در سرزمين‏هايى كه ميزان بارندگى سالانه از ميزان تبخير بيشتر است رودخانه ‏هاى دائمى وجود دارد و جنگل‏هاى انبوه توأم با تعدد انواع حيوانات به چشم مى‏خورد. در مناطقى كه بين اين دو تعادلى وجود دارد، آب رودخانه ‏ها حالت فصلى پيدا مى‏كند واز تعدد و انبوهى جنگل‏ها وانواع حيوانات كاسته مى‏شود، ولى زندگى افراد در وضع مناسبى قراردارد. اما در مناطقى كه مانند اكثر مناطق كشور ما و از جمله شرق كشور كه ميزان تبخير بمراتب بيشتر از بارندگى است و به مناطق خشك موسومند، رودخانه‏ هاى دائمى وجود ندارد و پوشش گياهى نيز منحصر به ايامى است كه تناسبى بين ميزان رطوبت و حرارت وجود دارد. در چنين مناطقى سطح زير كشت بسيار كم است و زندگى انسانها دستخوش سختى‏ها و تلاش مداوم در تأمين آب مى‏باشد. در اين مناطق به علت فقر پوشش گياهى، همان ميزان كم آب باران نيز كه غالباً به صورت رگبار است، امكان نفوذ را در خاك بويژه درمناطق شيب‏دار پيدا نمى‏كند و همين آبى كه بايد موجب حيات گردد در بسيارى از سالها با سيل‏هاى چند ساعته زندگى انسان، دام وگياه مناطق خشك را به مخاطره ونيستى مى‏كشاند(گنجى 32 مقاله). نمونه اين سيل‏ها كه با مقدار كمى باران زندگى شهرها و روستاها را خراب كرده ومردم را آواره ساخته است، سيل‏هاى منطقه نكاء و سارى در دهه اول مرداد ماه 78 و سيل بنيان‏كن استان گلستان در مردادماه 1380 است. دراين مناطق جنگل‏هاى انبوه وجود داشته كه در طول ‏زمان توسط افراد طماع و بى‏اطلاع به جنگل‏هاى مخروبه تبديل شده و نتايج اين بى رحمى به طبيعت را همه شاهد بوديم.

    نمودار »شماره 5»، وضعيت اقليمى ايستگاه هواشناسى بيرجند و نمودار »شماره 6»، وضعيت آمبروترميك بيرجند (ميزان بارندگى در ارتباط با درجه حرارت) و نمودار شماره «7» ميزان بارندگى، درجه حرارت و وضيعت تبخير و تعرق را در ماههاى مختلف سال نشان مى‏دهد.


بادهاى غالب شهرستان بيرجند

    بادهاى شهرستان بيرجند بيشتر در سه جهت شمالى - جنوبى، شرقى- غربى و جنوب غربى- شمال شرقى مى‏وزند. بادهاى جنوب غربى - شمال شرقى در كل به "سياه باد" موسومند وباران زا مى‏باشند. از بادهاى مخرب مى‏توان از بادهاى شرقى - غربى 120 روزه سيستان نام برد كه در فصل ‏تابستان مى‏وزد و با خود مقاديرى خاك و شن حمل مى‏نمايد. برخى از اوقات اين باد به طورى آسمان بيرجند را تيره وتاريك مى‏سازد كه انسان بزحمت مى‏تواند جابجا شود. در مجموع در 34/1% از ايام سال هوا در بيرجند آرام است و در بقيه ايام سال، انواع جريانهاى جوى فعال مى‏باشند. ضمناً اكثر بادها در سه ماه گرم سال مى‏وزند.

    بادها صرف نظر از ضربه زدن به درختان و تبخير شديد آب، ايجاد فرسايش بادى مى‏نمايد كه مانند فرسايش آبى زيان بخش است.

    قريب 50 سال قبل جاده شوسه بيرجند به مشهد آن زمان، هر روز وياهر چند روز يك بار از تلى به ارتفاع چند متر از ماسه بادى پوشيده مى‏شد كه امكان حركت را از ماشين‏ها سلب مى‏نمود و بناچار راننده كه هميشه چند بيل در اتوبوس و يا كاميون داشت، به اتفاق سرنشينان »خودرو« به‏تميز كردن جاده مى‏پرداخت.

     بعداز اين وقايع، وزارت كشاورزى به كشت درختان گز و تاغ در جوار جاده ‏هاى كويرى (تا عمق نسبتاً زياد) اقدام نمود كه نتيجه آن درختان سرسبز فعلى است و ضمناً نشانى از تپه‏ هاى ماسه‏اى قبلى مشاهده نمى شود.

 

   1 - باد شمال شرقى جنوب غربى كه در زمستان مى‏وزد در حقيقت اثر آنتى‏سيكلون‏هاى سيبرى است كه در اصطلاح محلّى به آن سياه باد گويند. بادى است كه براى انگور و زعفران مضر است. به اين ترتيب كه هنگام وزش درجه حرارت را بسرعت پايين مى‏آورد.

       2 - باد قبله( قبله باد): از جنوب غربى به شمال شرقى مى‏وزد. بادى است گرم و مرطوب كه در فصل زمستان مى‏وزد و عموماً توأم با بارندگى است و در حقيقت اثر سيكلون‏هاى درياى مديترانه و اقيانوس اطلس است در اصطلاح محلّى به آن قبله باد مى‏گويند.

       3 - فرح باد: از جنوب شرقى به شمال غربى مى‏وزد. بادى است گرم كه درجه حرارت را به سرعت بالا مى‏برد و بيشتر در اواخر زمستان و اوايل بهار مى‏وزد.


    منابع مورد استفاده

  1. آهنى، على. "وضعيت خاكهاى شهرستان بيرجند از لحاظ خصوصيات فيزيكى و شيميائى"،    بيرجند: جهاد سازندگى، فاكس مورخ 79/11/22.

 2. ابراهيمى، حسين. "شناسنامه آمارى شهرستانهاى استان خراسان - شهرستان بيرجند"،    مشهد: سازمان برنامه وبودجه خراسان، نشريه شماره 70 بهار 1377.

 3. احمديان، محمد على. "جغرافياى شهرستان بيرجند"، مشهد: مؤسسه چاپ و انتشارات    آستان قدس رضوى. 1375.

 4. بركاتى، عبدالكريم. ابراهيمى، حسين. جمشيدنسب، امين و... "آمار نامه استان خراسان"،    مشهد: سازمان برنامه و بودجه،نشريه شماره 78-79، آذر 1378.

 5. سازمان برنامه وبودجه خراسان. "گزارش وضعيت اقتصادى، اجتماعى شهرستان بيرجند"،    مشهد: نشريه شماره 79-32، ارديبهشت 1379.

 6. گروه آموزشى جغرافيا. "جغرافياى شهرستان بيرجند"، پلى‏كپى (تاريخ ذكر نشده است).

 7. حسنى، فريبا. "اقتصاد كشاورزى شهرستان بيرجند"، پايان نامه درجه كارشناسى در رشته    جغرافيا،تهران: دانشگاه تربيت معلم، دانشكده ادبيات و علوم انسانى، 1372.

 8. كميسيون كشاورزى بيرجند، "سيماى بيرجند"، بيرجند: دانشگاه بيرجند- دانشكده‏كشاورزى،     1372.

 9. مهدوى، مسعود "بررسى وشناخت جغرافيائى منابع آبى روستاهاى ايران" تهران: مؤسسه    انتشارات جهاد دانشگاهى، 1372.

 10. ولايتى، سعدالله. وتوسلى، سعيد. "منابع ومسائل آب استان خراسان"، مشهد: مؤسسه   چاپ و انتشارات آستان قدس رضوى، 1370.

 11. هواشناسى كل كشور - مركز تهيه آمار، "آمار جوى ايستگاه هواشناسى شهرستان بيرجند"    سال 1997( 1375).

 12. ياورى ،محمد تقى. "مرورى بر جغرافياى شهرستان بيرجند"، پروژه پايانى دوره ليسانس    جغرافيا، زاهدان: دانشگاه تربيت معلم دانشسراياى، 1366.


شعرى از مؤلف

    در تاريخ 76/4/26 مجلسى در گلپايگان برگزار شد كه با كمال تأسف در آن جا عشق ، به زادگاه و وطن ، به باد سُخره گرفته شد. در آن مجلس شاهد سخنان فردى بودم كه ، يك ماه در پادگان بيرجند به صورت »افسر وظيفه « ، خدمت كرده بود. او در سخنانش با انتقاد شديد و بدگوئى از وضعيت آب آشاميدنى بيرجند ، اظهار نارضايتى مى‏كرد . تعجب اينجاست : يك نظامى كه حب وطن برايش ، آرمان است ، چرا بايد از شورى آب يك شهر گله و شكايت نمايد . چرا نبايد از امتيازات آب لوله ‏كشى كه براى اولين بار در ايران نصيب مردم بيرجند شده و زحمت حمل و نقل آب آلوده آب انبارها را از آنها گرفته و موجبات راحتى و آسايش و فراهم شدن آب بهداشتى براى خانواده‏ ها شده تمجيد و تحسين كند ؟ مگر نه اين است كه :

          شكر نعمت ، نعمتت افزون كند

كفر ، نعمت از كفت بيرون كند

 از اين رو برخورد ايشان با اين موضوع سبب شد كه براى سومين بار در عمرم چند بيت شعر بسرايم و آن را به همشهريان عزيز خود تقديم دارم.

   تورا با آب شورت دوست دارم

 الا اى بيرجند ،اى شهر خوبم

تو را با آب شورت ، دوست دارم

 تو را با مردم ، عامى و فاضل

به تاريكى و نورت ، دوست دارم

 تو را با خشكى ، آب و هوايت

كوير سوت و كورت ، دوست دارم

 اگر چه نيستى نزديكم ، اى شهر

ولى با راه دورت ، دوست دارم

 تو را با كوچه هاى ، تنگ و تاريك

ولى با شر و شورت ، دوست دارم

 تو را با سردى ، سخت زمستان

به دشت لخت و عورت دوست دارم

 تو را با نان جو ، با كشك و گاورس

بنه با سيج شورت ، دوست دارم

 تو را با خشت خام و طاق ضربى

چو يك جام بلورت ، دوست دارم

 منم موسى و تو وادى سينا

تو را چون كوه تورت ، دوست دارم

 براى من ، تو مانند بهشتى

كه با غلمان و حورت ، دوست دارم

 پاسخ آقاى ابوطالب اعرابى

    آقاى ابوطالب اعرابى، بازنشسته محترم ارتش كه طبع روانى در سرودن شعر دارند، در پاسخ به شعر اينجانب "تورابا آب شورت دوست دارم" قطعه شعرى سروده ‏اند كه آورده مى‏شود.

 «  اما تو دكتر بهنيا شيرين‏تر انشاء مى‏كنى»

 اى دكتر تهران نشين، يادى زماها مى‏كنى

وصف از ديار خويشتن، با شعر زيبا مى‏كنى

 ياد از بنه، از كشك خوب، از آب شور بيرجند

از خانه ‏هاى ضربى و گاورس اينجا مى‏كنى

 توعاشقى بر بيرجند، شعرت گواهى مى‏دهد

دين خودت نسبت به شهر، اينطور املاء مى‏كنى

 از برق خوب بيرجند تاريك نبينى كوچه‏اى

كى كوچه تاريك و كور، در شهر پيدا مى‏كنى

 آن قلعه پايين شهر گرديده‏اى حالا ببين

گو مرحبا برشهردار، شهر را تو زيبا مى‏كنى

 اين كاسبان بى‏ريا فرهنگيان پارسا

دانم كه در تهران بَسى، تو ياد آنها مى‏كنى

 كردى چو وصف شهر ما هستى عزيز از بهر ما

گر آمدى اينجا بدان در قلب ما جا مى‏كنى

 در وصف شهر بيرجند گفتند اشعار نكو

امّا تو دكتر بهنيا، شيرين ‏تر انشاء مى‏كنى