|
فصل يازدهم آثار باستانى و تاريخى بخش اول : آثار باستانى براى اولين بار درسال 1320 توسط آقايان دكتر جمال رضائى و دكتر صادق كيا نسبت به شناسائى قطعات و قرائت كتيبههاى كال جنگال اقدام شد. آقاى دكتر غلامحسين شكوهى نيز در سال 1324 از تصاوير وكتيبهها در پايان نامه تحصيلى خود نامى بردهاند. اين گونه از مطالعات حداقل براى 50 سال به فراموشى سپرده شد تا اينكه آقاى حميد موسوى طى نوشتهاى اطلاعات بيشترى درباره كال جنگال ارائه نمود. در ده سال اخير باهمت چند تن از باستان شناسان مديريت ميراث فرهنگى خراسان بويژه آقايان رجبعلى لباف خانيكى و رسول بشاش، قدمهاى بسيار مؤثرى در مورد باستان شناسى بيرجند برداشته شده و دراين امر مديريت ميراث فرهنگى بيرجند نيز بسيار كوشا بوده است. به هر صورت اكتشافات اين عزيزان مايه غرور ملى و مباهات عموم مردم بيرجند مىباشد. اميد است اين بازديدهاى مكتشفانه تكرار شود تا بدين وسيله آثار ارزشمندى كه نتيجه رنج وتلاش نياكان ما و بيانگر تمدن اين قوم وغناى فرهنگ اين مرز وبوم است كشف و شناخته شود. مديريت ميراث فرهنگى جنوب خراسان قدمت منطقه جنوب خراسان و نقش تاريخ ساز آن دروقايع ايران زمين، موجبات ايجاد دفتر نگهبانى ميراث فرهنگى را درسال 1368 فراهم نمود. گستردگى امور محوله وتّعدد آثار به جاى مانده شامل قلعه ها،تپههاى باستانى، ابنيه تاريخى، كاروانسراها، آداب و رسوم متفاوت مردم كه همه از مواريث فرهنگى اين سامان مىباشند، بستر مناسبى را جهت ايجاد اداره ميراث فرهنگى بيرجند در سال 1372 فراهم نمود. حجم زياد امور كه در جهت حفظ، مرمت، آموزش و پژوهش ميراثهاى فرهنگى مىبايد انجام مىگرفت، مقدمات ايجاد مديريت ميراث فرهنگى جنوب خراسان را در سال 1374 فراهم ساخت. خاصه اينكه در اين موقعيت رئيس محترم وقت ميراث فرهنگى كشور از اين واحد بازديد به عمل آورد و دستور لازم درباره ارتقاء اداره به مديريت ميراث فرهنگى جنوب خراسان شامل: شهرهاى بيرجند، قاين ونهبندان صادر نمود. |
|
به منظور دستيابى به پيشينه تاريخى منطقه و شناسائى آثار پراكنده درآن، كار بررسىهاى پژوهشى در شهرهاى ياد شده آغاز گرديد كه در جريان آن بيشاز 300 اثر تاريخى مربوط به دورههاى مختلف تاريخى در شهرستانهاى بيرجند و نهبندان، و 100 اثر در شهرستان قاين شناسائى گرديد. از جمله اين آثار مىتوان از كتيبه لاحمزار كوچ در بخش مركزى بيرجند نام برد. قدمت اين كتيبه به بيش از 12000 سال مى رسد. مديريت ميراث فرهنگى بيرجند داراى 4 بخشادارى، فرهنگى، آموزشى و پژوهشى مىباشد. اين مديريت در ظرف مدت كوتاهى موفق به ايجاد گنجينههاى "باستان شناسى" و "مردم شناسى"، چايخانه سنتى، كتابخانه و تالار مطالعه، كارگاههاى هنرهاى سنتى، ونيز مجتمع آموزشى هنرهاى سنّتى شده كه همه روزه ميزبان تعداد بسيار زيادى از علاقهمندان مىباشد. گنجينه باستان شناسى خود شامل بخشهاى: اسناد، منسوجات، ابزار جنگى، شيشه وبلور، سفال، فلز، قرآن و كتابت، روشنائى و مقدار جزئى از اشياء متعلق به خاندان علم مىباشد. گنجينه مردم شناسى در 13 مورد شامل: آهنگرى، مراحل كاشت، داشت، برداشت )محصولات كشاورزى(، عروسى، سازو دهل، حكيم باشى، كفاشى، حلاجى، قالىبافى، سلمانى، نانوائى و دلاكى مىباشد. از ديگر فعاليتهاى انجام گرفته در راستاى حفظ مواريث فرهنگى، تعيين حريم و ثبت آثار و ابنيه تاريخى در فهرست آثار ملى است كه تاكنون بيشاز 50 بناى تاريخى در سه شهرستان ياد شده در فهرست آثار ملى كشور به ثبت رسيده است. از جمله بناهاى تاريخى ساختمان گنجبينهها مىباشد كه در دوره قاجاريه و در زمان حكمرانى شوكتالملك در دو طبقه احداث شده است. شايان ذكر است كه اين اداره در چند سال متوالى در نمايشگاه بينالمللى تهران شركت نموده و در هر سال مقام اول را در بين شركت كنندگان احراز نموده است. برگزارى دورههاى آموزشى هنرهاى سنتى، شناسائى هنرمندان منطقه، ايجاد كارگاههاى هنرهاى سنتى، جمعآورى كتاب و نشريههاى مرتبط با شهرستان بيرجند و همكارى با دانشجويانى كه بخواهند پاياننامههاى تحصيلى خود را پيرامون ميراث فرهنگى منطقه تهيه وتنظيم نمايند از اهم فعاليتهاى اين اداره مىباشد. اداره ميراث فرهنگى كه در مجموعه باغ و عمارت اكبريه )محل استقرار و زندگى خاندان علم( با وسعت 6 هكتار واقع شده است، خود يكىاز آثار تاريخى و زيباى شهرستان بيرجند محسوب مى شود. و با نوع كار ميراث فرهنگى تجانس كامل دارد. از ديگر وظايف درخور تقديس اداره ميراث فرهنگى، كشف آثار باستانى و شناخت آثار تاريخى حفظ و نگهدارى و مرمت آنها مىباشد، كه دراين موارد به طور جداگانه به معرفى آنها اقدام مىشود. |
|
كال جنگال نام يكى از درههاى عميق كوه "ريچ" از روستاهاى بخش خوسف كه در 34 كيلومترى جنوب غربى بيرحند واقع است مىباشد. در قلل نسبتاً مرتفع كوههاى اين دره بر روى سنگهاى صيقلى پيكرهها و نوشتههائى به زبان اشكانى نقش بسته كه نشانى از زندگى با عظمت پيشينيان ما مىباشد.(4) در اين محل سهتصوير و 9-10 كتيبه مشاهده مىشود كه به شرح زير به توصيف بسيار مختصر آنها مىپردازد: الف ( تصوير مردى در جدال باشير: اين تصوير در حدود 164 سانتىمتر طول و 123 سانتىمتر عرضدارد و برروى تخته سنگ سياه وصيقل خردهاى حك شده است. دراين تصوير مرد جنگجو دست راست را به كمر زده و با دست چپ با شير مبارزه مىكند. استاد صادق كيا متن 21 حرف كه در دو سطر و در مقابل تصوير مرد جنگجو بر روى تخته سنگ نوشته شده چنين ترجمه كرده اند، "پدر اردشير نخور شهربان" يا"من اردشير پسر شاپور شهربانم". شايد براساس همين تصوير نام اين محل راكال جنگال ناميدهاند. زيرا در گويش بيرجند كال به معنى چال و گودى و جنگال به معنى جنگ و جنگجو مىباشد. )تصوير شماره 36) ب ( پيكره ونوشتهاىكه نيمىاز آن از بين رفته است: اين پيكره در حدود 130 متر از پيكره "تصوير مردى در جدال باشير" فاصله دارد. طول اين تصوير 250 سانتىمتر و عرض آن حدود 195 سانتىمتر است. يازده حرف از نوشته اين تصوير به جا مانده، كه استاد صادق كيا اين حروف را نام صاحب پيكره دانستهاند. پ ( يك سطر كه داراى 6 حرف و به طول 42 سانتىمتر مىباشد و برروى يك تخته سنگ كه در حدود 20 متر با پيكره جدال با شير فاصله دارد، مشاهده مىشود. ت ( اين سنگ نبشته در 4/5 مترىتخته سنگ بند "ج" قراردارد و داراى 19 حرف ويك حرف نيمه محو شده مىباشد. ث ( در قسمت بالائى نيمه پيكره بند "ب" و برروى سنگى به ابعاد 24*22 سانتىمتر نوشتههائى در دو سطر 5 حرفى و 4 حرفى حكاكى شده است. ج ( در ده مترى شمال شرقى پيكره شير، بر روى يكى از صخرههاى برجسته يك نوشته به طول 110 سانتىمتر و عرض 80 سانتىمتر كه شامل 10 تا 15 حرف مشخص و نيمه مشخص مىباشد، مشاهده مىشود. چ ( در قسمت شمال سنگ "نيمه پيكره"، سنگ نبشتهاى با 15 حرف در چهار سطر مشاهده مىشود. ح ( دو قطعه سنگ در مجاورت يكديگر قرار دارد. كه با تركى عميق دو سنگ نبشته از هم مجزا گرديده اند. در روى يك قطعه 42 حرف و برروى 7 سطر و در روى سنگ ديگر 26 حرف بر روى 5 سطر وجود دارد. خ ( چند سنگ نبشته ديگر نيز وجود دارد كه كال جنگال را به صورت مجموعهاى از آثار باستانى حائز اهميت معرفى كرده است. اميد است كه درنگهدارى اين آثار، حراست و حفاظت كامل به عمل آيد. ضمناً نسبت به قرائت سنگ نبشتهها اقدام شود تا اين آثار از تاثير مخّرب عوامل جوى و افراد ناآگاه مصون و محفوظ باقى بمانند(5). |
|
در ارديبهشت ماه سال 1371 به وسيله هيأت بررسى و شناسائى آثار باستانى شهرستان بيرجند به سعى و كوشش آقايان رجبعلى لباف خانيكى و رسول بشاش، تخته سنگى به ابعاد 3/5*5 متر در روستاى كوچ نهارجان كه در 25 كيلومترى بيرجند واقع است، كشف شد كه بر روى آن مجموعه بى نظيرى از كتيبهها و نقشها با دقت و تيزبينى زيادى مشاهده مىشود. سبك و فرم اشكال حك شده متعلق به دوران ميان سنگى (12000-20000 سال پيش( مىباشد. اين كتيبهها ونقشها به منزله كتاب تاريخ ارزشمندى است كه فرهنگ و تمدن اين خطه از خاك ميهن اسلامى را از حدود 17 هزار سال پيش تاكنون معرفى مىكند. بر صفحه صاف وعمودى لاخ مزارنقش و نگارهاى فراوانى نقش بسته است كه تعداد قابل تفكيك و شمارش آن به 307 مورد به شرح زير مىرسد(6) : نقشانسان 32 مورد نقش حيوان 33 مورد نقش گياه 22 مورد نقشهاى ناشناخته 68 مورد علائم ونشانهها 25 مورد كتيبهپهلوى، اشكانى وساسانى 81 مورد كتيبه عربى 34 مورد كتيبه فارسى 8 مورد مطالعات انجام شده بر روى نقشها تابه حال نشان داده است كه اين سنگ نگارهها از قديمترين ايام، جنبه تقدّس داشته و احتمالاً اردشير بابكان به زيارت اين سنگ آمده و نقش قباد ساسانى و همسرش بر روى سنگ حك شده است. اين سنگ نگاره بدون اينكه نقش و نگار آن بر كسى مشخص باشد، از قديم الايام در نزد روستائيان كوچ به تخته سنگ لاخ مزار موسوم بوده است.(7) |
|
در سال 1374 در دامنه كوهى نزديك سربيشه، غارى كشف شده كه درآن ابزار سنگى از قبيل ساطور و تيغه و در بدنه كوه رگه هاى سنگ چخماق مشاهده شده است. وجود چشمه آب و فضاى درونى غار حكايت از آن دارد كه در دوران كهن سنگى (20000-600000 سال پيش(، اين محل پناهگاه و درعين حال كارگاه ساخت ابزار سنگى از سنگ چخماق بوده است. 4. سفالهاى قرمز، نخودى و خاكسترى(11) سفالهائى مربوط به هزاره اول قبل از ميلاد با رنگهاى قرمز،نخودى وخاكسترى كه نشانگر زيست اقوام آريائى در چهارمنطقه از مناطق بيرجند مىباشد، كشف شده است. 5. آثارى از دوران تاريخى پارتها و سامانىها(12) آثارى از دورههاى تاريخى پارتهاو سامانىها در 7 محوطه از مناطق شهرستان بيرجند و در 3 محوطه در شهرستان نهبندان كشف شده است )بيش از 2500 سال پيش( به گفته معاون پژوهشى ميراث فرهنگى استان خراسان يك سنگ نگاره و كتيبه پهلوى اشكانى با قدمت دو هزار سال در بيرجند كشف شده است، .وى افزود اين سنگ نگاره مجموعهاى از 38 نقش حيوان از قبيل اسب، بزكوهى، قوچ و پرنده مىباشد. ايشان اشاره كردهاند كه كشف سنگ نگاره اثبات مىكند كه گذرگاه اصلى خراسان و قهستان بهكرمان و جنوب ايران درگذشته از درون دره هاى جنوب شرقى بيرجند بوده است.(14) اين سنگ نگاره دركنار يك رودخانه فصلى و در درهاى به نام تنگل استاد در 65 كيلومترى جنوب شرقى بيرجند و در هشت كيلومترى روستاى چنشت واقع شده است. درحال حاضر در شهر بيرجند حدود 50 بناى تاريخى سالم مشاهده مىشود كه هر كدام در نوع خود بى نظير است. همچنين تاكنون چندين اثر باستانى با قدمت بيش از 12 هزار سال كه از دورههاى سنگى و ميان سنگى آغاز گرديده و تا دوره معاصر را در بر ميگيرد شناخته شده است.(15) |
|
7. كاسههاى سفالين متعلق به دوره تيمورى(16) در حين عمليات كشاورزى در روستاى محمود آباد بيرجند، كاسه سفالين متعلق به دوره تيمورى( 771-900 ه ق( كشف شد. اين ظرف به شكل مدور با دهانهاى به قطر 20 سانتىمتر و ارتفاع 9 سانتىمتر، داراى لعابى به رنگ سبز فيزوزهاى مىباشد. در سال 1368 نيز 4 عدد بشقاب و كاسه سفالين مربوط به دوره تيمورى از قبرستان روستاى آسوى بيرجند كشف شده است. كشف تعداد زيادى از ظروف سفالين متعلق به دوره تيمورى در محدوده شهرستان بيرجند نشانه رواج هنر سفالگرى تيمورى در منطقه مىباشد.(17) تصوير شماره 41 گازار مركز دهستان شاخنات از بخش مركزى بيرجند مىباشد. در شمال روستاى گازار در مسير درهاى معروف به »تنگه رود« كه به »غارننه« منتهى مىشود در دومنطقه نقوشى بر روى صخره حك شده است. سنگ نگاره اول در فاصله 100 مترى »غارننه« و در سمت چپ »تنگه رود« بر سينه صاف صخره حك شده است. تصوير دو بزكوهى و يك اسب سوار در اين سنگ نگاره ديده مىشود. سنگ نگاره دوم به فاصله 50 مترى »غارننه« و در محل پيچ رودخانه در سمت راست و در ارتفاع شش مترى بر روى صخرهاى صاف، نقوش و احتمالاً خطوطى حك شده است. متأسفانه بهدليل طول زمان و عدم آگاهى و بصيرت رهگذران اين نقوش تقريباً مخدوش و غير قابل تشخيص است. اين سنگ نگاره نشاندهنده حضور اجتماعات انسانى بيابان گرد مىباشد و نيز ممكن است دلالت بر حضور اقوام ساگارتى(18) دراين منطقه باشد )گزارش آقاى على حسنآبادى( . 9. ردپاى حيوانات ماقبل تاريخ در بيرجند توسط كارشناسان سازمان ميراث فرهنگى جنوب خراسان وتأييد مقامات علمى دانشگاه بيرجند، ردپاى حيوانات عظيمالجثه مربوط به 30 تا 50 ميليون سال قبل بر روى لايههاى موسوم به فليش بر روى صخرههاى مربوط به دوران سوم زمين شناسى و به صورت حفرههاى بيضى شكل مشاهده شده است. اين ردپاها مربوط به عبور حيوانات عظيمالجثه برروى لايههاى نازكى از رسوبات آن زمان مىباشد. |
|
اين لايهها در آغاز توسط لايه ديگر پوشيده شده و به صورت صخره درآمده، ليكن با گذشت زمان عوامل فرسايشى باعث نمايان شدن آنها گرديده است. كارشناسان مديريت ميراث فرهنگى بيرجند اندازه بزرگترين جاى پا را در حدود 48*26 سانتىمتر و كوچكترين جاى پارا در حدود 12*8 سانتىمتر اعلام نموده اند. براساس همين گزارش حركت جانوران به صورت گروهى و از شرق به غرب بوده است و با توجه به ردپاهاى به جامانده امكان دارد اين ردپاها مربوط به گونهاى از دايناسورها باشد . اين ردپاها در منطقهاى واقع در بين روستاهاى روشناوند و چهكند در سال 1377 كشف شده است. شايد اسرار آميزترين پديده تاريخى بيرجند غار چنشت و چهل چاه در روستاى چنشت در 60 كيلومترى جنوب شرقى بيرجند باشد. غار چنشت براساس متون تاريخى، 614 سال پيش بهوسيله سيد محمد مشعشع كشف شده است. سيد محمد براساس اسنادى كه در دست داشته از عربستان به قهستان مىآيد و پس از كشف غار مذكور، نسبت به انتقال اجساد سيد حامد علوى و دو فرزندش و به خاك سپردن آنها در درون يك بقعه كه به اين منظور مىسازد، اقدام مىكند. براساس بينش آيةالله آيتى )بهارستان صفحه 63) سيد حامد علوى )الحامدللَّه( احتمالاً فرزند امام جعفر صادق )ع( كه از مبارزين علوى بوده، توسط عمال خليفه عباسى الطابع باللَّه تا چنشت تعقيب و زخمى مىگردد و در محل بيتوته خود يعنى غار چنشت به شهادت مىرسد. غار چنشت كه بيش از 59 متر طول دارد شايد هزاران سال پيش، در اثر زلزله دوسمت كوه سربه هم نهاده و فضاهاى متفاوتى ايجاد كرده است. اين فضاها گاه عريض وبه ارتفاع زياد، گاه بسيار تنگ و عبور از آن بسختى انجام مى شود. در اين غار اجساد مردگان در وضعيتهاى مختلف ونيز آثار حيات متفاوتى از قبيل سفال، چوب، پارچه و چرخ نخ ريسى(20) مشاهده شده است. و جود اين اشياء و ديوارهاى گچى برخىاز نقاط آن بيانگر اين مطلب است كه از اين غار به عنوان پناهگاهىدر طى اعصار استفاده مىشده است. ويااينكه همان طور كه گفته شد، زلزله خانههاى مسكونى را با ساكنان آنها منهدم ساخته است. در فاصله صد مترى غار چنشت، غار ديگرى به نام چهل چاه مىتوان ديد كه در آن اجساد 14 نفر مرد و زن و كودك كه احتمالاً پساز پناه بردن به غار در آن را گل گرفته و راه فرار آنها را بستهاند، ديده مىشود. |
|
»كاروانسراها«، از جمله بناهاى باارزش تاريخى ايران بوده و نشانى از هنرمندى معماران ايرانى دارند. »كاروانسرا« تركيبى از كاروان )كاربان( به معنى جمعىمسافر كه گروهى سفر مىكنند و سراى به معنى خانه و مكان مىباشد و هر دو كلمه ماخوذ از پهلوى ساسانى است. كاروانسراها پناهگاه و استراحتگاههاى بين راهى هستند، كه كاروانيان در طى سفرهاى طولانى و در سرما و گرما به آن پناه آورده، از دستبرد راهزنان و همچنين حمله حيوانات درنده ايمن بودند. منابع تاريخى حكايت از آن دارند كه بنيانگذار احداث كاروانسراها »هخامنشيان« بودند و در دوران اسلامى ايجاد اين گونه بناها باويژگىهاى گوناگون، در شهر و روستا، و در كنار جادههاى حاشيه كوير و معابر كوهستانى با نامهاى مختلف چون رباط و كاروانسرا روبه توسعه نهاد نامهاى ديگرى كه در فرهنگ لغات به دليل عملكرد گوناگون كاروانسراها ذكر شده شامل: "كاربات"، "رباط" و "ساباط" مىباشد، در ضمن از اين بناها جهت استراحتگاههائى براى نامه رسانان سلاطين و حاكمان وقت نيز استفاده مىشده است. به منظور بهرهبردارى بهينه و انجام فعاليتهاى فرهنگى و توريستى، رباطها و كاروانسراهاى بيابانى و شهرى بيرجند و قاين و نهبندان شناسايى گرديده است. طبق بررسىهاى به عمل آمده شهرستان بيرجند داراى 5 رباط بيابانى و 12 كاروانسراى شهرى بوده است كه از مجموع آنها تعداد 4 كاروانسرا به دليل عدم حضور تشكيلات ميراث فرهنگى به لحاظ توسعه شهرى دستخوش تخريب گرديده است. كاروانسراهاى شهرستان بيرجند مربوط به دورههاى تاريخى زنديه، صفويه و قاجاريه بوده و از ويژگى معمارى چهار ايوانى و دو ايوانى و متفرقه برخوردار مى باشند. وجود آب انبار و چاپار خانههاى موجود در مسير رباطها، جلوه بارز شريان اقتصادى و اجتماعى را در راستاى جاده فرعى ابريشم كه از سيستان به خراسان امتداد پيدا مىكرده روشن مىسازد. رباطها و كاروانسراهاى شناسائى شده بهدليل فضاى خاص، استعداد آن را دارند كه به صورت مكانهاى فعال فرهنگى و توريستى مورد استفاده قرار گيرند. |
|
كاروانسراهاى بيرجند عبارتنداز: 1. قيصريه: بازارى بوده كه كسبه مختلف در آن اشتغال به كسب داشتهاند و در آن كاروانسرائى براى بارهاى تجارتى و حمل ونقل آنها به نقاط مختلف نيز وجود داشته است. 2. كاروانسراهاى چارختىها. 3. كاروانسراى محسن زاده 4. كاروانسراى وصل به مصّلى. 5. كاروانسراى ملا محمد مودى: در حال حاضر معروف به شريف زاده. 6. كاروانسراى سادسى 7. كاروانسراى گازاريها 8. كاروانسراىمقابل كاروانسراى محسن زاده: كه محلى براى تجمع دواب )حيوانات سوارى و بارى( جهت حمل و نقل مالالتجاره بوده است. 9. كاروانسراى اخوان: كه آن هم محلى براى چهار پايان بوده است. 10. كاروانسراى مستوفى كه در مشرق مصلى واقع بوده 11. كاروانسراى ميرزا رضا كه به نام مالك اوليه آن بوده و محل شتر و شتردارانى كه به شهر زغال و كنده تاك حمل مىكردهاند، بوده است. 12. كاروانسراى شركت شرق 13. كاروانسراى خرازى 14. كاروانسراى حاجى ملك 15. كاروانسراى شركت نفت 16. كاروانسراى چارخسىها كه در حاشيه جنوبى پايين بازار قرار دارد. » قراول خانه« يك واژه تركى است و عبارت از كلبه مختصرى بوده كه در سر راههاى ورودى به شهر براى اخذ عوارض از افرادى كه محصولات كشاورزى وارد مىكردند، گرفته مىشد. در هر قراول خانه دو نفر مأمور دولت از اداره دارائى شب و روز كشيك مىدادند تا عوارض لازم وصول گردد. قراول خانهها شش باب بودند: |
|
1. قراول خانه سر راه روستاهاى واقع در شرق و قسمتى از جنوب و جنوب شرقى كه مأمور وصول ماليات از روستائيان مود، اسفهرود، بهلگرد، چهارده، گل فريز، رزگ و ساير نواحى اين مناطق بوده و محل آن بر روى تپهاى در ابتداى خيابان فعلى زاهدان و در مقابل اداره دارائى فعلى بوده است. 2. قراول خانه شمال شرق بيرجند، كه در سر راههاى ورودى روستاهاى رهنيشك، مرك، سر چاه، درخش، سيّدان، گسك و نوزاد قرار داشته است. 3. قراول خانه شمال غربى بيرجند، )در مجاور كانال فعلى بيرجند( كه در مسير راه روستاهاى دستجرد، شكرآب و ساير روستاها قرار گرفته است. 4. قراول خانه جنوب غربى بيرجند كه در حوالى بيمارستان فعلى مهر بيرجند بر روى تپهاى قرار داشته و كار آن نظارت بر عابرين بوده است. 5. قراول خانه شمال غربى بيرجند كه در پايين قبرستان فعلى واقع بوده و بر سر راههاى شوشود، موسويه، چاهك، سده وغيره قرار داشته و راه پياده رو بيرجند به مشهد از آنجا مىگذشته است. 6. قراول خانه شمال غربى راه خوسف كه اخذ عوارض روستاهاى بخش خوسف را عهده دار بوده است. قلعه هاى بيرجند، در دوره هاى مختلف تاريخ احداث شدهاند، ليكن از حدود قرن پنجم هجرى (484 ه ق( كه حسين قاينى حاكم ترشيز قهستان، دعوت حسن صباح را پذيرفت و جمع كثيرى با او بيعت كردند تا كشته شدن ركن الدين خورشاه بن علاءالدين محمد، آخرين شاه فرمانروايان الموت كه به دست هلاكوخان اسير و بعداً كشته شد و اسماعيليه سقوط كرد، بر احداث قلاع قهستان افزوده مىشد. نداشتن باران كافى ووجود بيابانهاى لم يزرع و خشك و كويرهاى صعب العبور موجب شده كه منطقه بيرجند كمتر مورد تجاوز قرار گيرد و به همين مناسبت نژاد و زبان و آداب و رسوم مردم اين منطقه تقريباً محفوظ مانده(22) و هنوز هم به كار بردن بعضى اصطلاحات و واژه هاى قديمى و برخى از لغات زبان پهلوى ساسانى بين عموم مردم رايج مىباشد. |
|
وجود مناطق كوهستانى زياد موجب شدهبود كه پاى فرقه اسماعيليه به اين منطقه باز شود و براىدفاع از خود، قلاع مرتفع و مستحكمى در اكثر مناطق اين شهرستان و سايرشهرهاى جنوبى خراسان ساخته و باقى بگذارند. بعدها نيز كم و بيش اهالى اين شهرستان از نعمت آسايش كافى برخوردار نبوده ومورد تهاجم مغولها وتركمن ها وافغانها قرار گرفتهاند، از اين روى، قسمت قديمى اين شهر با كوچههاى تنگ و تاريك و با ديوارهاى بلند بر روى تپهها ساخته شده، تا بدين وسيله مردم بتوانند از جان و مال وناموس خود دفاع كنند. ذيلاً اسامى تعدادى از قلعههاى اين شهرستان كه به ادوار مختلف تاريخى قبل از اسلام تا دوره قاجاريه منسوب مىباشند با اين اميد كه اين قلاع كاملاً شناسائى شود و در جهت بازسازى آنها اقدامات مؤثرى انجام گردد، ذكر مىشوند: |
|
يخدان ها آثارى هستند كه از گذشته دور در جنوب شهر بيرجند و در مجاورت روستاهاى اكبريه، رحيمآباد، اميرآباد و چهكند )از جنوب شرقى تا جنوب غربى( كه نشيمنگاه حكام وقت بيرجند بوده ساخته شدهاند. دراين يخدانها نه تنها يخ بر اثر برودت شبهاى سرد زمستان يخ مىبندد بلكه در محوطهاى كه به نام چال يا گودال يخدان موسوم است يخها تا اواخر تابستان نگهدارى مىشدند. ساختمان اسكلت يخدانها از 3 قسمت اصلى تشكيل مىشود . 1- ديوار شرقى غربى كه طول آن بسته به وسعت و حجم يخدان و موقعيت محل ممكن است از 30-40 متر تغيير كند. اين ديوار با چينه )گل رس عملآمده( ساخته شده و در كف به ضخامت 1/5-2 متر وبه ارتفاع 8-10 متر مىباشد كه در رأس جمع تر شده است. نقش ديوار سايه افكندن بر روى "جوى - يخ بستن آب" مىباشد. در قاعده اين ديوار دو تا سه محل عبور از يك طرف به طرف ديگر ديوار قرار دارد. دو طرف ديوار تا حدودى منحنى است تا از تابش خورشيد در شرق و غرب ديوار تا حدودى جلوگيرى كند. 2- در سمت جنوب ديوار يك اتاق براى فردى كه از يخدان حفاظت مىكند، قرار دارد. اين فرد در شبهاى سرد زمستان متناسب با سردى هوا در جوى واقع در شمال ديوار آب مىاندازد. وقتى طى چند شب قطر يخ به اندازه كافى رسيد، يخها را كنده و در درون يخدان مىريزند. وقتى بخواهند لايههاى ديگرى اضافه نمايند، معمولاً در بين هر دو لايه مقدارى كاه مىريزند تا يخها به هم نچسبند. 3- يخ دان كه از دو قسمت تشكيل شدها ست: چال يا گودال يخ دان و گنبد مخروطى و يا باصطلاح محلى خول. چال يخ دان به عمق 5-10 متر و به شعاع در حدود 4-6 متر مىباشد. جدار چال يخدان و كف آن را معمولاً با آجر و گنبد مخروطى را با چينه وضخيم مىسازند تا بدين وسيله حرارت بيرون، به درون كمتر سرايت كند. ضمناً تونل ورودى، چند متر با چال فاصله دارد تاهواى بيرون بسرعت وارد نشود. از يخدانهاى معروف بيرجند مىتوان از يخدان رحيم آباد كه تصوير آن آمده است ونيز يخدان اميرآباد و شوكتآباد كه در مجاورت شهر بيرجند مىباشند، نام برد. |
|
چون آب قنات بيرجند موسوم به "قصبه" شور و غير قابل شرب بوده، مردم خيرخواه درداخل شهر چندين آب انبار بزرگ بنا كرده بودند كه اين آب انبارها در زمستان و بهار از آب اضافى و شيرين روستاهاى كوه باغران پرآب شده و كفاف آب آشاميدنى مردم را در طول سال مىداد. اين آب انبارها به علت اينكه كاملاً در دل خاك ساخته شده بودند، آب آنها درتابستان كاملاً سرد و گوارا بود. حجم زياد آب انبارها موجب شده بود كه مردم ناچار بودند براى برداشت آب بين 40-90 پله را طى كنند تا به شير آبى كه در پايين آب انبار نصب شده بود دسترسى پيدا كنند. "آب انبارها" از لحاظ تاريخى حائز اهميت زيادى مىباشند و اكثر آنها در دوره قاجاريه بنا گرديده اند. ميراث فرهنگى شهرستان بيرجند اين آب انبارها را از جمله آثار سمبليك فرهنگى محسوبنموده و از سال 1372 به مرمت تعدادى از آنها اقدام نمودهاست. تعدادى از آب انبارهاى بيرجند از نظر اسم مؤسس ويا موقعيت بنا به شرح زير مىباشند: 1. آب انبار "محسن زاده" 2. آب انبار مقابل منزل "آراسته" 3. آب انبار مجاور مسجد "خواجهها" 4و5. دوباب آب انبار مقابل "مسجد جامع" 6. آب انبار "عمه عمه" خيابان انقلاب پشت مسجد آيتى 7. آب انبار "حاجى ملك" كه داراى 82 پله بوده 8. آب انبار "جمشيدى" در خيرآباد 9. آب انبار مجاور كاروان سراى "مستوفى" 10. آب انبار "حاج محمد جعفر" 11. آب انبار شيخ جنب حسينيه پايين شهر 12. آب انبار "حاجى سالار" واقع در نزديكى نوانخانه سابق بيرجند 13. آب انبار "كشتمان" واقع در پشت اداره قند و شكر فعلى 14. آب انبار واقع در مقابل مسجد "پايين شهر" 15. آب انبار سيد حسين "گلشنى" واقع در جنوب غربى بند باروت كوب ها 16. آب انبار "غينو" )غيناب( |
|
آقاى دكتر محمد حسن گنجى در مقاله خود تحت عنوان "يادى از بيرجند وآبهاى شيرين و شورش" در يادنامه استاد احمد احمدى بيرجندى به تعداد ديگرى از آب انبارها اشاره كردهاند كه احتمال دارد يا اسامى آنها با نامهاى آب انبارهاى فوق الذكر يكى باشد يا آنكه درحال حاضر از تعدادى از آب انبارها اثرى نباشد و ذهن دورنگر ايشان چنين آب انبارهائى را به خاطر مىآورد. اين آب انبارها عبارتند از : 1. آب انبار "خيرآباد" 2. آب انبار "حاجى يوسف خان" 3. آب انبار "حاجى عليرضا بيك" 4. آب انبار "حاجى احمد بيك" 5. آب انبار "گلخه" 6. آب انبار "حاجى خان" 7. آب انبار كربلائى "حسن رضا" 8. آب انبار "تهده" |
|
6. بندهاى ساروجى قديمى در بيرجند )سد( در 200 سال گذشته، سدهائى با ساروج، كه مخلوطى از آهك و خاكستر ويا آهك وماسه مىباشد )و درسالهاى اخير با ماسه و سيمان(، ساخته مىشد. اين سدها، نه تنها در ذخيره كردن آب و جلوگيرىاز سيل، بسيار مفيد ومؤثر مىباشند، بلكه سالهاست كه تفرجگاه مردم شهرستان بيرجند محسوب مىشوند. ذيلاً چند بند يا سد كه در نزديكى شهر بيرجند قرار دارد با توجه به قدمت آنها معرفى مىگردد : الف: بند يا سد دره: اين بند در 11 كيلومترى جنوب شهر بيرجند و بر روى يكى از درههاى كوه باغران بنا شده است. حجم درياچه اين سد در حدود 000/150 متر مكعب و طول تاج آن 36 متر و عرض تاج آن 3/8 متر و ارتفاع آن 15/5 متر است. مصالح به كار رفته در اين بند عبارتند از: سنگ، آجر و ملات آهكى، مخزن اين بند در حال حاضر تقريباً از رسوبات پر شده و قابل استفاده نيست. ليكن از 50 سال گذشته به عنوان محل تفرج و ورزش دراين شهر،محسوب مىشود. واكثر افراد در گذشته، براى شنا كردن به اين بند و بند عمر شاه مىآمدند. در وسط ديوار بند، يك محفظه عمودى به شكل چاه وجود دارد كه در هر يك متر ارتفاع به سمت بند سوراخى )دريچهاى( تعبيه شده كه به داخل بند راه دارد. در حالت پر بودن اين سوراخها بسته و آب اضافى به صورت سر ريز از كنار بند خارج مىشده است. اين بند در زمستان و بهار، آبگيرى مىشد، و در اواخر بهار، برحسب نياز به ترتيب يك دريچه از اين دريچهها )يا آب بندها( باز مىشد، تا آب آبيارى مورد لزوم روستاهاى پايين سد را تأمين كند. درحال حاضر اراضى اين بند توسط شركت پويش خريدارى شده و اميد مىرود كه شهرك تفريحى زيبائى در اين ارتفاعات بوجود آيد و خاطرات گذشته مردم بيرجند تجديد شود. ب: بند يا سد عمر شاه: اين بند در 5 كيلومترى جنوب شرقى بيرجند بنا شده است. طول تاج اين بند 32 متر و عرض آن 4/2 متر و ارتفاع دهانه آن 35 متر است. مصالح به كار رفته در اين بند، سنگ و آجر و ملات آهكى بوده است. بدنه اين سد در سالهاى اخير ترك خورده و مخزن آن از رسوبات پر شده است. اين بند نيز مانند بند دره از مراكز تفريحى و ورزشى مردم بيرجند محسوب مىشد. خاصه اينكه فاصله آن تا بيرجند نزديكتر است. اين بند در حال حاضر خشك مىباشد و تنها به عنوان يك منقطه سرسبز و تفريحى از آن استفاده مىشود. |
|
ج: بند يا سد اولنگ: اين بند در فاصله 4 كيلومترى جنوب شرقى شهر بيرجند و بر روى يكىاز شاخههاى رودخانه آبشار احداث شده است. طول تاج اين بند 32 متر، عرض تاج در حدود 4 متر و ارتفاع دهانه آن 35متر است. 7. ارگ حسامالدوله )مشهور به كلاه فرنگى( اين ارگ منسوب به امير حسن خان شيبانى مىباشد و برخى آن را »ارگ كلاه فرنگى« مىنامند. اين ارگ متعلق به امير علم خزيمه بوده كه ايشان آن را به فرماندارى بيرجند اهدا نمود. سازمان ميراث فرهنگى اين بنا را به عنوان يك ساختمان قديمى و ارزشمند به ثبت رسانده است. اين ارگ به شكل شش ضلعى و در رأس به شكل مخروط و به رنگ سفيد مىباشد و چشم عابرين را از لحاظ زيبائى و طراحى خيره مى كند. در مجاورت اين ارگ در سنوات اخير فرماندارى بيرجند ساخته شده است. آقاى محمد حسين حديدىپور،تاريخ بناى آن را سالهاى 1264 تا 1313 هجرى قمرى مىداند. مصالح اين ساختمان از گل، آجر، آهك و ساروچ مىباشد.(23) |
|
8. كوچهها و محلههاى قديم بيرجند 1- محلّه »در دروازه« كه از آن فقط يك درخت نارون باقى مانده و قسمتى از آن جزو خيابان منتظرى شده است. 2- محلّه »ميرزا محمد رضا ناصح )«مستوفى حكومت وقت(. كه دراوايل خيابان حكيم نزارى قرار دارد. 3- محله »گبرآباد« كه مجاور قبرستان است و زردشتىها در آن جا سكونت داشتهاند. 4- كوچه »كُلو« كه به مناسبت اينكه تنگ و تاريك بوده به اين نام موسوم شده واكنون نزديك سه راه اسدى است. 5- محله »برزگران« كه كشاورزان در آن محل سكونت داشتند و اكنون در جنوب خيابان منتظرى مىباشد. 6- محله »خيرآباد« كه تيمچه حاج حسين امينى در آن محل واقع است و در اصل خيرآباد، روستائى بوده كه به شهر ملحق شده است. 7- محله »سر قبرستان« كه در قديم اموات در آنجا دفن مىشدند. 8- محله »تهده« كه به پايين شهر معروف است. 9- محله »تهقلعه« كه قبلاً پايگاه افسران و درجه داران بود وبعد تلگراف خانه شده و نزديك حسينيه امام رضا مىباشد، قلعه حاكم وقت نيز درآن جا بوده است. 10. محله »چهاردرخت« كه مسجد جامع فعلى درآن واقع مىباشد. 11- محله »رنگرزها« كه رنگ رزها درآنجا مغازه داشتند و اكنون به صورت كوچه كم عرضى در شمال خيابان منتظرى قرار دارد. 12- محله »تك چاه« كه محل عبور آب قصبه بوده و براى دسترسى به آب، از سطح زمين تا محل عبور آب،16 پله داشته است و مردم براى برداشتن آب و شستشوى ظروف خود، از آن استفاده مىكردند. 13- محله »لو )لب( جوى خرها« كه نزديك مسجد آيتى بوده و به خرها در آن محل آب مىدادند.)لَوجُوخَرُ(. 14- محله »صاحبكار« كه به نام كارگزار حكومت نامگذارى شده و اولاد آنها )حقيقىها( در آن محل خانه دارند. 15- محله »حاجى ملك« كه به نام ملك التجار بيرجند ناميده مىشد. وقتى حاجى ملك با كالسكه اختصاصى در سال 1297 شمسى از كوچههائى كه سنگ فرش بود مىگذشت، چون از برخورد چرخ كالسكه با سنگها صداى تيك و تاكى شنيده مىشد، بچههاى محله مىگفتند »تِلِك تِلِك مىآيه حاجى ملك مىآيه«. |
|
16- محله » خواجهها« كه خواجويها درآن جا منزل داشتند و »مسجد خواجه« نيز در آن محل بود. 17- محله »سرپشته«، حاجى محمد قلى بيك كه ازكارگزاران خاص حكومت وقت بود درآنجا سكونت داشت. 18- كوچه »پلو« كه چون احتمالاً بوى پلو از منزل پلوها )كه درحال حاضر فاميل خود را به كفائى تغيير دادهاند( مىآمده به اين اسم ناميده شده است. 19- كوچه »هندوها« كه در شمال خيابان جمهورى اسلامى بر روى تپههاى خاكى واقع بود وهندوها در آن محل ساكن بودند. 20- كوچه »تهده )محله تهده( كه آخرين مرز غربى شهر بوده است. 21- كوچه »اسدى« اين كوچه از ميدان لب جوى گسكى به طرف جنوب )خيابان كشتمان( ادامه داشت و درحال حاضر تبديل به خيابان اسدى شده است. اشراف و متمكنين آن روز، از قبيل آقايان محمد ولى اسدى )مصباح السلطنه( و ميرزا اسدالله اسدى، حاج اسماعيل اخوان، حسن آقاى بهرمان، على محمد راغبى، سيدمحمد تقى نوربخش و همچنين ارگ حسام الدوله درآن كوچه قرار داشت. مراحل ثبت آثار تاريخى در فهرست آثار ملى ايران آثار تاريخى يك كشور رامىتوان به عبارتى شناسنامه آن كشور به حساب آورد. يك اثر تاريخى مىتواند نمادى از فرهنگ، تمدن، مذهب، جهان بينى، اعتقادات، باورها، وضعيت اقتصادىو پايگاه اجتماعى سازندگانش باشد. يك اثر تاريخى يك سرمايه ملى و متعلق به تمام اقشار يك ملت است لذا، حفاظت و صيانت از آن بر عهده يكايك افراد آن ملت مىباشد. ولى از آنجائى كه لازم است تا سازمان يا نهادى مجرى و مسئول اين امر خطير باشد تا با استفاده از ابزارهاى قانونى از آن استفاده كند، در هر جامعه و كشورى سازمانى به اين منظور تأسيس مىشود. در ايران نيز كه يكىاز غنىترين كشورهاىجهان در داشتن آثار تاريخى و فرهنگى مىباشد، سازمان ميراث فرهنگى كشور اين وظيفه مهم را بر دوش مىكشد. براى اينكه يك اثر تاريخى و فرهنگى بتواند تحت حمايت و در پناه قانون قرار گيرد، لازم است شرايط و ويژگىهائى داشته باشد: - دارا بودن ويژگىهاى شاخص معمارى و هنرى، تأثير گذار در جريان رويدادهاى مهم تاريخى و فرهنگى، مرتبط با شخصيتهاى مهم تاريخى، فرهنگى، علمى و مذهبى داراى ارزشهاى فرهنگى از جمله شرايطى است كه مىتواند يك اثر تاريخى يا فرهنگى را در فهرست آثار ملى به ثبت رساند. نخستين گام در جهت ثبت آثار تاريخى، شناسائى آنها مىباشد. |
|
به منظور شناسائى آثار تاريخى موجود در يك منطقه، هيأتهاى باستان شناسى به منطقه اعزام مىگردند، تا با بررسى كل منطقه آثار تاريخى موجود در آن را شناسائى نمايند. پس از اتمام كار شناسائى و بررسى و تنظيم گزارش، آثار تاريخى به دو دسته كلى تقسيم مىشوند: يك دسته آثار تاريخى كه ارزش ثبت در فهرست آثار ملى را دارند و دسته ديگر آثارى كه داراى ارزش حفاظتى مىباشند. به منظور ثبت يك اثر، يك گزارش كامل كه شامل تاريخچه، موقعيت جغرافيايى، وضعيت جغرافيائى و اقليمى منطقهاى كه اثر در آن واقع شده، مشخصات معمارى، تزئينات عمده، تغييرات و دخل وتصرفهاى صورت گرفته در طول زمان و مشخصات بارز اثر تهيه مىشود و جهت ثبت در فهرست آثار ملى )به همراه چند قطعه عكس گويا از نماهاى مختلف و ويژگىهاى عمده معمارى و تزئينات آن و نقشه اثر( به كميسون ثبت آثار ملى سازمان ميراث فرهنگى كشور فرستاده مىشود. در صورت تأييد و تصويب كميسون، شمارهاى به اثر تاريخى وفرهنگى تعلق مىگيرد. اين شماره نشان دهنده قرار گرفتن اثر تاريخى در فهرست آثار ملى ايران بوده و از آن به بعد تحت پوشش قانونى قرار مىگيرد. پساز ثبت اثر در فهرست آثار ملى نخستين و ضرورىترين اقدام تعيين ضوابط حريم براى آن مىباشد. تعيين ضوابط حريم براى اثر تاريخى به منظور قانونمند كردن كليه فعاليتها و اقدامات عمرانى در اطراف اثر تاريخى است تا از هر گونه اقدامى كه به بنيان بنا، يا منظر آن، لطمه وارد آورد. جلوگيرى شود. باتوجه به مراتب فوق تااواخر سال 1378 بيش از 160 مورد از آثار قديمى در شهرستان بيرجند و 50 مورد در شهرستان هاى نهبندان و قاين شناسائى شده كه تاكنون براى 32 مورد در شهرستان بيرجند،و 4 مورد در شهرستان قاين و 3 مورد در شهرستان نهبندان شماره ثبت تعيين گرديده است. |
|
دارم به دل محبتِ ديرين بيرجند جانم فداىِ خاكِ نگارين بيرجند خيزاى صبا، سلام ودرودِ من عرضه كن بر شهر و مردمان خدا بين بيرجند بر موطنِ عزيز من وزادگاهِ من بر صالحانِ مخلص و بى كين بيرجند برساكنانِ ساده دل و پاكِ روستا بر فاضلانِ درخورِ تحسين بيرجند بر عندليبِ مست و غزلخوان بهشاخسار بر داغِ قلبِ لاله، خونين بيرجند بر شاهدانِ سيمبر و نَغز و پاكباز بر عاشقانِ سرخوش و گلچين بيرجند برآسمان آبى وصاف و ستاره بار بر كهكشان و خوشه پروين بيرجند برخانههاى گنبدى وكوچههاى تنگ بر پشتههاىِ پُر خَم و پُرچين بيرجند بر حُسنِ خُلق ورأفتِ خوبان اين ديار |