|
اقتصاد كشاورزى و دام و طيور فعاليت وزارت فلاحت در بيرجند با اعزام يك نفر مامور دامپزشكى و يك مستخدم در سال 1315 به بيرجند آغاز شدها ست. براساس اظهارات آقاى ساغريگر مستخدم بازنشسته اداره مذكور، مأمور اعزامى دامپزشكى يك منزل جهت اداره ويك سراچه جهت سكونت شخصى در بيرجند به مبلغ 60 ريال در ماه اجاره مىكند و فعاليتهاى خودرا جهت پيشبرد اهداف اداره كل فلاحت و اداره تفتيش صحّى حيوانات آغاز مىكند. درآن زمان سموم آفت كش گياهى عبارت بودند از آب تنباكو و گرد صابون جهت دفع شته گياهان، و مايه شاربن براى بيمارى سياه زخم حيوانات كه به صورت زير جلدى تزريق مىشد و فنوتيازين كه جهت معالجه كرم شيردان و موسو كه براى مداواى كرم ريه واز راه ناى به وسيله سوزن تزريق مىشد. ضمناً براى آشنائى با امكانات و مكاتبات آن زمان به درج وسايل موجود در اداره دامپزشكى در سال 1315 و نمونه يك نامه ادارى در سال 1316 مىپردازد. اداره حكومتى قاينات به طورى كه خاطر مستحضر است براى جلوگيرى و معالجه امراض مسرى مأمورين دامپزشكى اكثر اوقات دست خالى بوده و به تعيين محل شيوع مرض و مشاهدات جريان آن و وسايل جلوگيرى صحيحى از قبيل آغل و غيره اكتفا مىنمودند، ولى در نتيجه مشاهدات متعدد به امراضى كه در قاينات تلفات مىدهند تشخيص داده راجع به ذاتالريه بزى و آبله گوسفندى كه مهمترين امراض مسرى قاينات است، از طرف اينجانب دفعاتى به مركز گزارش داده شد سرانجام وسايل جلوگيرى طبّى هم برضد امراض مزبور تهيه شدهاست و بدين وسيله اداره دامپزشكى در وظايف خود مرحله اول )مشاهدات( را گذرانده به مرحله دوم )معالجه و جلوگيرى( اقدام مىنمايند بديهى است كه در اين دوره هم بدون توجه و مساعدت اولياء امور محل نخواهد ماند رونوشت بخشنامه اداره دامپزشكى بخش 9 خراسان 16/8/18-5193 ضمناً تقديم و مستدعى است دستور فرمايند كه براى عملى بودن مفاد آن مساعدت قانونى به عمل آيد عقيده اينجانب بر اين است: 1- كميسيونى كه در بخشنامه ذكر شده است بايد با اشتراك نماينده اداره حكومتى قاينات به عمل آيد. 2- چون قاينات خيلى وسيع است خوب است از صاحبان اغنام از هر بلوك عده معينى را به عنوان نماينده صاحبان اغنام به كميسيون دعوت نموده. 3- نماينده مزبور بايد از اشخاص بصير كه از مراتع و وسعت آن و از تعداد اغنام و از امراض مسرى كه در سوابقدر قاينات بروز نموده است، اطلاع كاملى داشته باشند. 4- چون مأمورين دامپزشكى در تمام قاينات فقط سه نفر هستند لذا كميسيون هم درسه محل منعقد خواهد شد )بيرجند - قاين - سربيشه(. مستدعى است اولاً نظريه فوق راتصويب و در صورت لزوم اضافه يا تغيير فرمائيد ثانياً تعداد نمايندگان هر بلوك را تفكيكاً تعيين فرمايند ثالثاً نمايندگان اداره حكومتى را تعيين واز اسامى ايشان اين اداره را مستحضر فرمائيد، رابعاً روز انعقاد كميسيون راتعيين فرمائيد خامساً از اقدامات لازمه هم اين اداره وهم نوابان قاين وسربيشه راتا دهم اين برج مستحضر فرمائيد. دامپزشكى قاينات. |
|
وضعيت كشاورزى بيرجند از نظر امكانات و بهرهبردارى بيرجند با توجه به 168 ميلىمتر باران سالانه وآب وهواى گرم وخشك و در حدد 60 درجه دامنه تغيير درجه حرارت در طول سال، و وجود بادهاى گرم و خشك براى رسيدن به مرز خودكفائى نسبى در امر كشاورزى نياز به كوشش و مجاهدت بسيار دارد. 34% از مساحت 31704 كيلومتر مربع بيرجند تپه ماهور و كوهستانى، 22/5% كويرى و بيابانى، 6/5% جادهها ومناطق مسكونى و 37% باقيمانده كه در حدود 1173000 هكتار مىباشد، اراضى نسبتاً مسطح دشتها را تشكيل مىدهد. دشتهاى عمده بيرجند عبارتند از: دشتهاى درميان و گزيك، خوشاب، سربيشه، سهلآباد، چاهك، بيرجند، مختاران و شمسآباد كه براساس نوشته سيماى بيرجند صفحات 11-12 به وسعت در حدود 1000000 هكتار مىباشد. تعداد چاههاى عميق، نيمه عميق، قنوات و چشمههاى بيرجند عبارت است از: 468 فقره چاه عميق با آبدهى 195 ميليون متر مكعب درسال، 240 چاه نيمه عميق با قدرت تخليه 43/2 ميليون متر مكعب درسال، 1353 رشته قنات با آبدهى 262/5 ميليون متر مكعب درسال و 135 چشمه باآبدهى 28/82 ميليون متر مكعب درسال با مجموع آبدهى 529/5 ميليون متر مكعب. (28) هرگاه ميانگين آبيارى را در حدود 5000 متر مكعب در نظر گيريم بااين مقدار آب مىتوان حداقل 100/000 هكتار كشت آبى داشت، در حالى كه بر اساس آمار نامه سال 1371 استان خراسان سطح زير كشت آبى بيرجند، در حدود 30/000 هكتار و براساس جدول صفحه 30 سيماى بيرجند، با احتساب باغات و ساير انواع مزارع در حدود 40000 هكتار است كه نشانه 60% افت آبى و يا عدم استفاده صحيح از آب گران قيمت مىباشد. نكته تأسفآور آن است كه چون ميزان استخراج آب بيش از ميزان تغذيه سفرههاى آب زيرزمينى در برخى از مناطق مىباشد، سفرههاى آب زيرزمينى مثل »دشت بيرجند« افت آبى معادل 21 سانتىمتر در سال را نشان مىدهد )سيماى بيرجند، 1371، صفحه 4). اين امر موجب خشك شدن مداوم قنوات و چشمهها وويرانى وخالى از سكنه شدن تعداد زيادى از روستاها گرديده است. بايد در نظر داشت كه اگرچه منطقه بيرجند از نظر ميزان بارندگى جزو نقاط خشك محسوب مىشود، ليكن 170 ميلىمتر باران در سطح 31704 كيلومتر مربع به مفهوم بيش از 5 ميليارد متر مكعب آب در سطح شهرستان مىباشد، كه ما حتى اگر قادر باشيم يك دهم اين مقدار را به صورت سدهاى بتنى، خاكى و حتى مشابه بندهاى فعلى مرسوم در منطقه حفظ و نگهدارى كنيم، نه تنها خواهيم توانست سطح زير كشت مطمئن آبى را به 000/100 هكتار برسانيم بلكه مآلاً موجب تغذيه سفرههاى آب زيرزمينى شده واز ويرانى روستاها و تخليه آنها از سكنه جلوگيرى خواهد شد. |
|
در اكثر سالها آب قنوات روستاها و حتى روان آبها تا اواخر بهار هرز مىرود و از آنها استفاده نمىشود. ليكن در همين مناطق در برخى از سالها به علت كم بارانى مجبور مىشويم با تانكر زعفرانهاى خود را از خطر خشك شدن نجات دهيم. اين چيزى نيست جز بىتوجهى به وضعيت طبيعى منطقه. بيرجند به طورى كه گفته شد، يك منطقه كوهستانى است كه سطح كوهستانهاى آن بيش از يك سوم سطح شهرستان است و چون اين كوهها فاقد پوشش گياهى مىباشند، بارش كمترين بارانى بر سطح صاف و صيقلى و پرشيب آنها موجب سيلهاى چند ساعتى مهيبى مىگردد. خوشبختانه در داخل اين رشته كوهها مناطق بسيار مستعدى براى ايجاد سد و ذخيره آب وجود دارد كه با ايجاد سد مىتوان از هرز آبهاى بهاره جلوگيرى كرد و كشاورزى منطقه را ازنظر كمّى و كيفى بهبود بخشيد، و قسمت اعظمى از ريزشهاى جوّى را نجات داد. محصولات عمده زراعتى اين شهرستان شامل گندم، جو، زعفران، چغندر علوفهاى، چغندر قند، شلغم، پنبه، ارزن، گاورس، يونجه، اسپرس، حبوبات، خربزه وهندوانه مىباشد. محصولات عمده باغى اين شهرستان شامل توت، گردو، انار، انگور، انجير، زردآلو، بادام، عناب، سنجد، زرشك، آلو و به مقدار كم شامل ساير ميوهها مانند سيب، به، هلو، گلابى، گوجه، و پسته مىباشد. سبزىكارى در سطوح كم انجام مىشود و سطح زير كشت آن قابل ملاحظه نيست. بايد به محصولات منطقهاى توجه خاصى مبذول شود، زيرا اين محصولات طى قرنها خود را با شرايط محيطى وفق دادهاند و اقتصاد روستاها و درآمد روستائيان بر كشت آنها متكى مىباشد. بايد كوشش كرد با بهكار بستن اصول "بهنژادى" و"بهزراعى" و استفاده از ماشينهاى كشاورزى، نه تنها از زحمات طاقتفرساى روستائيان كاسته گردد، بلكه بر ميزان درآمد آنها اضافه شود تا بدين وسيله سكونت در روستاى خود را بر شهرهاى بزرگ و دست زدن به كارهاى بىارزش ترجيح دهند. در بيرجند به علت تعداد زياد روستا و شرايط اقليم - زراعى مختلف، واريتهها و گونههاى بسيار متنوعى از گياهان زراعى، باغى و داروئى وجود دارد كه شايسته است در محل علاوه بر ايجاد بانك ژن،يك مركز پژوهشى براى شناخت واصلاح آنها بوجود آيد تا بدين وسيله از انقراض واريتهها و گونه هاى نباتى جلوگيرى گردد. به عنوان مثال به ارقام هندوانه، خربزه، انگور، انجير،آلو، غلات و زرشك اين منطقه توجه كافى بايد مبذول شود. نگارنده در شهريور ماه سال 1378 در روستاى بهدان از بخش مركزى بيرجند درخت توتى را مشاهده كردم كه صرفنظر از توت رسيده فراوانى كه داشت، داراى مقادير زيادى توت سبز )خام( بود، در حالى كه در سال مذكور به علت بادهاى شديد در يكى از روستاها از اوايل تيرماه توتى مشاهده نمىگرديد. نيز در روستاى تغاب بخش خوسف خربزهاى مشاهده شد كه به علت شيرينى بسيار زيادش امكان خوردن بيش از يك قلم آن نبود. |
|
براساس گزارش سازمان برنامه و بودجه خراسان، سطح زير كشت اراضى كشاورزى شهرستان بيرجند در سال زراعى 1377-78 معادل 51497 هكتار بوده كه 35694 هكتار به كشت آبى و 15803 هكتار به كشت ديم اختصاص داشته است. سطح زير كشت محصولات زراعى شهرستان در سال ياد شده 43356 هكتار شامل 28726 هكتار زراعت آبى و 14643 هكتار زراعت ديم بوده است. سطح زير كشت محصولات باغى شهرستان 8141 هكتار شامل 6970 هكتار كشت آبى و 1171 هكتار كشت ديم بوده است. به منظور آشنائى با سطح زير كشت محصولات عمده زراعى و باغى شهرستان به درج جدول شماره 65 مىپردازد. اهميت كشاورزى در توسعه اقتصادى و عدم وابستگى ترديدى نيست كه ما بايد روزى از صادرات تك محصولى نفت صرف نظر كنيم. در اين صورت بايد به سراغ فراوردههاى كشاورزى برويم، زيرا اين توجه، اولاً ما را به خود اتكائى نزديك مىكند، ثانياً توليدات كشاورزى با ايجاد خوداتكائى ما را از حربه سياسى ابر قدرتها برحذر مىدارد، و ثالثاً توليد كافى كشاورزى مىتواند صنايع وابسته را پاسخگو باشد و سرانجام ارتباط تنگاتنگ كشاورزى و صنعت موجب رونق هر دو زمينه گردد. خوشبختانه ايران از تنوع آب وهوائى و شرايط جغرافيائى خاصى برخوردار است، كه هم زمان در يك گوشه آن گياهى كشت مىشود و در نقطه ديگر همان گياه برداشت مىشود. چنين كشورى حتى مشابه ساير كشورها به سيلوها و سردخانههاى متعدد نيازمند نيست. شايسته توجه است كه خودكفائى مملكت در بخش صنعت نيز يك ركن اصلى و آرزوى هر ايرانى مىباشد و بايستى براى رسيدن به اين هدف از هيچ كوششى دريغ نشود. چه بسا كه استقلال و تماميت ارضى در گرو خودكفايى صنعتى و كشاورزى است. از اين رو دير يا زود فراوردههاى صنعتى و كشاورزى بايد جايگزين صدور نفت گردد. اگرچه صدور نفت به ما امكان واردات بعضى مواد مورد نياز كشور را مىدهد ولى وابستگى صنعتى را درمان نمىكند. با وجود اين مشكل،ابرقدرتها مىخواهند در سايه شوم تجارت جهانى هم امكان صادرات صنعتى را از ما بگيرند و هم مواد كشاورزى را به صورت خام و قبل از تبديل خريدارى نمايند. لذا بايد هشيار باشيم كه حتىالامكان از فروش نفت خام خوددارى كرده و به صادرات فراوردههاى آن اقدام كنيم. نكته ديگرى كه صادرات كشاورزى و دامى ما را تهديد مىكند، بىتوجهى به استانداردهاى بينالمللى، از نظر كمى و كيفى )آلودگىهاى قارچى و ميكربى و بستهبنديهاى نامناسب( مىباشد. بايد در نظر داشت هيچ كالائى بدون توجه به اين نكات نبايد صادر شود، ولو اينكه متقاضى به جهات استاندارد كالا كم توجه باشد. |
|
ما نبايد صبر كنيم كه كالاى ما مرجوع شود و دلايل بازپس فرستادن آن در تمام رسانههاى گروهى پخش و منتشر گردد. پاسخ منفى و بازگشت حتى يك كالا ضربه جبران ناپذيرى بر اقتصاد و حتى سياست كشور وارد مىسازد و ضمناً مستمسكى براى كشورهاى رقيب ويا غير دوست براى تبليغات سوء مىشود. هرگاه استانداردها را در داخل مملكت اجبارى سازيم، طبعاً راه براى استانداردهاى بين المللى هموار خواهد شد. هموطنان ما هم حق دارند از كالاى مرغوب و با كيفيت از پيش تضمين شده استفاده نمايند. در سالهاى اخير كه استانداردهاى »ايزو 9000» محور اصلى تضمين كيفى و درمواردى كمى كالاها قرار گرفته، رعايت اين موازين به عنوان يك عاملاساسى در تصميم گيريها بايد مورد توجه قرار گيرد. هر فردى بايد بتواند براى كالاى خود در خارج از كشور بازاريابى كند و كالاى خود را با قيمت مطلوبى بفروشد، اما اين كالا بهتر است از طريق يك اتحاديه كه ملزم به رعايت تمام موازين بازرگانى باشد، ارسال و تضمين گردد. خريدار نيز بايد اطمينان بيشترى از كيفيت كالا داشته و در مواردى كه كالا با مشخصات داده شده تطبيق نكند، آن را مرجوع و ادّعاى خسارت نمايد. ما با داشتن كالاهاى انحصارى از قبيل صيفىجات، ميوه هاى تازه مرغوب، خشكبار بويژه پسته، بادام، گياهان داروئى ومحصولات كشاورزى دامى و معدنى تقريباً منحصر به فرد از قبيل: زعفران، زرشك، زيره و آلوبخارا، فرش، پشم، كرك، خاويار، پوست، سالامبور، مواد معدنى، سنگهاى ساختمانى )بويژه سنگهاى گرانيتى(، بايد در راه بهبود عرضه فراوردهها و با توجه به ذوق و سليقه خريداران قدمهاى اساسى برداريم. در زمينه صادرات هرگز موفق نخواهيم بود، مگر اينكه اولاً روابط حسنهاى با ديگر كشورها داشته باشيم، ثانياً سياست دولت بر اصل معامله پاياپاى منطبق گردد. دولتها بايد در قبال اين همه وسايل متفاوت صنعتى، ماشين آلات، وسائط نقليه وحتى مواد غذايى كه به كشور ما صادر مى كنند، متقابلاً مقاديرى از فراوردههاى كشور ما را بپذيرند. براى اجراى اين نوع مبادله بناچار بايد از طريق دستگاه حكومتى اقدام شود، والا از بخش خصوصى كارى ساخته نيست. |
|
عدم رعايت نكات فوق و بىتوجه ماندن به صادرات سبب شده كه: فرش ما كه مقام اول صادرات جهانى را حائز بوده در طى چند سال به پايينترين موقعيت تنزل پيدا كند، يا پسته ما را به جهت آلودگى به افلاتوكسين مرجوع دارند و يا زعفران ما كه از نظر كيفيت و كميت مقام اول را در جهان حائز است از طريق عوامل واسطه به فروش رسد و كشور اسپانيا با توليد كم، زعفران ما را در بستهبنديهاى مطلوب و به نام خود و با سه برابر قيمت خريد از ايران در بازارهاى جهانى عرضه نمايد. مجموعه اين عوامل سبب مىشود كه مازاد مصرف صادر نشود و قيمتها در سطح داخلى كاهش يابد و تعداد زيادى از افراد بيكار شوند. مسائل فوق درخور بررسى دقيق و چارهانديشى است. بىتفاوت ماندن به اين مسائل و هدر دادن وقت، موضوع را روز به روز پيچيدهتر و مشكلتر ساخته و وضعيت صادرات ما را در وضع نامطلوبترى قرار خواهد داد. توسعه سياستهاى حمايتى دولت از صادرات مىتواند جريان رشد نكرده صادرات غير نفتى را فعال سازد. اين سياستها مىتواند شامل حذف مقررات دست و پاپيچ، تعرفه هاى گمركى، سهميههاى وارداتى، نرخ ارز، نرخ حمل ونقل كالا، خدمات بيمه، خدمات بانكى، امور مالياتى، تبليغات وسيع، و مسائلى از اين قبيل باشد كه دولتمردان از آن آگاهى كامل دارند. حرف آخر آن است كه: 1) صدور كالا براى صادركننده بايد نفع داشته باشد و اين نفع با آسايش روح و روان او توأم باشد نه آنكه آنقدر در سازمانها بدود و براى او اشكال ادارى و قانونى بتراشند كه از خير صادرات صرف نظر كند. 2) صادر كننده بايد بداند چه نوع كالا، به چه ميزان و به چه كشورى و تحت چه شرايطىصادر كند كه اينها از وظايف حمايتى دولت مىباشد. 3) صادر كننده بايد با خريدار يك ارتباط صادقانه داشته باشد، يعنى كالاى غير استاندارد را استاندارد جلوه ندهد و تمام معايب كالاى خود را اگر دارد به خريدار عنوان كند و سليقه خريدار را به طور كامل در نظر بگيرد. تا اسباب جلب اعتماد او را فراهم نمايد. 4) طبعاً دستاندركاران بازرگانى و سفراى ما در كشورهاى ديگر بايد يار و مددكارصادركنندگان باشند. آگاهى كامل از موقعيت بازار و بازاريابى باوجود كارتلهاى بزرگ امر مهمى است لذا با هوشيارى و قبل از اينكه ديگران محلهاى خالى را پركنند و بازارها را به دست آورند، بايد اقدام نمود خاصه آنكه ما در بسيارى از موارد حرف اول را مىزنيم. |
|
5) در زمينه كالاهاى ايران بايد فيلمهاى مستند، نوشته هاى دقيق و اطلاعات كافى به صورت آگهى نامه )بروشور( در اختيار وابستههاى بازرگانى ايران و شبكه هاى تلويزيونى و اينترنت قرار گيرد و بايد توجه داشت كه هزينههاى تبليغ بازگشت دارد. حوزه شهرستان بيرجند از 6 نوع نظام بهرهبردارى كشاورزى شامل: (1) مالكيت اربابى (2) خرده مالكى (3) مالكيت مشاعى (4) اوقافى (5) اجارهاى (6) تجارى تشكيل شده است. 1. مالكيت اربابى: زارع ملك را اداره كرده وتأمين نيازهاى عمده نظير آب، زمين، كود و بذر به عهده مالك و عمليات تهيه زمين، كاشت، داشت و برداشت به عهده زارع مىباشد. ميزان بهره ارباب تا حد زيادى به عرف معمول در محل ارتباط داشته و درعين حال بستگى به نوع قرارداد لفظى و يا كتبى بين مالك و زارع دارد. مواردى كه تأمين كود و بذر به عهده مالك بوده، سهم مالك از توليدات كشاورزى در حدود 23 و زمانى كه تأمين كود و بذر به عهده زارع باشد، سهم مالك در حدود 12 عايدات است. سهم مالك از محصولات باغى بويژه گردو در حدود 10 به 1 است، زيرا معمولاً در كشت درختان قديمى، كشاورزان سهمى ندارند. عنوان ديگر اين شيوه "سهم برى" است كه مالك با زارع قرار مىگذارد كه برحسب عوامل توليد: آب، زمين، سرمايه، كار و بذر، سهمى از توليد را در اختيار زارع قرار دهد. بنياد مستضعفان كه وارث اراضى و باغهاى مالكين فرارى و يا املاك مصادره شده مىباشد، معمولاً اراضى و باغهاى خود را به صورت سهم برى در اختيار كشاورزان قرار مىدهد. 2. خرده مالكى: اين نوع مالكيت در شهرستان بيرجند رواج زيادى دارد و به لحاظ اينكه مانند تمام نقاط ايران سهم الارث والدين بين تمام فرزندان تقسيم مىشود، در طول زمان سهم هر پسر يا دختر چند قطعه بسيار كوچك و دور افتاده از يكديگر مىباشد كه معمولاً درآمد آنها كفاف زندگى كشاورزان را نمىدهد و آنها رابه كارهاى ديگر از قبيل قالىبافى و در نهايت مهاجرت به شهرها براى كارهاى كارگرى و امور ديگر وا مىدارد. اين گونه از اراضى كه معمولاً در روستاهاى كوهپايهاى قرار دارند قابليت مسطح شدن را ندارند و طبعاً درآنها كشت و كار مكانيزه امكان پذير نيست. در نظام بهره بردارى خرده مالكى، تمام عوامل توليد، از قبيل آب، زمين، نيروى كارگرى و مديريت در مالكيت كشاورز مىباشد. اين گروه از كشاورزان كه 70% كل كشاورزان را تشكيل مىدهند، داراى متوسط مالكيت 0/5 تا 2 هكتار و 4 تا 15 قطعه زمين مىباشند كه به علت پراكنده و كوچك بودن، قابليت كار با ماشين آلات كشاورزى را ندارند. اين كشاورزان معمولاً توليد براى مصرف دارند و از اين رو كشت و كار آنها متنوع و متعدد است. محصولات توليدى اين دسته در شهرستان بيرجند شامل: گندم، جو، چغندر، زعفران، زرشك، عناب، گردو و آلو مىباشد. |
|
چون توليدات آنها كفاف خرج خانه آنها را نمىدهد، صرف نظر از مهاجرت به شهرها اكثر افراد خانواده به كارهائى جز كشاورزى از قبيل قالىبافى، دامدارى و تربيت كرم ابريشم اشتغال دارند. 3. مالكيت مشاعى: دراين سيستم مالكيت، زمينهاى كشاورزى از سوى هيأتهاى واگذارى زمين به گروههاى 5 تا 20 نفرى كشاورزان واگذار شده است. دراين نظام امكان كشت مكانيزه فراهم مىباشد و درآمد اين افراد به لحاظ وسعت اراضى و كمكهاى دولت، بيش از ساير نظامها مىباشد. از اين نوع مالكيت، درسال 1364 جمعاً 19 واحد مشاعى با 277 عضو و 2700 هكتار وجود داشته است. 10% از اراضى شهرستان بيرجند چنين وضعيتى را دارند. هيأت هاى واگذارى زمين به لحاظ اينكه زمينها در اثر مالكيت ممكن است به قطعات كوچكتر تقسيم شوند و به فروش رسند، از واگذارى زمين به فرد امتناع دارند. 4. اوقافى: سازمان اوقاف به عنوان متولى اراضى و حقابههاى وقفى، يا اراضى را به اجاره در اختيار افراد مىگذارد و يا اينكه به كشاورزان به ازاى كار آنها مزد پرداخت مىنمايد. گاهى از اوقات چند فنجان ويا سهم از روستاها وقفى مىباشند كه معمولاً در اين گونه از موارد به اجاره داده مىشوند اراضى موقوفه معمولاً وضع مناسبى ندارند چون اولاً افراد به آنها دل نمىبندند، ثانياً هرچند سال ممكن است در اختيار فرد جديدى قرار گيرند ثالثاً به لحاظ كوچك و محدود بودن، قابليت كار با ماشين آلات را ندارند. 5. نظام اجارهاى: در اين طريقه ملك از صاحب آن براى چند سال و در ازاى پول يا جنس اجاره مىشود. بنابراين مالك زمين به سود و يا زيان كشاورز كارى ندارد و مبلغ اجاره خود را دريافت مىكند. زمينهاى اوقافى نيز از طريق متولى آنها كه معمولاً سازمان اوقاف محل مىباشد به افراد اجاره داده مىشود. گاهى از اوقات ممكن است واقفى چند فنجان يا سهم آب از يك روستا را وقف كند كه در اين صورت نيز سازمان اوقاف آنها را از طريق اجاره دراختيار متقاضيان قرار مىدهد. اراضى استيجارى بويژه اراضى وقفى وضع مناسبى ندارند، زيرا به علت اجاره دادن به افراد مختلف، مستأجرين فقط به منافع خود در كوتاه مدت مىانديشند و به اين ترتيب از سرمايهگذارى در امر بهبود زمين و باغها خوددارى مىنمايند. 6. واحدهاى بهره بردارى تجارى: توسط خود مالك اداره مىشود. اين اراضى در حدود 5% از سطح زير كشت شهرستان را تشكيل مىدهد. عمده ترين محصولات آنها گندم، جو، چغندر قند، و صيفىجات و از محصولات باغىانواع ميوه هاو زرشك مىباشد. در اين گونه از زمينها از ماشينآلات كشاورزى استفاده مىشود و كشاورزان به صورت روزمزد در اين واحدها مشغول بهكار مىشوند. آب اين اراضى معمولاً توسط چاههاى عميق و نيمه عميق تأمين مىگردد. در اين گونه از مزارع كه معمولاً در دشتها مىباشند، از ماشين آلات كشاوزى بيشتر از ساير واحدها استفاده مىشود و مديران آنها از دانش فنى بيشترى برخوردارند. اشكال عمده دراين واحدها، عدم وجود كارگران خبره مىباشد و بايد در كليه امور از طريق مالكين سرپرستى شوند، متوسط اراضى اين گونه از بهرهبرداريها در حدود 20 هكتار است. |
|
محصولات كشاورزى شهرستانهاى جنوب خراسان كم و بيش با هم يكسان است، جز آنكه در آب وهواى گرم طبس، خرما و مركبات به عمل مىآيد، ليكن باتوجه به يك دوره يخبندان بين 1 تا سه ماه درسال، در سايرنقاط جنوب خراسان خرما و مركبات به عمل نمىآيد و فصول چهارگانه وجود دارد. محصولات كشاورزى اغلب شهرستانهاى جنوب خراسان شامل: گندم، جو، ارزن، زيره سبز، چغندر، شلغم، حبوبات، يونجه، پنبه، زعفران، خربزه وهندوانه مىباشد. از محصولات باغى مىتوان از :زرشك، بادام، آلو، عناب، سنجد، انار، انگور، انجير، توت و گردو نام برد. محصولات خاص منطقه جنوب خراسان شامل: زعفران، زرشك، آلو بخارا، عناب، سنجد، بادام، انار، انجير و انگور است. بيش از 95% زعفران ايران و 60% زعفران جهان دراين منطقه توليد مىشود. به منظور آشنائى خوانندگان به توضيح مختصرى پيرامون هريك از اين محصولات پرداخته مىشود. زعفران به نام علمى Crocus sativus L. از خانواده زنبقيان مىباشد. ماتيو و برايتون تعداد گونه هاى زعفران را 100 گونه ذكر كردهاند. كتاب فلورا ايرانيكا از تعداد 8 گونه زعفران زينتى نام برده كه با اين ترتيب با احتساب زعفران مزروعى گونه هاى شناسائى شده زعفران در ايران به 9گونه مىرسد. كشت زعفران در گذشته هاى دور، دربسيارى از مناطق فلات مركزى ايران معمول بوده است. شهرت زعفران قم در قرنهاى قبل از اسلام حكايت از پيشينه كشت اين گياه درايران دارد. درحال حاضر منطقه عمده كشت زعفران به خراسان جنوبى كه زمانى به قهستان شهرت داشته و امروزه شامل شهرستانهاى نهبندان، بيرجند، قاين، گناباد، فردوس و طبس مىشود، محدود گرديده است. تعدادى از محققين خاستگاه زعفران را كشورهاى يونان، ايران و منطقه آسياى صغير )شامل تركيه امروزى( دانسته ومعتقدند كه از طريق اين كشورها كشت زعفران تا شمالىترين نقاط هندوستان، و چين و نيز از طريق اعراب در قرن دهم ميلادى به اسپانيا گسترش يافته است. زعفران گياهى است علفى، دائمى و درعين حال زينتى كه از طريق پياز تكثير مىشود، زيرا زعفران يك گياه نازاى طبيعى مىباشد. پياز زعفران در حكم ساقه زير زمينى محسوب مىگردد كه از اين جهت در گياه شناسى به بُنَه يا Corm موسوم است. پياز زعفران مدور، سخت ، گوشتى و به رنگ سفيد است كه بر روى آنها تعداد زيادى جوانه هاى رويشى ديده مىشود. |
|
گل زعفران اولين اندامىاست كه بعد از اولين آبيارى پاييزه ظاهر مىگردد. پوشش گل از سه گلبرگ و سه كاسبرگ هم رنگ تشكيل شده است. پرچمها سه عدد و بساك آنها به رنگ زرد مىباشد.خامه گل، ميله سفيد و بلندى است كه از روى تخمدان بيرون آمده و به سه كلاله قرمز عنابى به طول 2-4 سانتىمتر ختم مىشود. قسمت مورد استفاده زعفران همين كلاله زعفران است. اگرچه همراه بودن خامه با كلاله از قيمت زعفران مىكاهد، ليكن اكثر افراد به منظور اطمينان از خلوص زعفران ترجيح مىدهند از زعفران دستهاى كه خامه به كلاله متصل است خريدارى نمايند. مدت برداشت گل در پاييز بين 2-3 هفته است و پس از آن دوران رشد سبزينهاى زعفران شروع مىشود. برگها معمولاً بعد از ظهور گلها پديدار مىگردند، مگر آنكه در آبيارى اول زعفران تعجيل شده باشد. در اين صورت برگها جلوتر از گلها ظاهر مىشوند و در برداشت گل ايجاد مزاحمت مىنمايند. برگهاى هر پياز كه در داخل يك چمچه قرار دارند، بين 5-11 عدد مىباشد. برگهاى زعفران كشيده و باريك و طول آنها در خاتمه مرحله رشد به 30-60 سانتىمتر مىرسد. برگهاى زعفران در ارديبهشت ماه خزان مىكنند. با برداشت برگهاى خشك شده تا ظهور مجدد گلها در اوايل پاييز در سطح مزارع زعفران آثار حياتى جز رويش علفهاى هرز مشاهده نمىشود. طبعاً در اين دوره كشاورزان بايد به وجين علفهاى هرز اقدام كنند و نگذارند علفهاى هرز به بذر بنشينند و بذر خود را بر سطح خاك بريزند. كلاله زعفران داراى رنگ، طعم، و عطر دلپذيرى است كه هر يك از اين ويژگىها مربوط به يك دسته از مواد آلى شيميايى است. به طور خلاصه رنگ زعفران مربوط به تعداد زيادى از رنگ دانههاى محلول درآب شامل كروسين (Crocine)و كروستين (Crocetine) و نيز محلول در چربى شامل ليكوپن (Lycopene)و كاروتن (Carotene) مىباشد. طعم تلخ مطبوع زعفران مربوط به مادهاى به نام پيكروكروسين (Picrocrocine)، و عطر زعفران مربوط به روغنهاى فرار آن مىباشد كه اين اسانسها بسادگى اكسيژن جذب نموده به مايع غليظ و قهوهاى رنگى به نام سافرانال تبديل مىشوند. زعفران علاوه بر مواد شيميائى فوقالذكر داراى ويتامينهاى B1 وB2 و مقاديرى از مواد معدنى است. زعفران در بازارهاى ايران به صورت زعفران معمولى دستهاى و زعفران سرقلم )سرريشه، يا سرگل، يا رشتهاى( و در بازارهاى جهانى بيشتر به صورت زعفران ساييده شده )پودر( و زعفران رشتهاى به فروش مىرسد. زعفران صرف نظر از مصارف غذائى در رنگآميزى پارچههاى ابريشمى، در بزرگداشت مراسم مذهبى، و نيز به عنوان يك ماده داروئى در رفع بىخوابىهائى كه منشأ تحريكات مغزى دارند و نيز در برونشيتهاى مزمن و بيماريهاى چشم و دفع سنگ كليه غالباً توصيه شده، اما مستندات پزشكى كافى در اين موارد وجود ندارد. اما نكته قابل توجه عبارت از آن است كه از نظر ميزان مصرف، دراندكس مواد رنگى آمريكا، محدوديتى براى مصرف زعفران در اغذيه و اشربه قائل نشده اند. آخرين اطلاعاتى كه از مطالعه چندين مقاله علمى به دست آمده عبارت از آن است كه ماده رنگى كروستين زعفران در مورد جلوگيرى از پيشرفت سرطان در حيوانات آزمايشگاهى بسيار مؤثر بوده است. برخى از محققين مدت دو سال ماده رنگى كروستين زعفران را به حيوانات آزمايشگاهى كه قبلاً آنها را به سرطان مبتلا ساخته و سرطان مراحل توسعه خود را طى كرده تزريق نموده و مشاهده كردهاند كه كروستين توانسته است ظرف چند روز از رشد سلولهاى سرطانى جلوگيرى نمايد. البته ضمن اينكه اين مطلب، خبر بسيار مسرتآميزى مىباشد،تا در مورد انسان آزمايش نشود و جواب مطلوب به دست نيايد، نمىتوان به توفيق اين امر در مورد انسان اظهار نظر نمود. نكته ديگرى كه محققين عنوان نمودهاند عبارت از آن است كه زعفران از سكتههاى قلبى جلوگيرى مىنمايد و نقش آن در اين مورد جلوگيرى از لخته شدن خون مىباشد. |
|
زرشكها گروه بزرگىاز درختچههاى خاردار هميشه سبز يا خزان كننده از خانواده زرشكيان يا Berberidaceae مىباشد. از اين گياه 5 گونه بومى ايران و كشورهاى مجاور مىباشد و چند گونه ديگر به ايران وارد شده و در باغ گياه شناسى ملى ايران كشت شدهاند. گونه هاى بومى عبارتند از : 1. Berberis crataegina ىكلازلاز كشرز 2. B. integerrima ىناشفارز كشرز 3. B. orthobotrys هشوخ تسار كشرز 4. B. vulgris ىلومعم كشرز 5. B. khorasanica ىناسارخ كشرز زرشك معمولى B. "vulgaris L." مىباشد كه از آن چندين واريته وجود دارد. ارتفاع اين درختچه به 1-3 متر و در شرايط مساعد به 6 متر مىرسد. شاخههاى اين درختچه شكننده و داراى پوسته زرد رنگ و عدسكهاى سياه رنگ بوده كه بر روى ساقههاى قديمى نيز ديده مىشوند. برگهاى زرشك به شكل تخم مرغى سرنيزهاى و دندانهدار و داراى دمبرگ مىباشند. برگهاى فوقانى در سطح روئى فاقد روزنه هستند و همين امر موجب مقاومت اين گياه به خشكى مىباشد. برگ زرشك حاوى مقدار زيادى ويتامين C است و در اسهالهاى مزمن، آب آوردن انساج و در بيمارى اسكوربوت مصرف مىشود. جويدن برگ باعث سفت شدن لثه ها و جلوگيرى از خونريزى مىگردد. گل هاى زرشك، مجتمع و به صورت خوشهاى و آويخته است. در هر خوشه از 15 تا 25 گل وجود دارد كه در ارديبهشت و خرداد ماه ظاهر مىشوند. ميوه زرشك كوچك، قرمز رنگ، بيضوى، داراى 3-1 هسته )دانه( و يا بدون دانه مىباشد. ارقام دانه دار كمتر مصرف غذائى دارند. در خراسان جنوبى زرشك بىدانه به عنوان يك ميوه مطلوب در شهرستانهاى بيرجند و قاينات كشت مىشود. البته ارقامى از زرشك با رنگهاى متفاوتىاز قبيل زرد، بنفش و آبى نيز در بين تودههاى زرشك مشاهده مىشود. ميوه زرشك ترش و اثر قابض دارد و براى بيماران تبدار و نيز براى رفع اسهالهاى ساده، خونريزيها،ورم لثه، دردگلو، بىنظمىهاى دستگاه گوارش، امتلاء معده، قولنجهاى كبدى و كليوى و نيز در درمان يرقان و ديابت استفاده مىشود. |
|
از دانه زرشك صرف نظر از مصارف غذائى در صنايع تبديلى از قبيل مربا، ژله، آب ميوه، نوشابه گازدار، كنسرو، مارمالاد، نكتارين و گرد زرشك استفاده مىشود. از برگ، چوب، پوست، ريشه و ميوه اين گياه آلكالوئيدى به نام بربرين استخراج مىگردد كه يك ماده كاملاً تلخ است. از بربرين علاوه بر مصارف پزشكى)بيمارى پزورياسيس يا داء الصدف( در صنعت، جهت رنگ كردن الياف پشم ، ابريشم و پنبه به كار مىرود. بربرين مستقيماً و يا با واسطه زاج بر روى الياف نامبرده اثر كرده، ايجاد رنگ زرد قشنگى مىنمايد. بربرين براى رنگ چرم و نيز در منبّتكارى مورد استفاده قرار مىگيرد. براى رنگ كردن اشياء بيشتر از ريشه زرشك استفاده مىشود. زرشك يك گياه كم توقع از لحاظ آبيارى و نياز به مواد غذائى مىباشد و در مناطق كوهستانى كه زهكش طبيعى دارند بهتر از زمينهاى دشت مىرويد. در زمينه بهزراعى اين گياه بايد مطالعات كافى در زمينه هاى آبيارى، آفات و امراض، فواصل كاشت، هرس، نوع وميزان مصرف كودهاى شيميائى وحيوانى و انتخاب زمينهاى مناسب به عمل آيد. در زمينه بهنژادى با توجه به گونهها و ارقام متعدد اميد مىرود كه در آينده ارقامى از زرشك حاصل شود كه ضمن دارا بودن كيفيت مطلوب ميوه )درشتى و رنگ مطلوب( درختچه آن فاقد خار باشد وعمل برداشت دانه ها با سهولت بيشترى انجام شود. با توجه به سطح در حال توسعه كشت اين گياه و ساير گياهان محلى جا دارد كه در منطقه خراسان جنوبى مؤسسه مطالعات به زراعى و بهنژادى گياهان منطقهاى مانند زرشك و زعفران و عناب و سنجد و آلو بوجود آيد تا با توجه به ارقام مرغوبتر كشاورزان را يارى دهند. برداشت زرشك با توجه به شرايط آب وهوائى از اوايل مهرماه شروع مىشود و در مناطق گرمسيرى تا اواخر آبان ماه به طول مىانجامد. برداشت زرشك با كمال تأسف دربسيارى از مناطق بازدن چوب بر روى ساقه ها انجام مىشود. اين امر منجر به شكستن و زخم شدن ساقه هائى مىگردد كه درسال آينده بايد شاخه هاى ميوه دهنده ايجاد نمايند. ليكن درسالهاى اخير با توجه به استقبال مردم از زرشك تازه، معمولاً شاخه هاى زرشك را با قيچى مىبرند و به بازار عرضه مىنمايند. با توجه به قطع ساقهها به هنگام برداشت، در منطقه به طور معمول باغهاى زرشك يك سال در ميان محصول رضايت بخشى مىدهد، ليكن هرگاه هرس صحيح درختچه ها انجام شود، باغهاى زرشك هر ساله از حاصل كافى برخوردار خواهند بود. |
|
آلو بخارا از تيره گل سرخيان " Rosaceae" از جنس "Prunus" مىباشد. نام علمى اين درختچه عبارت است از: "Prunus spinosa L Var. Bukharensis" آلو بخارا درختچهاى است به طول در حدود سه متر كه هر قدر فواصل كشت آن محدودتر باشد بر ارتفاع آن اضافه مىشود.اين درخت در روستاهاى بخش مركزى و بخش در ميان بيرجند بفراوانى كشت مىگردد. بايد دانست گونههاى بادام، زردآلو، گيلاس، هلو، آلو، گوجه و آلوچه از همين جنس "Prunus" مىباشند. برگهاى اين درخت بيضى و به صورت يك در ميان و به طول 4-6 سانتىمتر، گلهاى آن به صورت دستههائى مانند آلبالو به رنگ سفيد و ميوه آن مدور به رنگ بنفش مىباشد. ميوه اين درخت به طورى كه در مخزن الادويه آمده، اثر هضم كننده، اشتهاآور و محرك ترشحات صفراوى دارد. طعم ميوه برخلاف ساير آلوها، ترش و داراى اسيدماليك، قند و مواد آلبومينوئيدى و پكتيكى مىباشد. ريشه اين درخت اثر قابض دارد. ميوه اين درخت كمتر به صورت تازه و بيشتر به صورت خشك مصرف خوراكى دارد. نوع خشك شده آن در انواع سوپها و خوراكها و خيسانده آن در آب در صبح و قبل از ناشتا به منظور لينت مزاج و رفع يبوستهاى عادى و تقويت اعمال كليه به كار مىرود. در داخل ميوه هستهاى كه داراى مغز هسته يا دانه مىباشد، وجود دارد. چون بر روى ميوه پوسته نسبتاً سختى وجود دارد، ميوه رسيده را به منظور جداسازى پوسته آن پس از برداشت در داخل آب جوش ريخته و بيرون مىكشند تا بدين وسيله جداسازى پوست از ميوه بآسانى انجام شود. باتوجه به لقاح واريته هاى مختلف گونه فوق و امكان ايجاد ميوه هاى نامرغوب، درتكثير اين درخت به طور معمول از هسته ميوه استفاده نمىشود، اين درخت چون داراى ريشههاى سطحى فراوانى مىباشد، از سمتى به آب فراوان در فصل تابستان نياز دارد و از جهتى پاجوشهاى متعدد در سطح باغچه بوجود مىآورد. لهذا براى تكثير از پاجوش ويا از پيوند آلو بخارا بر روى پايه هاى وحشى خانواده گل سرخىها استفاده مىشود. فواصل كشت اين درختچه بهتر است 4*4 متر مربع انتخاب گردد و ضمناً از سمپاشى درختها عليه آفات ميوه غفلت نگردد. چون اين درخت در زمينهاى حاصلخيز بار فراوانى مىدهد كه ممكن است موجب شكستن شاخه هاى ترد ونازك آن گردد، ازاين رو ضمن هرس فرم و بهره دهى درخت بايد پايههائى را در زير شاخه هاى پربار آن قرار داد. |
|
عناب از جنس " Zizyphus"و از نوع "jujuba"و از خانواده "Ramnaceae"مىباشد. عناب به صورت ارقام اهلى و وحشى در ايران، افغانستان، چين، هندوستان والجزاير وجود دارد. زيستگاه اين گياه را منطقه خاورميانه بويژه كشورهاى ايران و افغانستان مىدانند. عناب درختى است خاردار كه در مقابل سرما و گرما مقاوم مىباشد. سازگارى اين درخت در مقابل شرايط سخت اقليمى و نوع خاك سبب شده كه كشت آن در مناطق سردسير نيز توسعه يابد. عناب در اكثر روستاهاى بيرجند و در زمينهاى نامرغوب مىرويد و حاصل بالنسبه رضايت بخشى توليد مىكند. ليكن مانند هر گياه ديگرى در زمينهاى خاكى و حاصلخيز و در شرايط آبيارى مطلوب، حاصل بيشتر و بهترى ايجاد مىكند. طول اين درخت بسته به موقعيت، از 6 تا 10 متر مىرسد. گونه هاى زيادى از جنس عناب شناسائى شده كه از نظر كيفيت ميوه با يكديگر تفاوت زيادى دارند. در چين دورگه هائى از عناب بدست آورده اند كه ميوه آنها به طور محسوسى از نظر كيفيت گوشت و درشتى از والدين آنها برتر است. در سال 1960 ارقامى از اين عنابها به ازبكستان و آذربايجان شوروى سابق برده شده كه در آنجا نيز با دورگگيرى ارقام بهترى را ايجاد نمودهاند. در حال حاضر بيش از 36 رقم عناب در كلكسيون انستيتوى ژنتيك آكادمى علوم آذربايجان وجود دارد. برخى از عنابهاى اين مجموعه از نظر طول به 3/7 سانتىمتر و از نظر قطر به 2/6 سانتىمتر مىرسد. ميوه اين عنابها ترش و شيرين و با درجه گوشتى 91% و ميانگين وزن 13 گرم مىباشد. در كشور آمريكا نيز نسبت به اصلاح عناب قدمهاى ارزندهاى برداشته شده به طورى كه نگارنده در سال 1964 در محوطه دانشگاه ايالتى نيومكزيكو درختان عنابى را مشاهده كرده است كه ميوه آنها درشت و بدون هسته بود. اميدوارم روزى دسترسى به درختهاى مذكور براى گرفتن پيوندك حاصل شود. برگ هاى عناب بيضى و درخشان و دندانه دار است. زيبائى برگ ها و ميوه عناب موجب شده كه اين درخت در بسيارى از منازل بيرجند كشت شود. عناب معمولاً توسط پاجوش، قلمه زدن وخواباندن ساقه هاى جوان ازدياد حاصل مىكند. ليكن براى اصلاح مىتوان به كشت عناب از طريق بذر نيز اقدام نمود. در روستاهاى بيرجند معمولاً عناب بيش از سنجد كشت مىشود چون ميوه عناب بيش از سنجد طالب و قيمت دارد. چوب عناب به رنگ قرمز خوش رنگ مىباشد و به لحاظ رنگ قشنگ و سختى و استحكام فوق العاده در ساخت مبلمان و اشياى زينتى از قبيل مجسمه، عصا و نيز منبّت كاريها و دسته پيپ از آن استفاده مىشود. |
|
عناب گلهاى زرد كوچك و زيادى ايجاد مىكند كه كمتر از 10% آنها به ميوه تبديل مىشود، طبعاً شرايط سخت محيطى در ريزش بيشتر گلها مؤثر مىباشد. ميوه رسيده عناب قرمز و در حالت نارس به رنگ زيتونى مىباشد. گوشت ميوه شيرين و زرد رنگ است. ميوه عناب مصارف خوراكى و داروئى دارد. شيخالرئيس ابوعلى سينا در خواص عناب گفته است "منضج اخلاط غليظه و ملين صدر و احشاء و مسهل اخلاط رقيقه و رافع خشونت سينه و حلق و صوت، عارض از حرارت و سرفه، و صاف كننده خون و مولد خون صالح و مسكن التهاب و تشنگى و حدّت خون و گرمى و وجع جگر و مثانه و امراض مقعده و لزع امعاء و معده است") صفحه 14447 دهخدا اقتباس از مخزنالادويه(. ميوه هاى ريز ارقام وحشى عناب به مقدار زيادى داراى ويتامين C مىباشند (1750 ميلى گرم درصد گرم(، ميوه هاى درشت ارقام پرورش يافته داراى مقادير كمترى از ويتامين Cهستند(500 تا 750 ميلى گرم در 100گرم(، ليكن بااين وجود ميزان ويتامين C آنها ده برابر ميزان ويتامين C ليمو ترش مىباشد. عناب علاوه بر ويتامين C داراى ويتامين P وپكتين و مقادير زيادى آهن، مس و پتاس مىباشد كه جملگى در ساختن هموگلوبين خون مؤثر مىباشند. يك درخت عناب در فضاى باز و مواظبت كافى 80 تا 100 كيلوگرم عناب مىدهد. بهتر است عناب بر روى درخت خشك شود تا از كيفيت بهترى برخوردار باشد، ليكن ترجيحاً پس از برداشت بايد چند روزى در مقابل آفتاب قرار گيرد. سنجد به نام علمى "Elaeagnus angustifolia L." يا "E. Orientalis L." و از خانواده Eleagnaceae""مىباشد. سنجد داراى ارقامى است كه از نظر شكل، رنگ، طعم و اندازه ميوه و ارتفاع درخت بايكديگر متفاوت مىباشند. اين درخت در روستاهاى كوهستانى بيرجند بفراوانى يافت مىشود و از آن بويژه به عنوان پرچين براى جلوگيرى از تخريب مزارع و باغها استفاده مىكنند. از اين رو سعى مىگردد اين درخت را در كنار ديوار باغها و در داخل مسيل و با فواصل كم، كشت كنند، تا ريشه هاى ستبر، عميق، مقاوم و نيز ساقههاى سخت آن درمقابل سيل مقاومت نمايد. از اين درخت خاردار براى بادشكن و نيز جلوگيرى از شن هاى روان مىتوان استفاده نمود. برگ سنجد شبيه بيد، دراز، كرك دار، براق و متناوب و بادمبرگهاى كوتاه مىباشد. پشت برگها نقرهاى فام و داراى دمبرگ كوتاه است. گلها معمولاً زردرنگ . منفرد ويا چند تائى در كنار برگها ظاهر شده و فوقالعاده معطر مىباشند. موسم گل دادن سنجد اواسط بهار مىباشد. ميوه سنجد به رنگ زرد، قرمز ويا صورتى مىباشد. ميان برميوه آردى و شيرين وخوراكى است. در درون ميوه، هسته درازى مشابه هسته خرما اما كوچكتر مشاهده مىشود. سنجد به سرماى سخت زمستان مقاوم مىباشد ليكن گرماى شديد تابستان را نمىپسندد. به لحاظ گل هاى فوق العاده معّطر و برگهاى نسبتاً زيبايش در پارك ها كشت مىشود اين درخت در زمينه هاى سنگدار، شنى و فقير مىرويد. |
|
بادام از خانواده گلسرخيان Rosaceae، |