فصل دوازدهم

     اقتصاد كشاورزى و دام و طيور

      بخش اول : اقتصاد كشاروزى


  تاريخچه اداره كشاورزى

   فعاليت وزارت فلاحت در بيرجند با اعزام يك نفر مامور دامپزشكى و يك مستخدم در سال 1315 به بيرجند آغاز شده‏ا ست.

    براساس اظهارات آقاى ساغريگر مستخدم بازنشسته اداره مذكور، مأمور اعزامى دامپزشكى يك منزل جهت اداره ويك سراچه جهت سكونت شخصى در بيرجند به مبلغ 60 ريال در ماه اجاره مى‏كند و فعاليت‏هاى خودرا جهت پيشبرد اهداف اداره كل فلاحت و اداره تفتيش صحّى حيوانات آغاز مى‏كند.

    درآن زمان سموم آفت كش گياهى عبارت بودند از آب تنباكو و گرد صابون جهت دفع شته گياهان، و مايه شاربن براى بيمارى سياه زخم حيوانات كه به صورت زير جلدى تزريق مى‏شد و فنوتيازين كه جهت معالجه كرم شيردان و موسو كه براى مداواى كرم ريه واز راه ناى به وسيله سوزن تزريق مى‏شد.

    ضمناً براى آشنائى با امكانات و مكاتبات آن زمان به درج وسايل موجود در اداره دامپزشكى در سال 1315 و نمونه يك نامه ادارى در سال 1316 مى‏پردازد.

  اداره حكومتى قاينات

    به طورى كه خاطر مستحضر است براى جلوگيرى و معالجه امراض مسرى مأمورين دامپزشكى اكثر اوقات دست خالى بوده و به تعيين محل شيوع مرض و مشاهدات جريان آن و وسايل جلوگيرى صحيحى از قبيل آغل و غيره اكتفا مى‏نمودند، ولى در نتيجه مشاهدات متعدد به امراضى كه در قاينات تلفات مى‏دهند تشخيص داده راجع به ذات‏الريه بزى و آبله گوسفندى كه مهم‏ترين امراض مسرى قاينات است، از طرف اينجانب دفعاتى به مركز گزارش داده شد سرانجام وسايل جلوگيرى طبّى هم برضد امراض مزبور تهيه شده‏است و بدين وسيله اداره دامپزشكى در وظايف خود مرحله اول )مشاهدات( را گذرانده به مرحله دوم )معالجه و جلوگيرى( اقدام مى‏نمايند بديهى است كه در اين دوره هم بدون توجه و مساعدت اولياء امور محل نخواهد ماند رونوشت بخشنامه اداره دامپزشكى بخش 9 خراسان 16/8/18-5193 ضمناً تقديم و مستدعى است دستور فرمايند كه براى عملى بودن مفاد آن مساعدت قانونى به عمل آيد عقيده اينجانب بر اين است:

    1- كميسيونى كه در بخشنامه ذكر شده است بايد با اشتراك نماينده اداره حكومتى قاينات به عمل آيد.

    2- چون قاينات خيلى وسيع است خوب است از صاحبان اغنام از هر بلوك عده معينى را به عنوان نماينده صاحبان اغنام به كميسيون دعوت نموده.

    3- نماينده مزبور بايد از اشخاص بصير كه از مراتع و وسعت آن و از تعداد اغنام و از امراض مسرى كه در سوابق‏در قاينات بروز نموده است، اطلاع كاملى داشته باشند.

    4- چون مأمورين دامپزشكى در تمام قاينات فقط سه نفر هستند لذا كميسيون هم درسه محل منعقد خواهد شد )بيرجند - قاين - سربيشه(. مستدعى است اولاً نظريه فوق راتصويب و در صورت لزوم اضافه يا تغيير فرمائيد ثانياً تعداد نمايندگان هر بلوك را تفكيكاً تعيين فرمايند ثالثاً نمايندگان اداره حكومتى را تعيين واز اسامى ايشان اين اداره را مستحضر فرمائيد، رابعاً روز انعقاد كميسيون راتعيين فرمائيد خامساً از اقدامات لازمه هم اين اداره وهم نوابان قاين وسربيشه راتا دهم اين برج مستحضر فرمائيد.    دامپزشكى قاينات.


 وضعيت كشاورزى بيرجند از نظر امكانات و بهره‏بردارى

    بيرجند با توجه به 168 ميلى‏متر باران سالانه وآب وهواى گرم وخشك و در حدد 60 درجه دامنه تغيير درجه حرارت در طول سال، و وجود بادهاى گرم و خشك براى رسيدن به مرز خودكفائى نسبى در امر كشاورزى نياز به كوشش و مجاهدت بسيار دارد.

    34% از مساحت 31704 كيلومتر مربع بيرجند تپه ماهور و كوهستانى، 22/5% كويرى و بيابانى، 6/5% جاده‏ها ومناطق مسكونى و 37% باقيمانده كه در حدود 1173000 هكتار مى‏باشد، اراضى نسبتاً مسطح دشت‏ها را تشكيل مى‏دهد. دشت‏هاى عمده بيرجند عبارتند از: دشت‏هاى درميان و گزيك، خوشاب، سربيشه، سهل‏آباد، چاهك، بيرجند، مختاران و شمس‏آباد كه براساس نوشته سيماى بيرجند صفحات 11-12 به وسعت در حدود 1000000 هكتار مى‏باشد.

    تعداد چاههاى عميق، نيمه عميق، قنوات و چشمه‏هاى بيرجند عبارت است از: 468 فقره چاه عميق با آبدهى 195 ميليون متر مكعب درسال، 240 چاه نيمه عميق با قدرت تخليه 43/2 ميليون متر مكعب درسال، 1353 رشته قنات با آبدهى 262/5 ميليون متر مكعب درسال و 135 چشمه باآبدهى 28/82 ميليون متر مكعب درسال با مجموع آبدهى 529/5 ميليون متر مكعب. (28)

    هرگاه ميانگين آبيارى را در حدود 5000 متر مكعب در نظر گيريم بااين مقدار آب مى‏توان حداقل 100/000 هكتار كشت آبى داشت، در حالى كه بر اساس آمار نامه سال 1371 استان خراسان سطح زير كشت آبى بيرجند، در حدود 30/000 هكتار و براساس جدول صفحه 30 سيماى بيرجند، با احتساب باغات و ساير انواع مزارع در حدود 40000 هكتار است كه نشانه 60% افت آبى و يا عدم استفاده صحيح از آب گران قيمت مى‏باشد. نكته تأسف‏آور آن است كه چون ميزان استخراج آب بيش از ميزان تغذيه سفره‏هاى آب زيرزمينى در برخى از مناطق مى‏باشد، سفره‏هاى آب زيرزمينى مثل »دشت بيرجند« افت آبى معادل 21 سانتى‏متر در سال را نشان مى‏دهد )سيماى بيرجند، 1371، صفحه 4). اين امر موجب خشك شدن مداوم قنوات و چشمه‏ها وويرانى وخالى از سكنه شدن تعداد زيادى از روستاها گرديده است.

    بايد در نظر داشت كه اگرچه منطقه بيرجند از نظر ميزان بارندگى جزو نقاط خشك محسوب مى‏شود، ليكن 170 ميلى‏متر باران در سطح 31704 كيلومتر مربع به مفهوم بيش از 5 ميليارد متر مكعب آب در سطح شهرستان مى‏باشد، كه ما حتى اگر قادر باشيم يك دهم اين مقدار را به صورت سدهاى بتنى، خاكى و  حتى مشابه بندهاى فعلى مرسوم در منطقه حفظ و نگهدارى كنيم، نه تنها خواهيم توانست سطح زير كشت مطمئن آبى را به 000/100 هكتار برسانيم بلكه مآلاً موجب تغذيه سفره‏هاى آب زيرزمينى شده واز ويرانى روستاها و تخليه آنها از سكنه جلوگيرى خواهد شد.

  در اكثر سالها آب قنوات روستاها و حتى روان آبها تا اواخر بهار هرز مى‏رود و از آنها استفاده نمى‏شود. ليكن در همين مناطق در برخى از سالها به علت كم بارانى مجبور مى‏شويم با تانكر زعفرانهاى خود را از خطر خشك شدن نجات دهيم. اين چيزى نيست جز بى‏توجهى به وضعيت طبيعى منطقه. بيرجند به طورى كه گفته شد، يك منطقه كوهستانى است كه سطح كوهستانهاى آن بيش از يك سوم سطح شهرستان است و چون اين كوهها فاقد پوشش گياهى مى‏باشند، بارش كمترين بارانى بر سطح صاف و صيقلى و پرشيب آنها موجب سيل‏هاى چند ساعتى مهيبى مى‏گردد. خوشبختانه در داخل اين رشته كوهها مناطق بسيار مستعدى براى ايجاد سد و ذخيره آب وجود دارد كه با ايجاد سد مى‏توان از هرز آبهاى بهاره جلوگيرى كرد و كشاورزى منطقه را ازنظر كمّى و كيفى بهبود بخشيد، و قسمت اعظمى از ريزشهاى جوّى را نجات داد.

    محصولات عمده زراعتى اين شهرستان شامل گندم، جو، زعفران، چغندر علوفه‏اى، چغندر قند، شلغم، پنبه، ارزن، گاورس، يونجه، اسپرس، حبوبات، خربزه وهندوانه مى‏باشد.

    محصولات عمده باغى اين شهرستان شامل توت، گردو، انار، انگور، انجير، زردآلو، بادام، عناب، سنجد، زرشك، آلو و به مقدار كم شامل ساير ميوه‏ها مانند سيب، به، هلو، گلابى، گوجه، و پسته مى‏باشد.

    سبزى‏كارى در سطوح كم انجام مى‏شود و سطح زير كشت آن قابل ملاحظه نيست.

    بايد به محصولات منطقه‏اى توجه خاصى مبذول شود، زيرا اين محصولات طى قرنها خود را با شرايط محيطى وفق داده‏اند و اقتصاد روستاها و درآمد روستائيان بر كشت آنها متكى مى‏باشد.

    بايد كوشش كرد با به‏كار بستن اصول "به‏نژادى" و"به‏زراعى" و استفاده از ماشين‏هاى كشاورزى، نه تنها از زحمات طاقت‏فرساى روستائيان كاسته گردد، بلكه بر ميزان درآمد آنها اضافه شود تا بدين وسيله سكونت در روستاى خود را بر شهرهاى بزرگ و دست زدن به كارهاى بى‏ارزش ترجيح دهند.

    در بيرجند به علت تعداد زياد روستا و شرايط اقليم - زراعى مختلف، واريته‏ها و گونه‏هاى بسيار متنوعى از گياهان زراعى، باغى و داروئى وجود دارد كه شايسته است در محل علاوه بر ايجاد بانك ژن،يك مركز پژوهشى براى شناخت واصلاح آنها بوجود آيد تا بدين وسيله از انقراض واريته‏ها و گونه‏ هاى نباتى جلوگيرى گردد. به عنوان مثال به ارقام هندوانه، خربزه، انگور، انجير،آلو، غلات و زرشك اين منطقه توجه كافى بايد مبذول شود. نگارنده در شهريور ماه سال 1378 در روستاى بهدان از بخش مركزى بيرجند درخت توتى را مشاهده كردم كه صرف‏نظر از توت رسيده فراوانى كه داشت، داراى مقادير زيادى توت سبز )خام( بود، در حالى كه در سال مذكور به علت بادهاى شديد در يكى از روستاها از اوايل تيرماه توتى مشاهده نمى‏گرديد. نيز در روستاى تغاب بخش خوسف خربزه‏اى مشاهده شد كه به علت شيرينى بسيار زيادش امكان خوردن بيش از يك قلم آن نبود.

  براساس گزارش سازمان برنامه و بودجه خراسان، سطح زير كشت اراضى كشاورزى شهرستان بيرجند در سال زراعى 1377-78 معادل 51497 هكتار بوده كه 35694 هكتار به كشت آبى و 15803 هكتار به كشت ديم اختصاص داشته است.

    سطح زير كشت محصولات زراعى شهرستان در سال ياد شده 43356 هكتار شامل 28726 هكتار زراعت آبى و 14643 هكتار زراعت ديم بوده است.

    سطح زير كشت محصولات باغى شهرستان 8141 هكتار شامل 6970 هكتار كشت آبى و 1171 هكتار كشت ديم بوده است.

    به منظور آشنائى با سطح زير كشت محصولات عمده زراعى و باغى شهرستان به درج جدول شماره 65 مى‏پردازد.


  اهميت كشاورزى در توسعه اقتصادى و عدم وابستگى

    ترديدى نيست كه ما بايد روزى از صادرات تك محصولى نفت صرف نظر كنيم. در اين صورت بايد به سراغ فراورده‏هاى كشاورزى برويم، زيرا اين توجه، اولاً ما را به خود اتكائى نزديك مى‏كند، ثانياً توليدات كشاورزى با ايجاد خوداتكائى ما را از حربه سياسى ابر قدرتها برحذر مى‏دارد، و ثالثاً توليد كافى كشاورزى مى‏تواند صنايع وابسته را پاسخگو باشد و سرانجام ارتباط تنگاتنگ كشاورزى و صنعت موجب رونق هر دو زمينه گردد.

    خوشبختانه ايران از تنوع آب وهوائى و شرايط جغرافيائى خاصى برخوردار است، كه هم زمان در يك گوشه آن گياهى كشت مى‏شود و در نقطه ديگر همان گياه برداشت مى‏شود. چنين كشورى حتى مشابه ساير كشورها به سيلوها و سردخانه‏هاى متعدد نيازمند نيست.

    شايسته توجه است كه خودكفائى مملكت در بخش صنعت نيز يك ركن اصلى و آرزوى هر ايرانى مى‏باشد و بايستى براى رسيدن به اين هدف از هيچ كوششى دريغ نشود. چه بسا كه استقلال و تماميت ارضى در گرو خودكفايى صنعتى و كشاورزى است. از اين رو دير يا زود فراورده‏هاى صنعتى و كشاورزى بايد جايگزين صدور نفت گردد. اگرچه صدور نفت به ما امكان واردات بعضى مواد مورد نياز كشور را مى‏دهد ولى وابستگى صنعتى را درمان نمى‏كند. با وجود اين مشكل،ابرقدرتها مى‏خواهند در سايه شوم تجارت جهانى هم امكان صادرات صنعتى را از ما بگيرند و هم مواد كشاورزى را به صورت خام و قبل از تبديل خريدارى نمايند.

    لذا بايد هشيار باشيم كه حتى‏الامكان از فروش نفت خام خوددارى كرده و به صادرات فراورده‏هاى آن اقدام كنيم. نكته ديگرى كه صادرات كشاورزى و دامى ما را تهديد مى‏كند، بى‏توجهى به استانداردهاى بين‏المللى، از نظر كمى و كيفى )آلودگى‏هاى قارچى و ميكربى و بسته‏بنديهاى نامناسب( مى‏باشد. بايد در نظر داشت هيچ كالائى بدون توجه به اين نكات نبايد صادر شود، ولو اينكه متقاضى به جهات استاندارد كالا كم توجه باشد.

    ما نبايد صبر كنيم كه كالاى ما مرجوع شود و دلايل بازپس فرستادن آن در تمام رسانه‏هاى گروهى پخش و منتشر گردد. پاسخ منفى و بازگشت حتى يك كالا ضربه جبران ‏ناپذيرى بر اقتصاد و حتى سياست كشور وارد مى‏سازد و ضمناً مستمسكى براى كشورهاى رقيب ويا غير دوست براى تبليغات سوء مى‏شود. هرگاه استانداردها را در داخل مملكت اجبارى سازيم، طبعاً راه براى استانداردهاى بين‏ المللى هموار خواهد شد. هموطنان ما هم حق دارند از كالاى مرغوب و با كيفيت از پيش تضمين شده استفاده نمايند.

    در سالهاى اخير كه استانداردهاى »ايزو 9000» محور اصلى تضمين كيفى و درمواردى كمى كالاها قرار گرفته، رعايت اين موازين به عنوان يك عامل‏اساسى در تصميم ‏گيريها بايد مورد توجه قرار گيرد.

    هر فردى بايد بتواند براى كالاى خود در خارج از كشور بازاريابى كند و كالاى خود را با قيمت مطلوبى بفروشد، اما اين كالا بهتر است از طريق يك اتحاديه كه ملزم به رعايت تمام موازين بازرگانى باشد، ارسال و تضمين گردد. خريدار نيز بايد اطمينان بيشترى از كيفيت كالا داشته و در مواردى كه كالا با مشخصات داده شده تطبيق نكند، آن را مرجوع و ادّعاى خسارت نمايد.

    ما با داشتن كالاهاى انحصارى از قبيل صيفى‏جات، ميوه ‏هاى تازه مرغوب، خشكبار بويژه پسته، بادام، گياهان داروئى ومحصولات كشاورزى دامى و معدنى تقريباً منحصر به فرد از قبيل: زعفران، زرشك، زيره و آلوبخارا، فرش، پشم، كرك، خاويار، پوست، سالامبور، مواد معدنى، سنگ‏هاى ساختمانى )بويژه سنگ‏هاى گرانيتى(، بايد در راه بهبود عرضه فراورده‏ها و با توجه به ذوق و سليقه خريداران قدمهاى اساسى برداريم.

    در زمينه صادرات هرگز موفق نخواهيم بود، مگر اينكه اولاً روابط حسنه‏اى با ديگر كشورها داشته باشيم، ثانياً سياست دولت بر اصل معامله پاياپاى منطبق گردد. دولت‏ها بايد در قبال اين همه وسايل متفاوت صنعتى، ماشين آلات، وسائط نقليه وحتى مواد غذايى كه به كشور ما صادر مى كنند، متقابلاً مقاديرى از فراورده‏هاى كشور ما را بپذيرند. براى اجراى اين نوع مبادله بناچار بايد از طريق دستگاه حكومتى اقدام شود، والا از بخش خصوصى كارى ساخته نيست.

  عدم رعايت نكات فوق و بى‏توجه ماندن به صادرات سبب شده كه: فرش ما كه مقام اول صادرات جهانى را حائز بوده در طى چند سال به پايين‏ترين موقعيت تنزل پيدا كند، يا پسته ما را به جهت آلودگى به افلاتوكسين مرجوع دارند و يا زعفران ما كه از نظر كيفيت و كميت مقام اول را در جهان حائز است از طريق عوامل واسطه به فروش رسد و كشور اسپانيا با توليد كم، زعفران ما را در بسته‏بنديهاى مطلوب و به نام خود و با سه برابر قيمت خريد از ايران در بازارهاى جهانى عرضه نمايد. مجموعه اين عوامل سبب مى‏شود كه مازاد مصرف صادر نشود و قيمت‏ها در سطح داخلى كاهش يابد و تعداد زيادى از افراد بيكار شوند.

    مسائل فوق درخور بررسى دقيق و چاره‏انديشى است. بى‏تفاوت ماندن به اين مسائل و هدر دادن وقت، موضوع را روز به روز پيچيده‏تر و مشكل‏تر ساخته و وضعيت صادرات ما را در وضع نامطلوب‏ترى قرار خواهد داد.

    توسعه سياست‏هاى حمايتى دولت از صادرات مى‏تواند جريان رشد نكرده صادرات غير نفتى را فعال سازد. اين سياست‏ها مى‏تواند شامل حذف مقررات دست و پاپيچ، تعرفه‏ هاى گمركى، سهميه‏هاى وارداتى، نرخ ارز، نرخ حمل ونقل كالا، خدمات بيمه، خدمات بانكى، امور مالياتى، تبليغات وسيع، و مسائلى از اين قبيل باشد كه دولتمردان از آن آگاهى كامل دارند.

    حرف آخر آن است كه:

 1) صدور كالا براى صادركننده بايد نفع داشته باشد و اين نفع با آسايش روح و روان او توأم باشد نه آنكه آنقدر در سازمانها بدود و براى او اشكال ادارى و قانونى بتراشند كه    از خير صادرات صرف نظر كند.

 2) صادر كننده بايد بداند چه نوع كالا، به چه ميزان و به چه كشورى و تحت چه شرايطىصادر كند كه اينها از وظايف حمايتى دولت مى‏باشد.

 3) صادر كننده بايد با خريدار يك ارتباط صادقانه داشته باشد، يعنى كالاى غير استاندارد را استاندارد جلوه ندهد و تمام معايب كالاى خود را اگر دارد به خريدار عنوان كند و سليقه خريدار را به طور كامل در نظر بگيرد. تا اسباب جلب اعتماد او را فراهم نمايد.

 4) طبعاً دست‏اندركاران بازرگانى و سفراى ما در كشورهاى ديگر بايد يار و مددكارصادركنندگان باشند. آگاهى كامل از موقعيت بازار و بازاريابى باوجود كارتل‏هاى بزرگ امر مهمى است لذا با هوشيارى و قبل از اينكه ديگران محل‏هاى خالى را پركنند و بازارها را به دست آورند، بايد اقدام نمود خاصه آنكه ما در بسيارى از موارد حرف اول را مى‏زنيم.

5) در زمينه كالاهاى ايران بايد فيلم‏هاى مستند، نوشته‏ هاى دقيق و اطلاعات كافى به صورت آگهى نامه )بروشور( در اختيار وابسته‏هاى بازرگانى ايران و شبكه‏ هاى تلويزيونى و اينترنت قرار گيرد و بايد توجه داشت كه هزينه‏هاى تبليغ بازگشت دارد.


  انواع بهره‏ بردارى كشاورزى

    حوزه شهرستان بيرجند از 6 نوع نظام بهره‏بردارى كشاورزى شامل:

 (1) مالكيت اربابى    (2) خرده مالكى   (3) مالكيت مشاعى   (4) اوقافى   (5) اجاره‏اى    (6) تجارى تشكيل شده است.

 1. مالكيت اربابى: زارع ملك را اداره كرده وتأمين نيازهاى عمده نظير آب، زمين، كود و بذر به عهده مالك و عمليات تهيه زمين، كاشت، داشت و برداشت به عهده زارع مى‏باشد. ميزان بهره ارباب تا حد زيادى به عرف معمول در محل ارتباط داشته و درعين حال بستگى به نوع قرارداد لفظى و يا كتبى بين مالك و زارع دارد. مواردى كه تأمين كود و بذر به عهده مالك بوده، سهم مالك از توليدات كشاورزى در حدود 23 و زمانى كه تأمين كود و بذر به عهده زارع باشد، سهم مالك در حدود 12 عايدات است. سهم مالك از محصولات باغى بويژه گردو در حدود 10 به 1 است، زيرا معمولاً در كشت درختان قديمى، كشاورزان سهمى ندارند. عنوان ديگر اين شيوه "سهم برى" است كه مالك با زارع قرار مى‏گذارد كه برحسب عوامل توليد: آب، زمين، سرمايه، كار و بذر، سهمى از توليد را در اختيار زارع قرار دهد. بنياد مستضعفان كه وارث اراضى و باغهاى مالكين فرارى و يا املاك مصادره شده مى‏باشد، معمولاً اراضى و باغهاى خود را به صورت سهم برى در اختيار كشاورزان قرار مى‏دهد.

 2. خرده مالكى: اين نوع مالكيت در شهرستان بيرجند رواج زيادى دارد و به لحاظ اينكه مانند تمام نقاط ايران سهم الارث والدين بين تمام فرزندان تقسيم مى‏شود، در طول زمان سهم هر پسر يا دختر چند قطعه بسيار كوچك و دور افتاده از يكديگر مى‏باشد كه معمولاً درآمد آنها كفاف زندگى كشاورزان را نمى‏دهد و آنها رابه كارهاى ديگر از قبيل قالى‏بافى و در نهايت مهاجرت به شهرها براى كارهاى كارگرى و امور ديگر وا مى‏دارد. اين گونه از اراضى كه معمولاً در روستاهاى كوهپايه‏اى قرار دارند قابليت مسطح شدن را ندارند و طبعاً درآنها كشت و كار مكانيزه امكان پذير نيست.

    در نظام بهره ‏بردارى خرده مالكى، تمام عوامل توليد، از قبيل آب، زمين، نيروى كارگرى و مديريت در مالكيت كشاورز مى‏باشد. اين گروه از كشاورزان كه 70% كل كشاورزان را تشكيل مى‏دهند، داراى متوسط مالكيت 0/5 تا 2 هكتار و 4 تا 15 قطعه زمين مى‏باشند كه به علت پراكنده و كوچك بودن، قابليت كار با ماشين آلات كشاورزى را ندارند. اين كشاورزان معمولاً توليد براى مصرف دارند و از اين رو كشت و كار آنها متنوع و متعدد است. محصولات توليدى اين دسته در شهرستان بيرجند شامل: گندم، جو، چغندر، زعفران، زرشك، عناب، گردو و آلو مى‏باشد.

چون توليدات آنها كفاف خرج خانه آنها را نمى‏دهد، صرف نظر از مهاجرت به شهرها اكثر افراد خانواده به كارهائى جز كشاورزى از قبيل قالى‏بافى، دامدارى و تربيت كرم ابريشم اشتغال دارند.

 3. مالكيت مشاعى: دراين سيستم مالكيت، زمين‏هاى كشاورزى از سوى هيأتهاى واگذارى زمين به گروههاى 5 تا 20 نفرى كشاورزان واگذار شده است. دراين نظام امكان كشت مكانيزه فراهم مى‏باشد و درآمد اين افراد به لحاظ وسعت اراضى و كمك‏هاى دولت، بيش از ساير نظامها مى‏باشد. از اين نوع مالكيت، درسال 1364 جمعاً 19 واحد مشاعى با 277 عضو و 2700 هكتار وجود داشته است. 10% از اراضى شهرستان بيرجند چنين وضعيتى را دارند. هيأت هاى واگذارى زمين به لحاظ اينكه زمين‏ها در اثر مالكيت ممكن است به قطعات كوچكتر تقسيم شوند و به فروش رسند، از واگذارى زمين به فرد امتناع دارند.

 4. اوقافى:  سازمان اوقاف به عنوان متولى اراضى و حقابه‏هاى وقفى، يا اراضى را به اجاره در اختيار افراد مى‏گذارد و يا اينكه به كشاورزان به ازاى كار آنها مزد پرداخت مى‏نمايد. گاهى از اوقات چند فنجان ويا سهم از روستاها وقفى مى‏باشند كه معمولاً در اين گونه از موارد به اجاره داده مى‏شوند اراضى موقوفه معمولاً وضع مناسبى ندارند چون اولاً افراد به آنها دل نمى‏بندند، ثانياً هرچند سال ممكن است در اختيار فرد جديدى قرار گيرند ثالثاً به لحاظ كوچك و محدود بودن، قابليت كار با ماشين‏ آلات را ندارند.

 5. نظام اجاره‏اى: در اين طريقه ملك از صاحب آن براى چند سال و در ازاى پول يا جنس اجاره مى‏شود. بنابراين مالك زمين به سود و يا زيان كشاورز كارى ندارد و مبلغ اجاره خود را دريافت مى‏كند. زمين‏هاى اوقافى نيز از طريق متولى آنها كه معمولاً سازمان اوقاف محل مى‏باشد به افراد اجاره داده مى‏شود. گاهى از اوقات ممكن است واقفى چند فنجان يا سهم آب از يك روستا را وقف كند كه در اين صورت نيز سازمان اوقاف آنها را از طريق اجاره دراختيار متقاضيان قرار مى‏دهد. اراضى استيجارى بويژه اراضى وقفى وضع مناسبى ندارند، زيرا به علت اجاره دادن به افراد مختلف، مستأجرين فقط به منافع خود در كوتاه مدت مى‏انديشند و به اين ترتيب از سرمايه‏گذارى در امر بهبود زمين و باغها خوددارى مى‏نمايند.

 6. واحدهاى بهره ‏بردارى تجارى: توسط خود مالك اداره مى‏شود. اين اراضى در حدود 5% از سطح زير كشت شهرستان را تشكيل مى‏دهد. عمده ترين محصولات آنها گندم، جو، چغندر قند، و صيفى‏جات و از محصولات باغى‏انواع ميوه‏ هاو زرشك مى‏باشد. در اين گونه از زمين‏ها از ماشين‏آلات كشاورزى استفاده مى‏شود و كشاورزان به صورت روزمزد در اين واحدها مشغول به‏كار مى‏شوند. آب اين اراضى معمولاً توسط چاههاى عميق و نيمه عميق تأمين مى‏گردد. در اين گونه از مزارع كه معمولاً در دشت‏ها مى‏باشند، از ماشين آلات كشاوزى بيشتر از ساير واحدها استفاده مى‏شود و مديران آنها از دانش فنى بيشترى برخوردارند. اشكال عمده دراين واحدها، عدم وجود كارگران خبره مى‏باشد و بايد در كليه امور از طريق مالكين سرپرستى شوند، متوسط اراضى اين گونه از بهره‏برداريها در حدود 20 هكتار است.


 محصولات كشاورزى جنوب خراسان

    محصولات كشاورزى شهرستانهاى جنوب خراسان كم و بيش با هم يكسان است، جز آنكه در آب وهواى گرم طبس، خرما و مركبات به عمل مى‏آيد، ليكن باتوجه به يك دوره يخبندان بين 1 تا سه ماه درسال، در سايرنقاط جنوب خراسان خرما و مركبات به عمل نمى‏آيد و فصول چهارگانه وجود دارد. محصولات كشاورزى اغلب شهرستانهاى جنوب خراسان شامل: گندم، جو، ارزن، زيره سبز، چغندر، شلغم، حبوبات، يونجه، پنبه، زعفران، خربزه وهندوانه مى‏باشد. از محصولات باغى مى‏توان از :زرشك، بادام، آلو، عناب، سنجد، انار، انگور، انجير، توت و گردو نام برد.

    محصولات خاص منطقه جنوب خراسان شامل: زعفران، زرشك، آلو بخارا، عناب، سنجد، بادام، انار، انجير و انگور است. بيش از 95% زعفران ايران و 60% زعفران جهان دراين منطقه توليد مى‏شود. به منظور آشنائى خوانندگان به توضيح مختصرى پيرامون هريك از اين محصولات پرداخته مى‏شود.


     زعفران      Saffron

    زعفران به نام علمى Crocus sativus L. از خانواده زنبقيان مى‏باشد. ماتيو و برايتون تعداد گونه‏ هاى زعفران را 100 گونه ذكر كرده‏اند. كتاب فلورا ايرانيكا از تعداد 8 گونه زعفران زينتى نام برده كه با اين ترتيب با احتساب زعفران مزروعى گونه‏ هاى شناسائى شده زعفران در ايران به 9گونه مى‏رسد.

    كشت زعفران در گذشته‏ هاى دور، دربسيارى از مناطق فلات مركزى ايران معمول بوده است. شهرت زعفران قم در قرنهاى قبل از اسلام حكايت از پيشينه كشت اين گياه درايران دارد. درحال حاضر منطقه عمده كشت زعفران به خراسان جنوبى كه زمانى به قهستان شهرت داشته و امروزه شامل شهرستانهاى نهبندان، بيرجند، قاين، گناباد، فردوس و طبس مى‏شود، محدود گرديده است.

    تعدادى از محققين خاستگاه زعفران را كشورهاى يونان، ايران و منطقه آسياى صغير )شامل‏ تركيه امروزى( دانسته ومعتقدند كه از طريق اين كشورها كشت زعفران تا شمالى‏ترين نقاط هندوستان، و چين و نيز از طريق اعراب در قرن دهم ميلادى به اسپانيا گسترش يافته است.

    زعفران گياهى است علفى، دائمى و درعين حال زينتى كه از طريق پياز تكثير مى‏شود، زيرا زعفران يك گياه نازاى طبيعى مى‏باشد. پياز زعفران در حكم ساقه زير زمينى محسوب مى‏گردد كه از اين جهت در گياه شناسى به بُنَه يا Corm موسوم است. پياز زعفران مدور، سخت ، گوشتى و به رنگ سفيد است كه بر روى آنها تعداد زيادى جوانه‏ هاى رويشى ديده مى‏شود.

    گل زعفران اولين اندامى‏است كه بعد از اولين آبيارى پاييزه ظاهر مى‏گردد. پوشش گل از سه گلبرگ و سه كاسبرگ هم رنگ تشكيل شده است. پرچم‏ها سه عدد و بساك آنها به رنگ زرد مى‏باشد.خامه گل، ميله سفيد و بلندى است كه از روى تخمدان بيرون آمده و به سه كلاله قرمز عنابى به طول 2-4 سانتى‏متر ختم مى‏شود. قسمت مورد استفاده زعفران همين كلاله زعفران است. اگرچه همراه بودن خامه با كلاله از قيمت زعفران مى‏كاهد، ليكن اكثر افراد به منظور اطمينان از خلوص زعفران ترجيح مى‏دهند از زعفران دسته‏اى كه خامه به كلاله متصل است خريدارى نمايند. مدت برداشت گل در پاييز بين 2-3 هفته است و پس از آن دوران رشد سبزينه‏اى زعفران شروع مى‏شود.

    برگها معمولاً بعد از ظهور گل‏ها پديدار مى‏گردند، مگر آنكه در آبيارى اول زعفران تعجيل شده باشد. در اين صورت برگها جلوتر از گل‏ها ظاهر مى‏شوند و در برداشت گل ايجاد مزاحمت مى‏نمايند. برگهاى هر پياز كه در داخل يك چمچه قرار دارند، بين 5-11 عدد مى‏باشد. برگهاى زعفران كشيده و باريك و طول آنها در خاتمه مرحله رشد به 30-60 سانتى‏متر مى‏رسد. برگهاى زعفران در ارديبهشت ماه خزان مى‏كنند. با برداشت برگهاى خشك شده تا ظهور مجدد گل‏ها در اوايل پاييز در سطح مزارع زعفران آثار حياتى جز رويش علف‏هاى هرز مشاهده نمى‏شود. طبعاً در اين دوره كشاورزان بايد به وجين علفهاى هرز اقدام كنند و نگذارند علف‏هاى هرز به بذر بنشينند و بذر خود را بر سطح خاك بريزند.

    كلاله زعفران داراى رنگ، طعم، و عطر دلپذيرى است كه هر يك از اين ويژگى‏ها مربوط به يك دسته از مواد آلى شيميايى است. به‏ طور خلاصه رنگ زعفران مربوط به تعداد زيادى  از رنگ دانه‏هاى محلول درآب شامل كروسين  (Crocine)و كروستين (Crocetine) و نيز محلول در چربى شامل ليكوپن  (Lycopene)و كاروتن (Carotene) مى‏باشد. طعم تلخ مطبوع زعفران مربوط به ماده‏اى به نام پيكروكروسين (Picrocrocine)، و عطر زعفران مربوط به روغن‏هاى فرار آن مى‏باشد كه اين اسانسها بسادگى اكسيژن جذب نموده به مايع غليظ و قهوه‏اى رنگى به نام سافرانال تبديل مى‏شوند.

    زعفران علاوه بر مواد شيميائى فوق‏الذكر داراى ويتامين‏هاى B1 وB2 و مقاديرى از مواد معدنى است.

    زعفران در بازارهاى ايران به صورت زعفران معمولى دسته‏اى و زعفران سرقلم )سرريشه، يا سرگل، يا رشته‏اى( و در بازارهاى جهانى بيشتر به صورت زعفران ساييده شده )پودر( و زعفران رشته‏اى به فروش مى‏رسد.

    زعفران صرف نظر از مصارف غذائى در رنگ‏آميزى پارچه‏هاى ابريشمى، در بزرگداشت مراسم مذهبى، و نيز به عنوان يك ماده داروئى در رفع بى‏خوابى‏هائى كه منشأ تحريكات مغزى دارند و نيز در برونشيت‏هاى مزمن و بيماريهاى چشم و دفع سنگ كليه غالباً توصيه شده، اما مستندات پزشكى كافى در اين موارد وجود ندارد. اما نكته قابل توجه عبارت از آن است كه از نظر ميزان مصرف، دراندكس مواد رنگى آمريكا، محدوديتى براى مصرف زعفران در اغذيه و اشربه قائل نشده ‏اند.

    آخرين اطلاعاتى كه از مطالعه چندين مقاله علمى به دست آمده عبارت از آن است كه ماده رنگى كروستين زعفران در مورد جلوگيرى از پيشرفت سرطان در حيوانات آزمايشگاهى بسيار مؤثر بوده است. برخى از محققين مدت دو سال ماده رنگى كروستين زعفران را به حيوانات آزمايشگاهى كه قبلاً آنها را به سرطان مبتلا ساخته و سرطان مراحل توسعه خود را طى كرده تزريق نموده و مشاهده كرده‏اند كه كروستين توانسته است ظرف چند روز از رشد سلول‏هاى سرطانى جلوگيرى نمايد. البته ضمن اينكه اين مطلب، خبر بسيار مسرت‏آميزى مى‏باشد،تا در مورد انسان آزمايش نشود و جواب مطلوب به دست نيايد، نمى‏توان به توفيق اين امر در مورد انسان اظهار نظر نمود.

 نكته ديگرى كه محققين عنوان نموده‏اند عبارت از آن است كه زعفران از سكته‏هاى قلبى جلوگيرى مى‏نمايد و نقش آن در اين مورد جلوگيرى از لخته شدن خون مى‏باشد.


    زرشك        Barberry

    زرشك‏ها گروه بزرگى‏از درختچه‏هاى خاردار هميشه سبز يا خزان كننده از خانواده زرشكيان يا Berberidaceae مى‏باشد. از اين گياه 5 گونه بومى ايران و كشورهاى مجاور مى‏باشد و چند گونه ديگر به ايران وارد شده و در باغ گياه شناسى ملى ايران كشت شده‏اند. گونه‏ هاى بومى عبارتند از :

  1. Berberis crataegina          ى‏كلازلاز ك‏شرز

 2. B. integerrima                  ى‏ناشفارز ك‏شرز

 3. B. orthobotrys            ه‏شوخ ت‏سار ك‏شرز

 4. B. vulgris                      ى‏لومعم ك‏شرز

 5. B. khorasanica               ى‏ناسارخ ك‏شرز

    زرشك معمولى B. "vulgaris L." مى‏باشد كه از آن چندين واريته وجود دارد. ارتفاع اين درختچه به 1-3 متر و در شرايط مساعد به 6 متر مى‏رسد. شاخه‏هاى اين درختچه شكننده و داراى پوسته زرد رنگ و عدسك‏هاى سياه رنگ بوده كه بر روى ساقه‏هاى قديمى نيز ديده مى‏شوند.

    برگهاى زرشك به شكل تخم مرغى سرنيزه‏اى و دندانه‏دار و داراى دمبرگ مى‏باشند. برگهاى فوقانى در سطح روئى فاقد روزنه هستند و همين امر موجب مقاومت اين گياه به خشكى مى‏باشد. برگ زرشك حاوى مقدار زيادى ويتامين C است و در اسهالهاى مزمن، آب آوردن انساج و در بيمارى اسكوربوت مصرف مى‏شود. جويدن برگ باعث سفت شدن لثه‏ ها و جلوگيرى از خونريزى مى‏گردد.

    گل‏ هاى زرشك، مجتمع و به صورت خوشه‏اى و آويخته است. در هر خوشه از 15 تا 25 گل وجود دارد كه در ارديبهشت و خرداد ماه ظاهر مى‏شوند.

    ميوه زرشك كوچك، قرمز رنگ، بيضوى، داراى 3-1 هسته )دانه( و يا بدون دانه مى‏باشد. ارقام دانه دار كمتر مصرف غذائى دارند. در خراسان جنوبى زرشك بى‏دانه به عنوان يك ميوه مطلوب در شهرستان‏هاى بيرجند و قاينات كشت مى‏شود. البته ارقامى از زرشك با رنگ‏هاى متفاوتى‏از قبيل زرد، بنفش و آبى نيز در بين توده‏هاى زرشك مشاهده مى‏شود. ميوه زرشك ترش و اثر قابض دارد و براى بيماران تب‏دار و نيز براى رفع اسهال‏هاى ساده، خونريزيها،ورم لثه، دردگلو، بى‏نظمى‏هاى دستگاه گوارش، امتلاء معده، قولنج‏هاى كبدى و كليوى و نيز در درمان يرقان و ديابت استفاده مى‏شود.

 از دانه زرشك صرف نظر از مصارف غذائى در صنايع تبديلى از قبيل مربا، ژله، آب ميوه، نوشابه گازدار، كنسرو، مارمالاد، نكتارين و گرد زرشك استفاده مى‏شود.

    از برگ، چوب، پوست، ريشه و ميوه اين گياه آلكالوئيدى به نام بربرين استخراج مى‏گردد كه يك ماده كاملاً تلخ است. از بربرين علاوه بر مصارف پزشكى)بيمارى پزورياسيس يا داء الصدف( در صنعت، جهت رنگ كردن الياف پشم ، ابريشم و پنبه به كار مى‏رود. بربرين مستقيماً و يا با واسطه زاج بر روى الياف نامبرده اثر كرده، ايجاد رنگ زرد قشنگى مى‏نمايد. بربرين براى رنگ چرم و نيز در منبّت‏كارى مورد استفاده قرار مى‏گيرد. براى رنگ كردن اشياء بيشتر از ريشه زرشك استفاده مى‏شود.

    زرشك يك گياه كم توقع از لحاظ آبيارى و نياز به مواد غذائى مى‏باشد و در مناطق كوهستانى كه زهكش طبيعى دارند بهتر از زمين‏هاى دشت مى‏رويد.

    در زمينه به‏زراعى اين گياه بايد مطالعات كافى در زمينه‏ هاى آبيارى، آفات و امراض، فواصل كاشت، هرس، نوع وميزان مصرف كودهاى شيميائى وحيوانى و انتخاب زمين‏هاى مناسب به عمل آيد.

    در زمينه به‏نژادى با توجه به گونه‏ها و ارقام متعدد اميد مى‏رود كه در آينده ارقامى از زرشك حاصل شود كه ضمن دارا بودن كيفيت مطلوب ميوه )درشتى و رنگ مطلوب( درختچه آن فاقد خار باشد وعمل برداشت دانه‏ ها با سهولت بيشترى انجام شود. با توجه به سطح در حال توسعه كشت اين گياه و ساير گياهان محلى جا دارد كه در منطقه خراسان جنوبى مؤسسه مطالعات به زراعى و به‏نژادى گياهان منطقه‏اى مانند زرشك و زعفران و عناب و سنجد و آلو بوجود آيد تا با توجه به ارقام مرغوبتر كشاورزان را يارى دهند.

    برداشت زرشك با توجه به شرايط آب وهوائى از اوايل مهرماه شروع مى‏شود و در مناطق گرمسيرى تا اواخر آبان ماه به طول مى‏انجامد. برداشت زرشك با كمال تأسف دربسيارى از مناطق بازدن چوب بر روى ساقه ‏ها انجام مى‏شود. اين امر منجر به شكستن و زخم شدن ساقه‏ هائى مى‏گردد كه درسال آينده بايد شاخه‏ هاى ميوه دهنده ايجاد نمايند. ليكن درسالهاى اخير با توجه به استقبال مردم از زرشك تازه، معمولاً شاخه‏ هاى زرشك را با قيچى مى‏برند و به بازار عرضه مى‏نمايند. با توجه به قطع ساقه‏ها به هنگام برداشت، در منطقه به طور معمول باغهاى زرشك يك سال در ميان محصول رضايت بخشى مى‏دهد، ليكن هرگاه هرس صحيح درختچه‏ ها انجام شود، باغهاى زرشك هر ساله از حاصل كافى برخوردار خواهند بود.


   آلو بخارا       Plum 

    آلو بخارا از تيره گل سرخيان " Rosaceae" از جنس "Prunus" مى‏باشد. نام علمى اين درختچه عبارت است از:   "Prunus spinosa L Var. Bukharensis"

    آلو بخارا درختچه‏اى است به طول در حدود سه متر كه هر قدر فواصل كشت آن محدودتر باشد بر ارتفاع آن اضافه مى‏شود.اين درخت در روستاهاى بخش مركزى و بخش در ميان بيرجند بفراوانى كشت مى‏گردد. بايد دانست گونه‏هاى بادام، زردآلو، گيلاس، هلو، آلو، گوجه و آلوچه از همين جنس  "Prunus" مى‏باشند.

    برگهاى اين درخت بيضى و به صورت يك در ميان و به طول 4-6 سانتى‏متر، گل‏هاى آن به صورت دسته‏هائى مانند آلبالو به رنگ سفيد و ميوه آن مدور به رنگ بنفش مى‏باشد. ميوه اين درخت به طورى كه در مخزن الادويه آمده، اثر هضم كننده، اشتهاآور و محرك ترشحات صفراوى دارد. طعم ميوه برخلاف ساير آلوها، ترش و داراى اسيدماليك، قند و مواد آلبومينوئيدى و پكتيكى مى‏باشد. ريشه اين درخت اثر قابض دارد.

    ميوه اين درخت كمتر به صورت  تازه و بيشتر به صورت خشك مصرف خوراكى دارد. نوع خشك شده آن در انواع سوپ‏ها و خوراكها و خيسانده آن در آب در صبح و قبل از ناشتا به منظور لينت مزاج و رفع يبوست‏هاى عادى و تقويت اعمال كليه به كار مى‏رود. در داخل ميوه هسته‏اى كه داراى مغز هسته يا دانه مى‏باشد، وجود دارد. چون بر روى ميوه پوسته نسبتاً سختى وجود دارد، ميوه رسيده را به منظور جداسازى پوسته آن پس از برداشت در داخل آب جوش ريخته و بيرون مى‏كشند تا بدين وسيله جداسازى پوست از ميوه بآسانى انجام شود.

    باتوجه به لقاح واريته‏ هاى مختلف گونه فوق و امكان ايجاد ميوه‏ هاى نامرغوب، درتكثير اين درخت به‏ طور معمول از هسته ميوه استفاده نمى‏شود، اين درخت چون  داراى ريشه‏هاى سطحى فراوانى مى‏باشد، از سمتى به آب فراوان در فصل تابستان نياز دارد و از جهتى پاجوش‏هاى متعدد در سطح باغچه بوجود مى‏آورد. لهذا براى تكثير از پاجوش ويا از پيوند آلو بخارا بر روى پايه‏ هاى وحشى خانواده گل سرخى‏ها استفاده مى‏شود. فواصل كشت اين درختچه بهتر است 4*4 متر مربع انتخاب گردد و ضمناً از سمپاشى درخت‏ها عليه آفات ميوه غفلت نگردد. چون اين درخت در زمين‏هاى حاصل‏خيز بار فراوانى مى‏دهد كه ممكن است موجب شكستن شاخه ‏هاى ترد ونازك آن گردد، ازاين رو ضمن هرس فرم و بهره ‏دهى درخت بايد پايه‏هائى را در زير شاخه هاى پربار آن قرار داد.


   عناب       Jujube 

    عناب از جنس " Zizyphus"و از نوع   "jujuba"و از خانواده  "Ramnaceae"مى‏باشد. عناب به صورت ارقام اهلى و وحشى در ايران، افغانستان، چين، هندوستان والجزاير وجود دارد. زيستگاه اين گياه را منطقه خاورميانه بويژه كشورهاى ايران و افغانستان مى‏دانند.

    عناب درختى است خاردار كه در مقابل سرما و گرما مقاوم مى‏باشد. سازگارى اين درخت در مقابل شرايط سخت اقليمى و نوع خاك  سبب شده كه كشت آن در مناطق سردسير نيز توسعه يابد. عناب در اكثر روستاهاى بيرجند و در زمين‏هاى نامرغوب مى‏رويد و حاصل بالنسبه رضايت بخشى توليد مى‏كند. ليكن مانند هر گياه ديگرى در زمين‏هاى خاكى و حاصلخيز و در شرايط آبيارى مطلوب، حاصل بيشتر و بهترى ايجاد مى‏كند. طول اين درخت بسته به موقعيت، از 6 تا 10 متر مى‏رسد.

    گونه‏ هاى زيادى از جنس عناب شناسائى شده كه از نظر كيفيت ميوه با يكديگر تفاوت زيادى دارند. در چين دورگه‏ هائى از عناب بدست آورده ‏اند كه ميوه آنها به ‏طور محسوسى از نظر كيفيت گوشت و درشتى از والدين آنها برتر است. در سال 1960 ارقامى از اين عنابها به ازبكستان و آذربايجان شوروى سابق برده شده كه در آنجا نيز با دورگ‏گيرى ارقام بهترى را ايجاد نموده‏اند. در حال حاضر بيش از 36 رقم عناب در كلكسيون انستيتوى ژنتيك آكادمى علوم آذربايجان وجود دارد. برخى از عنابهاى اين مجموعه از نظر طول به 3/7 سانتى‏متر و از نظر قطر به 2/6 سانتى‏متر مى‏رسد. ميوه اين عنابها ترش و شيرين و با درجه گوشتى 91% و ميانگين وزن 13 گرم مى‏باشد.

    در كشور آمريكا نيز نسبت به اصلاح عناب قدمهاى ارزنده‏اى برداشته شده به طورى كه نگارنده در سال 1964 در محوطه دانشگاه ايالتى نيومكزيكو درختان عنابى را مشاهده كرده است كه ميوه آنها درشت و بدون هسته بود. اميدوارم روزى دسترسى به درخت‏هاى مذكور براى گرفتن پيوندك حاصل شود.

    برگ هاى عناب بيضى و درخشان و دندانه دار است. زيبائى برگ ها و ميوه عناب موجب شده كه اين درخت در بسيارى از منازل بيرجند كشت شود.

    عناب معمولاً توسط پاجوش، قلمه زدن وخواباندن ساقه ‏هاى جوان ازدياد حاصل مى‏كند. ليكن براى اصلاح مى‏توان به كشت عناب از طريق بذر نيز اقدام نمود. در روستاهاى بيرجند معمولاً عناب بيش از سنجد كشت مى‏شود چون ميوه عناب بيش از سنجد طالب و قيمت دارد.

    چوب عناب به رنگ قرمز خوش رنگ مى‏باشد و به لحاظ رنگ قشنگ و سختى و استحكام فوق ‏العاده در ساخت مبلمان و اشياى زينتى از قبيل مجسمه، عصا و نيز منبّت كاريها و دسته پيپ از آن استفاده مى‏شود.

  عناب گل‏هاى زرد كوچك و زيادى ايجاد مى‏كند كه كمتر از 10% آنها به ميوه تبديل مى‏شود، طبعاً شرايط سخت محيطى در ريزش بيشتر گل‏ها مؤثر مى‏باشد.

    ميوه رسيده عناب قرمز و در حالت نارس به رنگ زيتونى مى‏باشد. گوشت ميوه شيرين و زرد رنگ است.

    ميوه عناب مصارف خوراكى و داروئى دارد. شيخ‏الرئيس ابوعلى سينا در خواص عناب گفته است "منضج اخلاط غليظه و ملين صدر و احشاء و مسهل اخلاط رقيقه و رافع خشونت سينه و حلق و صوت، عارض از حرارت و سرفه، و صاف كننده خون و مولد خون صالح و مسكن التهاب و تشنگى و حدّت خون و گرمى و وجع جگر و مثانه و امراض مقعده و لزع امعاء و معده است") صفحه 14447 دهخدا اقتباس از مخزن‏الادويه(.

    ميوه هاى ريز ارقام وحشى عناب به مقدار زيادى داراى ويتامين C مى‏باشند (1750 ميلى گرم درصد گرم(، ميوه ‏هاى درشت ارقام پرورش يافته داراى مقادير كمترى از ويتامين  Cهستند(500 تا 750 ميلى گرم در 100گرم(، ليكن بااين وجود ميزان ويتامين C آنها ده برابر ميزان ويتامين C ليمو ترش مى‏باشد. عناب علاوه بر ويتامين C داراى ويتامين P وپكتين و مقادير زيادى آهن، مس و پتاس مى‏باشد كه جملگى  در ساختن هموگلوبين خون مؤثر مى‏باشند.

   يك درخت عناب در فضاى باز و مواظبت كافى 80 تا 100 كيلوگرم عناب مى‏دهد. بهتر است عناب بر روى درخت خشك شود تا از كيفيت بهترى برخوردار باشد، ليكن ترجيحاً پس از برداشت بايد چند روزى در مقابل آفتاب قرار گيرد.


     سنجد         Russian Olive = Oleaster

    سنجد به نام علمى  "Elaeagnus angustifolia L." يا  "E. Orientalis L." و از خانواده  Eleagnaceae""مى‏باشد. سنجد داراى ارقامى است كه از نظر شكل، رنگ، طعم و اندازه ميوه و ارتفاع درخت بايكديگر متفاوت مى‏باشند. اين درخت در روستاهاى كوهستانى بيرجند بفراوانى يافت مى‏شود و از آن بويژه به عنوان پرچين براى جلوگيرى از تخريب مزارع و باغها استفاده مى‏كنند. از اين رو سعى مى‏گردد اين درخت را در كنار ديوار باغها و در داخل مسيل و با فواصل كم، كشت كنند، تا ريشه‏ هاى ستبر، عميق، مقاوم و نيز ساقه‏هاى سخت آن درمقابل سيل مقاومت نمايد. از اين درخت خاردار براى بادشكن و نيز جلوگيرى از شن هاى روان مى‏توان استفاده نمود.

    برگ سنجد شبيه بيد، دراز، كرك دار، براق و متناوب و بادمبرگهاى كوتاه مى‏باشد. پشت برگها نقره‏اى فام و داراى دمبرگ كوتاه است.

    گل‏ها معمولاً زردرنگ . منفرد ويا چند تائى در كنار برگها ظاهر شده و فوق‏العاده معطر مى‏باشند. موسم گل دادن سنجد اواسط بهار مى‏باشد.

    ميوه سنجد به رنگ زرد، قرمز ويا صورتى مى‏باشد. ميان برميوه آردى و شيرين وخوراكى است. در درون ميوه، هسته درازى مشابه هسته خرما اما كوچكتر مشاهده مى‏شود.

    سنجد به سرماى سخت زمستان مقاوم مى‏باشد ليكن گرماى شديد تابستان را نمى‏پسندد. به لحاظ گل‏ هاى فوق‏ العاده معّطر و برگهاى نسبتاً زيبايش در پارك ‏ها كشت مى‏شود اين درخت در زمين‏ه هاى سنگدار، شنى و فقير مى‏رويد.


 بادام           Almond

    بادام از خانواده گل‏سرخيان  Rosaceae،