|
فصل چهاردهم اقتصاد صنعتى و معدنى بخش اول : صنايع دستى مقدمه فقر عمومى منطقه از دير باز روستائيان را به سوى استفاده از هر امكانى در راه تأمين مايحتاج خود سوق داده و در نتيجه فعاليت هائى مانند ريسندگى،بافندگى، سبدبافى، زيلوبافى، گليم و جاجيمبافى، كوزهگرى، تهيه عرقيات، آهنگرى، نجارى، زرگرى و از همه مهمتر قالىبافى از زمانهاى گذشته در اين سرزمين رايج بوده است. صنايع دستى به جهت استفاده از امكانات محلى، اشتغال زائى، ايجاد ارزشافزوده، باتوجه به اصالتهاى فرهنگى و سنتى وعادت محلى از اهميت ويژهاى برخوردار است. صنايع دستى بيرجند شامل 18000 دار قالى و قاليچه، چندين واحد نمدمالى، چندين واحد كفاشى، 3000 واحد گليم بافى و جاجيم بافى، 200 باب فروشگاه مواد اوليه قاليبافى و نيز چندين كارگاه آب نبات سازى و قندريزى، دوزندگى، تانكر سازى و صنايع در و پنجرهسازى چوبى، آهنى، و آلومينيومىو.... مىباشد. صنعت قالى و قاليبافى به طور مجزا معرفى خواهد شد. دراينجا اهم صنايع دستى بيرجند در گذشته و حال معرفى مىگردد. |
|
1- صنايع بافندگى: قالى، قاليچه، جاجيم،پلاس، گليم و نمد - انواع پارچههاى نخى شامل: قديفه، بقبند، سارق، صافى، دستارخان (صافى راه راه)، چارپوشاله (نوعى پارچه)، چادر شب، كرباس، لُنگ، سفره توتى و حوله (گاهى ابريشمى) است. - انواع بافتنى پشمى و كركى شامل: دستكش، جوراب، كلاه، بولوز، ژاكت، شال گردن، روسرى، مچ پيچ (پاتاپيچ) وانواع پارچههاى ابريشمى، پشمى و كركى شامل: روتختى، برك (پارچه كلفت كركى)، روفرشى، سوزن دوزيهاى سنتى، قارت (كه جنس آن از مو و يا پشم مىباشدو بيشتر چوپانان از آن به عنوان پالتو استفاده مىكنند) است. پارچههاى كركى مود به نام بَرَكْ است كه از دوام و زيبائى خاصى برخوردار بود و متأسفانه درحال حاضر كمتر بافته مىشود. قديفه : عبارت از ملحفه است و درمحل از نخ پنبه سفيد، يا زرد و گاهى با نخ ابريشم بافته مىشود. بُقْبَند: عبارت از چادر شب يا رخت خواب بند است و براى بستن رخت خواب استفاده مىشود سارق (بقچه): براى بستن و حمل وسايل حمام مورد استفاده قرار مىگيرد. صافى (دَسْتارخو): دستمال بزرگى است به ابعاد 1*1 متر كه مصارف مختلف دارد. از صافى براى خشك كردن ظروف و دست و صورت و نيز براى آبگيرى از پنير استفاده مىشود.
|
|
2- انواع كفش و گيوه: در اوايل قرن جارى شمسىانواع كفش و گيوه در بازارهاى بيرجند بفراوانى يافت مىشد. اكثر منازل بيرجند گيوه مىبافتند و از طريق آن امرار معاش مىكردند. انواع كفش معمول آن زمان عبارت بود از: چپّت، اُرسى، چارُق، ساغرى، گرجى، كتراك، پوزار، كندوره، كفش ساده زنانه (باسه نوع پاشنه: استخوانى، چوبى ساده، چوبى گلدار) و انواع گيوه با رويه و تخت متفاوت )در بين گيوهها، گيوه شاهزيله بسيار معروف بود) 3- صنايع چوبى: انواع در و پنجره، صندوق، كرسى، لك لكى (چرخى كه با آن نخ را كلاف مىكنند)، چرخ چاه، جَلَكْ )دوك دستى كه با آن نخ مىبافند)، چرخ نخريسى، گاوآهن ايرانى )قسمتهاى چوبى آن(، شانه )براى خرمنكوبى(، جام )چهارشاخ چوبى كه براى باد دادن خرمن و جدا كردن دانه از كاه به كار مىرود(، پارو، ماله و.... 4- صنايع كوزهگرى: در بيرجند و بويژه در روستاى شاهزيله بخش خوسف، ساخت وسايل سفالى متداول بود و انواع وسايل سفالى شامل: سبو، كوزه، تنور، گلينه، خشت، آجر، قلّك، كاسه، تغار، تغارچه، كندوك، خم، تنگ، تنگلى، قليان، دوگوشى و كوزه دودسته دار، ليوان، قدح، ابريق، نو(ناى(، نوچه (نايچه(، گلدان، آجرهاى منقش و.... ساخته مىشد.
|
|
5- سبد بافى: اين هنر هنوز در برخى از روستاهاى بيرجند تداوم دارد. براى ساخت انواع سبد از ساقههاى لطيف، بيد، بادامك، گز و ساقه انواع غلات بويژه گندم وجو استفاده مىشود. انواع سبد عبارتند از: سبد معمولى، شلغم شوى، گربه تاز، كالك بيز، تگيج، تختك، سبد دوك ريسى، سفتوك، شولگ، كواره (كباره( و قفس پرندگان كه در قسمت گويش بيرجند توضيح داده شدهاند. 6- صنايع فلزى : انواع بيل، كلنگ، گاوآهن، كلوخ كوب، افسار، دهنه، لجام، ميخ طويله، مقراض، تيشه، منقل، چهارشاخ، چكش، نعل، تبر، قندشكن، قندبر، داس، منگال، چاقو، ارّه، انواع ديگ، و ظروف مسى شامل كاسه، بشقاب، سينى، ديس و ظروف چهار گوش، قفل، ميخ، شن كش، كفگير، ملاقه، انبر، آتش گردان و... است. 7- عرقيات: باتوجه به وفور گياهان داروئى و عدم دسترسى به پزشك و داروهاى شيميائى، مردم بيرجند بويژه روستائيان از گياهان داروئى و عرقيات آنها به حد وفور براى درمان بيمارى هاى مختلف استفاده مىكنند. عرقيات گياهانى از قبيل نعناع، شاهتره، كاسنى، گل محمدى، شويد، مرزه، و چهل گياه (كه عرق چندين گياه باهم گرفته مىشود( هنوز نيز مرسوم است. |
|
8- حلبى سازى: شامل ساخت انواع ليوان، سطل آب، اجاق فرنگى، آفتابه، قيف نفتى، ظرف نفت، چراغ موشى، تلمبه نفتى، لوله بخارى، هواكش، بشكه آب و .... است 9- زرگرى: تبديل نقره و طلا به انواع اشياء ظريف و زيبا از قبيل: جا استكانى، سرقليان، آئينه و شمعدان، جا ليوانى (شربت خورى(، قندان، سينى، كاردو چنگال و قاشق، و اشياء زرين از قبيل گردن بند، سينهريز، دستبند، انگشترى، گوشواره، حلقه و... است. 10- سوزن دوزى سنتى: چشمه دوزى، آجيده دوزى، ابريشم دوزى، خامه دوزى، بُرُدْرِى دوزى، پيله دوزى، مليله دوزى و قلاب بافى نيز از هنرهاى ظريفه متداول بيرجند بوده است. 11- صنايع پوستى : مشك، غربال، انبان، زه كمان، دف (دايره(و پوست براى مصارف كيف، كفش، كمربند و... است. 12- گل دوزى: ازهنرهاى رايج در خانهها بود و كمتر دخترى بود كه اين هنر را نداند و براى به خانه شوهر رفتن نسبت به گل دوزى روتختى، بقچه حمام، روميزى، دستمال سفره، روبالشى و پارچه روى لباسى و از اين قبيل اقدام نكند. 13- مسگرى: كار مسگران شامل دو بخش بود : بخش اول ساخت وسايل مسى از قبيل قَلِف (قابلمه(، قلف چه، آبگردان، تاس، آفتابه، آفتابه لگن، مجمعه (سينى(، پاتيل (ديگ(، كفگير، ملاقه، پيهسوز..... و بخشدوم شامل برطرف كردن زنگ، و دوده ظروف و سپس لعاب دادن ظروف مسى باقلع بود. 14- ساير صنايع دستى بيرجند: درگذشته و تاحدودى زمان حال، خيّاطى، بّراشى (وصلهكردن دو يا چند قطعه شكسته ظرف چينى يا بلور(، پنبه زنى، پشم زنى، حلاجى (جداكردن پنبه از پنبهدانه(، نخ ريسى )توسط دوك(، رنگرزى، روىگرى، روغن كشى (خراّسى(، صابون پزى، علاّفىو... معمول بوده است. |
|
15- صنايع غذائى خانگى : غذاهاى محلى شامل: قوروت (كشك(، قوروت خُنك(1( (كه از كشك و آب سبزيها تهيه مىشود(، قاتق بنه(2) (سوپ بنه كه از كوبيدن بنه و ساييدن آن در تغارچه و اضافه نمودن گردوى سائيده و سير و نمك و فلفل و گاهى آب سبزيها پس از جدا شدن پوست آن تهيه مىشود(، كشك سالارى ) كهاز مخلوط آرد و ماست وآبغوره و زردچوبه به دست مىآيد و پساز خشك كردن و ساييدن تحت عنوان كشك زرد يا كشك سالارى مصرف مى شود.(، گاورس پلو(3)، خُشتِلى پلو (رشته پلو(، ساورى )گندم پلو كه از گندم پخته خشك كرده و دست آس كرده تهيه مىشود(، عدس پلو، گوشت داغ، گُرماست (مخلوط شير وماست(، شير برنج، توگى )مانند شير برنج است منتهى به جاى برنج از آرد ارزن استفاده مىكنند(، فَلَه (آغوز گوسفند ويا گاو كه پساز شيرين كردن از آن به عنوان سوپ استفاده مىشود( انواع اشكنه(4) شامل اشكنه عدس، گشنيز و شنبليله،ماقوت (حريره نشاسته(، فرنى (آرد برنج(، آش برنج، آش رشته، آش گندمشير، آش قلور (بلغور = گندم دستاس شده كه با گوشت و حبوبات پزند(، بزباش )مخلوطى است از حبوبات بويژه نخود و عدس، آرد ، گوشت و پياز داغ(، قاتق چغندر )مخلوط چغندر و عدس(، نان جوش، چكمال )مخلوط نان پتير و كره يا روغن حيوانى( مستابه )مخلوط قوروت و آبگوشت(، كاچى گندمشير )گندمى راكه در شير جوشانده و خشك كردهاند بانخود، سيرداغ و پياز داغ و كمى آرد و گوشت داغ مىپزند. 16- صنايع نانوائى : شامل انواع نانهاى لواش، پتير (فتير(، كماج، تفتان و... اين نانها بقدرى لذيذ و به مقدار مناسب تهيه مىشد كه هرگز ضايعاتى نداشتند، بعلاوه دورههاى كلفت نان لواش براى نان جوش كنار گذاشته مىشد. )نان جوش رااز دم كرده اضافات نان در روغن و پياز و مختصرى آب تهيه مىكردند(. در روز 15 شعبان يا روز برات رسم است كه هر خانواده براى اموات خود نان پتير و يا كماچ (كماج( و يا انواع ديگر نان مىپزد و براى پذيرائى از ميهمانان بر سر مزار افراد خانواده خود مىبرد. |
|
17- خشكه بار: خشكهبار بيرجند شامل ميوههاى خشك شده از قبيل پَخْتَه هلو (برگه هلو(، پخته زردآلو، سيب درختى برگه شده، توت خشكه، (كشت توت(، كشمش، عناب و سنجد و غدد ريشه پخته شده و خشك شده مانند چغندر، شلغم و هويج تحت عنوان پُختوك و يا پخُتيك و نيز آجيلهاى محلى مانند گردو، بادام، پسته، بادام كوهى (مغز دَك( شاهدانه، تخم هندوانه، تخم كدو، بلبلى (هسته زردآلو( شور شده و كشك زيرهدار مىباشد. 18- انواع شيرينى شامل: روور كرده (دو ورقهنان كه در وسط آن شيره انگور و گردو مىگذارند مانند بستنىهاى امروزى(، زنجبيلى، نان لوله، نان پنجره، كلّه كنو (كه به صورت كروى مىباشد و از مخلوط شاهدانه و خرما تهيه مىشود(، و كلّه كنجد )كه ازكنجد و خرما تهيه مىشود.( است. |