|
بخش دوم: قالى وقاليبافى در شهرستان بيرجند الف ( تاريخچه مختصر قاليبافى در ايران قالى بافى از صنايع دستى بسيار قديمى ايران است. غلامرضا پوينده در مقاله خود بااستفاده از تاريخ طبرى چنين مىنويسد: »حسب روايات تاريخى، زندگى هوشنگ پادشاه ايران زمين به بيشاز دوهزار سال قبلاز ميلاد مسيح باز مىگرددودرآن به استفاده ازپوست حيوانات به عنوان فرش اشاره شده است كه هم مىتوان استفاده از پوست حيوانات را باور داشت وهم مىتوان پشم وموى آنها را به عنوان پوششى براى كف محل زندگى انسانها در نظر گرفت« نيز درتاريخ طبرى آمدها ست :» پارسيان وبعضى از نسب شناسان گويند كه طهمورث پسر ويونگهان، پسر اسكهد، پسرهوشنگ، پساز هوشنگ پادشاهى يافت. اوملك اقاليم داشت و وى اول كس بود كهاز پشم وموى پوشش گرفت و..... به فارسى چيز نوشت« (19 صص 114-115). قديمىترين فرش ايران كه دركوه هاى آلتائى جمهورى مغولستان در محلى به نام پازيريك در سال 1949 كشف گرديده، مربوط به دوره هخامنشيان (559-321 ق.م.) و يا سلوكيان (حدود 312 تا 50 ق.م) مىباشد. |
|
»اسكندركبير (336-323 ق.م) وقتى براى اولين بار مقبره كورش بزرگ (59-529 ق.م) را بازديد مىنمود، مشاهده كرد كه آن با قالى خيلى خوب پوشيده شده و نيز مىگويند كه در قصر تيسفون يا طاق كسرى در زمان ساسانيان (226-652 ميلادى) يك قطعه قالى وجود داشته كه با جواهر و فلزات قيمتى پوشيده شده بود« . يكىاز عجايب و نفايس در بار خسروپرويز، پادشاه ساسانى، كه در فاصله 590-628 ميلادى سلطنت كرده چهار قالى از ديباى زر بافته مرصع به مرواريد و ياقوت بوده كه هر يك با يكى از فصول سال هماهنگى داشته است . مؤلف كتاب جغرافيائى » حدودالعالم« كه در سال 372 هجرى تحرير شده مىگويد »از منطقه فارس«، فرش ها، زيلوها، وگليم هاى قيمتى خيزد. يعنى حدود دو قرن قبل از حكومت سلاجقه (429-700 ه ق ) در ايران بافت قالى واستفاده از آن رايج بوده است (9 ص 32). احتمال مىرود كه قاليبافى در زمان سلطنت طويل شاه طهماسب (930-984 ه ق) به اعلى درجه ترقى رسيده باشد. در ميان نقشه هاى مختلف اين دوره طرحى است كه در وسط »ترنجى« دارد؛ مانند قالى مسجد اردبيل كه در موزه ويكتوريا در لندن مىباشد. در حاشيه اين قالى اسم مقصود كاشانى آورده شده و تاريخ آن 942 ه ق (1536) ميلادى است. اين قالى از شاهكارهاى زمان شاه طهماسب مىباشد. بر روى يكى ديگر از قالىهاى مشهور كه در موزه Poldi Pezoli ميلان ايتاليا نگهدارى مىشود، اسم بافنده آن، »غياث الدين جامى« نوشته شده و تاريخ آن 942 ه ق (1543م) ذكر شده است. قالى ديگرى كه نقش درخت سرو و بوته گل دارد و در مقبره شاه عباس ثانى در قم هست، و اسم نعمتاللَّه جوشقانى بافنده آن نوشته شده و به تاريخ 1082 ه ق (1671م) و از قالىهاى نفيس مىباشد. )لغتنامه دهخدا ص 15335). قديمىترين قالى تاريخ دار ديگر ايرانى مربوط به اواسط قرن دهم هجرى است كه تحت عنوان قالى شكارگاه و به ابعاد 6/9 متر در 3/6 متر مىباشد واز نظر هنرى از نفيسترين قالى هائى است كه تاكنون بافته شده است. تارو پود و پرز اين قالى از ابريشم است. اين قالى در موزه وين نگهدارى مىشود. |
|
ب ) تاريخچه مختصر قاليبافى در خراسان قالى بافى خراسان در طول مدت 1500 ساله خود در زمان سلطنت شاهرخ ميرزا (807 تا 850 ه ق) از سلسله تيموريان، يكىاز شكوفاترين دوره هاى تاريخ خود را گذرانيده است. دراين زمان شهر هرات پايتخت اين سلسله كه به شهر نقاشان و مينياتوريست ها لقب يافته بود، شهرى فعال و متمول و در كليه زمينه هاى هنرى از جمله قالى بافى شهرت داشت. قاليبافى درخراسان داراى دو دوره متمايز مىباشد: يكى در عهد صفويان (997-1135 ه ق) تا حمله افغان ها و ديگرى در نيمه دوم قرن سيزدهم (ه ق) كه بازرگانان تبريز در مشهد كارگاه هاى قاليبافى تاسيس كردند وبااعزام بافندگان ماهر بهاين منطقه موجبات رونق اين صنعت را فراهم ساختند. در فصلنامه شماره تخصصى فرش، از مراكز عمده قاليبافى خراسان به ترتيب از بيرجند (درخش، مود)، مشهد، قاين، كاشمر، سبزوار وقوچان نام برده شده است. پ ) تاريخچه مختصر قالىبافى در قاينات بافت قالى در قاينات از سابقه تاريخى نسبتاً طولانى برخوردار است. ابن حوقل در كتاب معروف خود صورة الارض (سال 367 هجرى قمرى) درباره مقدار آب و صنايع دستى منطقه قاينات چنين مىنويسد:» در سراسر منطقه قاينات رودخانه نيست و آب از قنات و چاه است. از آنجا انواع كرباس ها به دست مىآيد كه آن را به بيشتر نواحى مىبرند و نيز پلاس آنجا مشهور است . |
|
اصطخرى در قرن چهارم هجرى مىنويسد درقهستان كرباس باريك برخيزد و پلاس وآنچه به آن ماند . مقدسى نيز كه در پايان قرن چهارم از اين منطقه عبور كرده مىگويد »قالى و سجاده اين نواحى كوهستانى شهرت دارد « . »سرپرسى سايكس« در كتاب 8 سال در ايران كه در حدود 100 سال پيش نوشته از نواحى مختلف بيرجند ديدن كرده و در مورد درخش و گسك اين طور اظهار نظر مىكند: در ناحيهاى به نام درخش در حدود 450 دستگاه قاليبافى داير است و متأسفانه رنگهاى جوهرى را به جاى رنگهاى نباتى به كار مىبرند و در جاى ديگر اضافه مىكند. »گسك پنجاه خانوار جمعيت دارد و بااين حال 30 دستگاه قاليبافى در آنجا داير است« . لرد كرزن در جلد دوم كتابش تحت عنوان "ايران و قضيه ايران" در مورد فرش ايران و منطقه قاينات چنين اظهار نظر مىكند كه به لحاظ اهميت موضوع عيناً نقل مىشود تا توليد كنندگان و صادر كنندگان فرش در نظر گيرندكه ديگران از كارهاى مابيش از خود ما اطلاع دارند و هر نقصى كه در كالاهاى صادراتى ماباشد ضرر و زيان آن چند صد برابر به خود ماباز مىگردد. |
|
»فرش : از ميان مصنوعات بافته يكى كه هنوز اهميت فراوان دارد و بسيار معروف است، فرش ايرانى مىباشد و چنان شهرتى يافته است كه كمتر خانواده متّمول در انگستان يا آمريكا در اين فكر نيست كه خواه از جنس ممتاز و ياعادى آن را فراهم نسازد و اين كار بدون شك و انكار نشانه فرهنگ وتمدن است. كسانى كه فرش مرغوبى ديده باشند چگونه ممكن است رنگ ثابت آن را كه با مرور زمان بهتر و مطلوبتر مىشود بدون اينكه تغييرى نمايد و يا طرحهاى عالى و زيباى نافذ الاثر آن را فراموش كنند؟ هركس كه يك بار چنين سير ومشاهده هاى كرده باشد از ديدن محصول مقلدان جديد كه غالباً هم اين نام عالى رابرآن مىنهند دچار حيرت زدگى و يأس خواهد گرديد.« »فرشاصيل ايرانى را پيوسته تماماً بادست بافتهاند و هنوز هم حال بدين منوال است. به اين ترتيب كه آن را بر كارگاهى كه افقى يا عمودى است قرار مىدهند. در ميان طوايف صحرانشين بافتن فرش همواره كار زنان بوده است. تنوع اين فرشها نيز درخور توجه است و هر نوع هم خصايص جداگانه دارد بحدى كه ممكن نيست جنس ايالات مختلف را با هم اشتباه كرد.« لرد كرزن مىنويسد : »مراكز عمده بافندگى فرشعبارت است از: نواحى قاين و بيرجند در خراسان كه فرشهاى ريزبافت و ممتاز دارند و به قيمت گران فروخته مىشوند.« |
|
»شيوع رنگهاى مصنوعى باآنكه ازطرف دولت ايران نخست ممنوع شده است اثرات نامطلوبى در كار اين صنعت باقى گذاشته و دركاهش و گاهى نيز از بين رفتن رنگ ثابت نباتى محل تأثير كلى داشته است. شتابزدگى در فرش بافى كه رقابت با فرشهاى ارزان اروپائى راتسهيل كرده باشد اصالت طرح و جنس فرش ايران را دچار خطر ساخته و به توليد فرشهاى يكنواخت منجر شده است.« »چه اندازه زننده و ناگواراست كه موقع خريدن فرش جديد ايرانى شرط اصلى احتياط آن خواهد بود كه خريدار با دستمالتر رنگ فرش را امتحان كند وانسان هيچ گاه از ثبات رنگ آن اطمينان ندارد، مگر آنكه حتماً فرش كهنه خريدارى كرده باشد. ». در مجموعه قالىهاى آستان قدس رضوى قالىهايى از درخش با قدمت 150سال يافت مىشود، ضمناً يكى از كارهاى اواخر قرن 13 هجرى درخش قاليچه هاى تصويرى است، در يكى از اين قاليچه ها تصوير ناصرالدين شاه 96 بار تكرار شده است . از ديگر نقاط مشهور بيرجند در صنعت قاليبافى دهستان »مود« است. يك قالى از قالىهاى »افضل بيك« و يك جفت قاليچه كار »مرحوم حاج على مهديزاده مود« در موزه پاريس نگهدارى مىشود. قالىهاى اين منطقه از گذشته هاى دور شهرت داشته و قدمت آن به دوره قبل از صفويه مىرسد. رنگ آميزى قالىهاى مود هماهنگ، موزون و سرشار از زندگى است . پيش از جنگ جهانى دوم در بيرجند و درخش حدود سه تا چهار هزار دستگاه قالى بافى داير بوده است. قالىهاى اين منطقه از حيث نقش، بافت و رنگ آميزى در رديف بهترين قالىهاى مشهد قرار داشته است. برزگران در سال 1372 تعداد دار قالى را در شهرستان بيرجند بيش از 14000 دار دانسته است و اظهار نظر كرده كه اين صنعت حداقل توانسته است 50000 نفر را مشغول كند. او تعداد دار قالى را به اين شرح تخمين زده است: الف) بخش درميان 7500، ب) بخش مركزى 3000، ج) بخش سربيشه 2000، د) بخش خوسف 1500 دار قالى |
|
تعاونى فرش دستباف بيرجند در سال 1378 تعداد دار قالى را 18000، شامل 12000 دار ايستاده و 6000 دار زمينى اعلام كرده است(4 نامه آذرماه 78). فرماندار بيرجند نيز تعداد دار قالى را در شهرستان بيرجند 18000 دانسته و گزارش كرده است كه هر دار قالى موجبات اشتغال 4 نفر را به طور مستقيم و غيرمستقيم فراهم مىسازد (آواى بيرجند مورخ 6/8/78 شماره 74). مديريت جهاد سازندگى شهرستان بيرجند تعداد دار قالى ايستاده را در حدود 10770 دستگاه در 19 دهستان اعلام كرده است (دورنگاشت مورخ 78/9/11). فهرست مذكور كه با كمك شركت فرش دستباف بيرجند تكميل گرديده ضميمه است. سازمانهاى رسمى قالى بافى در بيرجند شايد اولين شركتى كه در بيرجند به تهيه و فروش فرش اقدام كرده، شركت انگليسى به نام "قالى شرق" Orient carpetبا مديريت يك نفر انگليسى ومعاونت مصطفى عامرى بوده است (مصاحبه باسالخوردگان بيرجند). دومين شركت رسمى كه به منظور تهيه وفروش فرش تأسيس شده بود، شركت "شرق" بود. اين شركت در سال 1308 باسرمايه 200000 ريال وبا شركت آقايان محمد ابراهيم علم، اسدالله علم، محمدتقى ميرزاى معتضدى، محمد رضا سپهرى، وحاجى على آقاى گازارى (هريك 40/000 ريال) به مديريت آقاى محمد رضا سپهرى به ثبت رسيده است. شركت شرق در توسعه صنعت قاليبافى از نظر كمى وكيفى در منطقه تأثير مطلوبى داشته و تا اوايل انقلاب اسلامى داير بوده است. (باتوجه به اساسنامه شركت مذكور). تعاونى فرش دستباف بيرجند در سال 1378 تعداد دار قالى را 18000، شامل 12000 دار ايستاده و 6000 دار زمينى اعلام كرده است (4 نامه آذرماه 78). فرماندار بيرجند نيز تعداد دار قالى را در شهرستان بيرجند 18000 دانسته و گزارش كرده است كه هر دار قالى موجبات اشتغال 4 نفر را به طور مستقيم و غيرمستقيم فراهم مىسازد (آواى بيرجند مورخ6/8/78 شماره 74). مديريت جهاد سازندگى شهرستان بيرجند تعداد دار قالى ايستاده را در حدود 10770 دستگاه در 19 دهستان اعلام كرده است (دورنگاشت مورخ(79/12/11) فهرست مذكور كه با كمك شركت فرش دستباف بيرجند تكميل گرديده ضميمه است. |
|
سومين شركت تحت عنوان شركت يگانه همزمان با شركت فرش توسط حاج محمد مهدى صمدى و سيد غلامرضاارباب به منظور قالىبافى، تأسيس شده و معلوم نيست نام اين شركت به ثبت رسيده باشد. چهارمين شركت درخصوص فرش، تحت عنوان اداره فرش بيرجند (وابسته بهوزارت بازرگانى) از سال 1345 در شهرستان بيرجند فعاليت خود را آغاز كرده و در حال حاضر در حدود يكصد روستااز شهرستان نهبندان وبيرجند را با حدود 500 دستگاه قالىبافى با 1500 نفر بافنده تحت پوشش دارد . بعد از انقلاب اسلامى باتوجه به شرايط نامناسب نظام توليدى وفروش، كه كمترين سهم از ارزش افزوده نصيب توليدكنندگان مىشد، سازمانهاى متعددى بهحمايت از توليدكنندگان ايجاد شد كه در رأس آنها وزارت جهاد سازندگى بود. وزارت جهاد سازندگى با توجه به مصوبه مورخ64/9/15هيأت وزيران، اقدام به تأسيس تعاونىهاى فرش دستباف نمود. براين اساس شركت تعاونى توليدكنندگان فرش دستباف بيرجند در سال 1366 تأسيس شد. در مرداد ماه سال 1376 آمار فعاليتهاى شركت مذكور نشان مىدهد كه اين شركت داراى 3843 نفر عضو و 7686 بافنده در شهر بيرجند ودر 300 روستا بوده است.از تعداد بافندهها 70-80% زن و بقيه مرد مىباشند. اين شركت تاكنون دوبار در سطح كشوردر سالهاى 1372 و 1376 مقام اول را در بين تعاونىهاى فرش دستباف به دست آورده است. صرف نظر از اداره فرش وتعاونى ياد شده، در شهرستان بيرجند سازمان هاى ديگرى نيز درامر بافت فرش دستباف اقدامات مشابهى انجام مىدهند. از آن جمله: 1) كميته امداد امام خمينى 2) بنياد شهيد 3) اداره بهزيستى 4) پادگان بيرجند 5) سازمان تعاون 6) دفتر صنايع دستى بيرجند 7) سازمان فنىحرفهاى 8) و سرانجام بخش آزاد كه تعداد آنها بسيار زياد است. |