|
بخش پنجم : جانوران و پرندگان وحش شهرستان بيرجند
در سطح شهرستان بيرجند، پستانداران حلال گوشت، پرندههاى بزرگ و كوچك، پرندههاى شكارچى، پرندههاى آبزى و پستانداران حرام گوشت وجود دارد. شكارگاههاى بيرجند اغلب تك حيوان هستند وتنوع حيوانى در آنها وجود ندارد و با توجه به وضعيت آب وهوائى ومحيط زيست تعداد آنها محدود است. اميد است درآينده مناطقى از شهرستان بيرجند به عنوان مناطق حفاظت شده اعلام شود، تا بدين وسيله احياء نسل وحوش وتراكم گياهان مرتعى درمنطقه ايجاد گردد. اسامى جانوران و پرندگان حلال گوشت وحرام گوشت شهرستان بيرجند به شرح زير مىباشد. |
|
الف( پستانداران وحش حلال گوشت از قبيل: قوچ، ميش، كل، بز، آهو و جيبر (Jiber) قوچ و ميش در دشتهاى مناطق سردسير و جيبر )آهوى گرمسيرى( در دشت ها و كوهپايههاى مناطق گرمسيرى يافت مىشوند. ب( پستانداران وحش حرام گوشت: گرگ، روباه، شغال، كفتار، سياه گوش، كاراكال، خرگوش، تشى، گوركن، خارپشت، موش صحرائى )خدنگ( وسمور. ج( پرندههاى نسبتاً بزرگ مانند: كبك، تيهو، باقرقره )سينه سياه و سينه سفيد(، كبوتر وحشى ) كبوتر چاهى(، قمرى و ياكريم كه اكثر آنها مهاجر هستند، و هوبره )بوقلمون وحشى( كه نيمه مهاجر مىباشند. كبك و تيهو در مناطق كوهستانى وتپه ماهور، باقرقره در دشتها و كبوتر وحشى تقريباً در همه جا يافت مىشود. د( پرندههاى كوچك شامل: پرستو، بادخورك، سبز قباى معمولى، زنبور خوار )در گونههاى مختلف( و چاخلق. ه ( پرندههاى شكارى چون: لاشخور، عقاب طلائى، سنغر، بالابان، بحرى، انواع شاهين، قرقى و كوكر كه در نقاط مختلف پراكندهاند. و( پرندههاى آبزى مهاجر: اين پرندهها اغلب مهاجر هستند و در منطقه مىمانند از قبيل: سرسبز، خودكا، آنقوت، تنجه، غاز، حواصيل سياه، آگرت )بزرگ و كوچك(. ز( پرندههاى آبزى مهاجر عبورى از قبيل: پليكان، فلامينگو، لك لك سفيد فراوانى گياهان داروئى و وحوش شهرستان بيرجند با مطالعه فرهنگ جغرافيايى آباديهاى كشور جمهورى اسلامى ايران، جلد 76 كه اختصاص به قسمتى از شهرستان بيرجند دارد و در فاصله سالهاى 1353-1355 تهيه شده است، فراوانى گياهان دارويى و وحوش مندرج در 821 روستاى فرهنگ مذكور )تقريباً 15 روستاهاى شهرستان( به شرح نمودار 14 به دست آمد. آمار مندرج در اين نمودار مؤيد اين است كه در 80% روستاها كلپوره و تقريباً در 100% روستاها روباه و در 80% روستاها گرگ و شغال ديده شده است.(2) |
|
مركز وحاكم نشين اندر قهستان بيرجند(3) هست شهرى كم نظير اندر خراسان بيرجند مركز و حاكم نشين اَندر قُهستان بيرجند مىدرخشد در ميان شهرهاى اين ديار چون نگين بَرخاتمِ دست سليمان بيرجند هست بنيادش زدورانى كه باشد بس قديم شاهد اين گفته تاريخ است و دوران بيرجند بانى آن قهرمانى از اساطير كهن نام او خواهى اگر سام نريمان بيرجند گر درآن قهر طبيعت اندكى دارد نُمُود ليك امكانى ندارد بهر جولان بيرجند چون دو عامل بشكند اين قهر را در اين بَلَد لطف حق با سعى مردم داده امكان بيرجند خاك آن آماده وهم باد آن عنبر فشان آب آن عذب (4) وهوايش چون بهاران بيرجند باغ و صحرايش پُراست از لاله واز سبزهها نيز نرگس دارد وسنبل و ريحان بيرجند هست شهرستان مااز حيث وسعت درمقام اول اندر مملكت حتى زتهران بيرجند باشد اندر سطح آن خرم دهاتى خوش هوا هر يكى برآن دگر را هست رُجَحان بيرجند باغران كوهى است زيبا و عظيم وهم بلند در جنوبش درصفا چون كوه سَبْلان بيرجند |
|
بلبلان وقمر يانى خوش نوا ماوا درآن كرده هم سار و دگر كبك خرامان بيرجند حاصل وهم ميوهاش انگور وانجير است وناك هم زرشك و زعفران، عناب ورمان بيرجند قاليش مشهور در كشور بود هم در جهان باشداين قولى كه هستند جمله برآن بيرجند صنعت دستىِ ديگر باشد اندر آن بَرَكْ هم نَمَد، هم گيوه، هم جاجيم الوان بيرجند معدن بسيار دارد از زرومس روى و سرب پنبه ناسوز دارد بخش بندان بيرجند باشد آثارى دراين شهر اززمان باستان همچو ارگ ومسجدى درهندوالان بيرجند مسجد جامع وديگر قلعه وهم مدرسه بند دَرّه كان بود در كوه باغْران بيرجند اكبريه هم رحيمآباد و يك آرامگه از نزارى را كه از نوگشته بنيان بيرجند قلعه فورگ است و خوسف و يك كتيبه نيز در كال جنگال آن كه هست از عهدساسان بيرجند بوده دراين شهر سرداران باعز وجلال همچواسماعيلو قارن همنحيرجان (5)بيرجند عالمانى نيز چون بيرجندى(6) وابن حُسام هم نزارى،هادوى(7)،لامع، و فرزان بيرجند |
|
آيتى(8)،مشكوه، تهامى،پس صبوحى،وخفى قاينى، سالك كه هستنداز بزرگان بيرجند مردمانش جمله بِخْرَدْ، باسوادوباكمال مُتقى و پاكدامن اهل ايمان بيرجند چون بس از دارالفنون و رُشديه شد افتتاح بهر نشرعلم اندرآن دبستان بيرجند در زمانى كه بجز تبريز ودرتهران نبود از دبستانى اثر در سطح ايران بيرجند صادرات آن معلم اززمانهاى قديم پس كجايابى چنين شهرى توچونان بيرجند فاضلان وعالمانى كم نظير وهوشيار پرورنده است او بسى بر روى دامان بيرجند چون سعيدى،صالحى(9)،گنجى(10)،رضائى(11)،احمدى(12) لطفى(13)، ورضوانى(14)، وراشد(15)، فراوان بيرجند نيز،شيبانى(16)،وبيرجندى(17)،شكوهى(18)، آيتى(19) هم،نوازى(20)، ناصح(21)، وسرّى(22)، ازاين سانبيرجند وصفشهرخودغنىكردهاستاندرشعرخويش گرچه خالى نيست از عيب وزنقصان بيرجند « كاظم غنى » |