|
نغمه مستانه شبانه مست به كوى تو گر گذار كنم هزار نغمه مستانه، چون هزار كنم تنور سينه شب و روز چون شقايق سرخ ز اشتياق جمالت، پر از شرار كنم نسيم وار كه مستانه بگذرى برمن به باغ شوق شكوفه، گل بهار كنم ملامت از همه عالم كشيدن آسانتر كه ترك مى، من شيداى بى قرار كنم درسال 1347 درروستاى سيوجان از بخش خوسف بيرجند متولد شده ،تحصيلات ابتدائى و راهنمائى تحصيلى را در سيوجان و دوره متوسطه را در دبيرستان شريعتى بيرجند گذرانيده است . تحصيلات كارشناسى را در رشته زبان و ادبيات آلمانى در دانشگاه شهيد بهشتى و كارشناسى ارشد را در همين زمينه در دانشگاه تربيت مدرس در سال 1375 به پايان برده است . عبداللهى از سالهاى درس در دبيرستان ، ذوق خود را در زمينه شعر آزمود و تاكنون يك مجموعه شعرى و چند كتاب توسط نامبرده تأليف و ترجمه شده است . 1. كتاب مجموعه شعر » هى راه مى روم در تاريكى « تهران :انتشارات نارنج ،1376 . 2. »تصاوير وارونه سكوت و گورنبشته « گزينه اشعار يا نيس ريتسوس ، شاعر يونانى، )ترجمه(، تهران :انتشارات نارنج ،1377 . 3. "اكنون ميان دو هيچ " مجموعه اشعار فريدريش نيچه )ترجمه (،تهران :انتشارات نارنج،چاپ دوم، 1377. 4. "ويژه رينر ماريا ريلكه " )ترجمه و تاليف( ،تهران :انتشارات كتاب زمان ، 1378 .
در سال 1350 در بيرجند متولد شده ،و تحصيلات ابتدائى و متوسطه را دربيرجند گذرانيد. وى تحصيلات كارشناسى خود را در رشته باستان شناسى دانشكده ادبيات وعلوم انسانى دانشگاه تهران گذرانيده است .در حال حاضر درمديريت ميراث فرهنگى بيرجند مشغول انجام خدمت مىباشد. نامبرده بالغ بر 180 قطعه شعر در قالب غزل سروده است . سبك اشعار وى با الهام از اشعار حافظ ،مولانا جلال الدين بلخى و علامه اقبال لاهورى مى باشد. به منظور آشنائى با سروده هاى او يك قطعه غزل ارائه مى شود.
|
|
يك دم بكن برما نظر اى از غم و سوداى تو ، اين جان همه شور و شرر چون جان ما در دست توست ، يك دم به احوالم نگر در سركنون سوداى تو، وندر دلم غوغاى تو از عشق خوش سوداى تو ، درياى خون شد اين جگر اى چشم تو چشمان عشق ، وى روى تو رضوان عشق از راه لطف و مرحمت، يك دم بكن بر ما نظر تا در سر ما شور توست ، جانم غبار كوى توست گر جان بخواهى مى دهم ، جان شد برايت مختصر ما در غمت مجنون شديم، از دوريت دل خون شديم چون مى روى تنها مرو ، مگذار مارا بى خبر اى از فروغ روى تو شبهاى عالم رو سفيد شد اين سروش غم زده ، از ذكر نامت مفتخر |
|
در سال 1352 در شهرستان بيرجند متولد شده .وى سرودن شعر را در قالبهاى مختلف شعرى از سال 1363 آغاز نموده و به سرودن غزل علاقه خاصى دارد. به منظور ايجاز به ذكر دو رباعى اكتفا مىشود. |
|
بيا دريچه دل را دوبار ه بازكنيم به روى پنجره دست دعا دراز كنيم به مقتضاى زمان گرچه كعبه ثابت نيست بيا به قبله دلهايمان نماز كنيم نام تو ز آفتاب بايد پرسيد رازت ز دل شهاب بايد پرسيد اى عشق ، نشان آبى قصر تو را از تشنگى سراب بايد پرسيد
طلسمى است گوئى دراين سرزمين كه نحس است و با قهر باشد عجين نگشته است باطل اگر چه بسى نمودند سعى و تلاش آن واين نشد كارى از ساحران ساخته بر آنها شدنْد مردمان مستعين طلسم آنكه تفكيك گردد و بخش خراسان كه فكرى بود بس متين كه از كار مردم گره وا شود به كمتر زمان بلكه در كمترين بههر جاى اين كشور اين فكر نيز يكى خواست بوده است و فكرى وزين كه چون مستعد است شهرى شود به استان بدل هم به شهرى گزين از آن جمله قزوين و قم، اردبيل و گرگان و جاهاى ديگر ببين فقط بيرجند مانده دراين ميان عقب مانده از قافله اين چنين همان كاولين شهر اين كشور است كه لوله كشى شد به سبك نوين و هم باز شد مدرسه اندر آن ميان همه شهرها سومين محق است اين شهر و انصاف و عدل كه استان شود خالى از حب و كين كنون عاجزانه تقاضا كنيم تقاضا بَرِ حق و با حق قرين ز مردان دولت و نيز از همه وكيلان شايسته تيزبين كه با استعانت ز يزدان پاك ز بعد زمانها شهور و سنين برآورده سازند اين خواست را اميد آنكه ايزد شود شان معين دعاى غنى اين بود دوستان بگوييد از صدق دل آمين »بيرجند -خرداد 79» »كاظم غنى« |