| تاييد كننده باور را پيدا كن |
| روزي پدري نزد شيوانا آمد و از او در خصوص رفتار ناهنجار پسر نوجوانش راهنمايي خواست. شيوانا پرسيد: "مگر پسرت چه مي كند!؟" مرد گفت: " او به طرز متفاوتي نسبت به بقيه جوانان لباس مي پوشد و موهاي خود را به شكلي زننده آرايش مي كند و رفتاري مغاير با بقيه دارد. هر چه به او مي گويم كه اين كار باعث بي حيثيتي خانواده مي شود به گوشش نمي رود." |
![]() |
| شيوانا گفت: " فرزند تو جايي بابت اين رفتارش از كسي تاييد مي گيرد. ببين چه كسي به اين شكل عجيب و غريب او مي خندد و در عمل(نه در گفتار) او را به خاطر اين شكل خاص تحسين مي كند!؟ انسانهاي بد، كار بد انجام مي دهند چون كسي يا پنداري آن ها را به اين باور رسانده كه كار بد چندان هم بد نيست! بد بودن و زشت بودن كارهاي پسرت را كسي يا كساني به شكل ديگري معنا مي كنند! اين افراد را پيدا كن و ار آن ها بخواه كه هر وقت پسرت مقابل آنها ظاهر |
| شد حالت انزجار به خود بگيرند و با نفرت از شكل ظاهري او طردش كتتد. پسرت بلافاصله رفتاري را پيشه مي كند! تا از ديگران تاييد بگيرد!" |
| مرد با عصبانيت گفت: " چه مي گوييد استاد!؟ در خانواده ما همه اين كار را زشت مي دانند و هيچ كس رفتار او را تاييد نمي كند. دوستان اين پسر هم همگي از خانواده هاي محترم هستند. چگونه ممكن است او تاييد اين مسخره بازي را از كسي بگيرد!" |
| مرد ناراحت و عصباني به سوي خانه اش به راه افتاد. او آنقدر عصباني بود كه كارهاي آن روزش را نيمه كاره رها كرد و سر زده وارد خانه شد. وقتي قدم به درون حياط منزل گذاشت در كمال حيرت ديد كه همسر و فرزندانش پسر جوان را كه لباس زنانه پوشيده تشويق مي كنند و او را به خاطر شيرين كاريهايش تحسين مي كنند. حق با شيوانا بود. تمام اعضاي خانواده در عمل با خنديدن به رفتار ناهنجار پسر او را به اين باور رسانده بودند كه رفتارش چندان هم زشت نيست! مرد با شرمندگي سرش را پايين انداخت و بدون اينكه با هيچ كس حرفي بزند غمگين و ناراحت از لابلاي جمع خانواده عبور كرد و به درون اتاقش رفت و با خودش خلوت كرد. مي گويند از آن روز به بعد آن پسر رفتارش را تغيير داد! |
| منبع: مجله موفقيت |
| برگشت |